English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (8 milliseconds)
English Persian
booth پاسگاه یادکه موقتی
booths پاسگاه یادکه موقتی
Other Matches
slumping کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumps کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumped کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slump کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
lodgment پاسگاه
post of duty پاسگاه
station پاسگاه
stationed پاسگاه
stations پاسگاه
post پاسگاه
post- پاسگاه
sentry post پاسگاه
guard house پاسگاه
posts پاسگاه
posted پاسگاه
citadel پاسگاه
citadels پاسگاه
command post پاسگاه فرماندهی
police office پاسگاه پلیس
forward command post پاسگاه مقدم
command posts پاسگاه فرماندهی
forward station پاسگاه جلویی
outposts پاسگاه دور افتاده
booth سایبان خیمه پاسگاه
command post exercise تمرین پاسگاه فرماندهی
advance command post پاسگاه فرماندهی جلو
outpost پاسگاه دور افتاده
advance command post پاسگاه رده جلو
booths سایبان خیمه پاسگاه
fixed post system سیستم پاسگاه ثابت
ambulance control post پست یا پاسگاه کنترل امبولانسها
army airdefense command post پاسگاه فرماندهی پدافندهوایی نیروی زمینی
intrim موقتی
jackleg موقتی
pro forma موقتی
provisory <adj.> موقتی
make-shift <adj.> موقتی
flying bridge پل موقتی
makeshift <adj.> موقتی
extemporaneous موقتی
provisionary موقتی
treadway پل موقتی
tentative <adj.> موقتی
temporary <adj.> موقتی
provisional <adj.> موقتی
adinterim موقتی
interim موقتی
reference position محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
funk hole پناهگاه موقتی
barricading سنگربندی موقتی
barricades سنگربندی موقتی
barricaded سنگربندی موقتی
barricade سنگربندی موقتی
temporary error خطای موقتی
temporary gauge اشل موقتی
temporary income درامد موقتی
temporary storage انباره موقتی
temporary structures ساختمانهای موقتی
gleam تظاهر موقتی
temporariness موقتی بودن
sojourner ساکن موقتی
sojoiurn اقامت موقتی
house of d. زندان موقتی
make shift construction طرح موقتی
floating bridge پل متحرک موقتی
make do چاره موقتی
non resident مقیم موقتی
phantom tumour برامدگی موقتی
phantom tumour باد موقتی
provisionality موقتی بودن
provisionality جنبه موقتی
scratch file فایل موقتی
scrip رسید موقتی
faddle سرگرمی موقتی
temporal موقتی زودگذرفانی
gleamed تظاهر موقتی
gleaming تظاهر موقتی
gleams تظاهر موقتی
sojourn اقامت موقتی
sojourns اقامت موقتی
bivouacs اردوگاه موقتی
bivouacs اردوی موقتی
bivouacking اردوگاه موقتی
dugout پناهگاه موقتی
dugouts پناهگاه موقتی
bivouac اردوی موقتی
bivouac اردوگاه موقتی
bivouacking اردوی موقتی
bivouacked اردوگاه موقتی
adjournments تعطیل موقتی
adjournment تعطیل موقتی
bivouacked اردوی موقتی
corner انحصار موقتی
cornering انحصار موقتی
palliatives مسکن موقتی
palliative مسکن موقتی
non-residents مقیم موقتی
non-resident مقیم موقتی
corners انحصار موقتی
baste کوک موقتی
basted کوک موقتی
bastes کوک موقتی
coalitions اتحاد موقتی
coalition اتحاد موقتی
treadway bridge پل عبور موقتی پیاده
dump انبار موقتی اشغالدان
temporary data set مجموعه داده موقتی
Band-Aids چارهی سطحی و موقتی
frame هیکل حالت موقتی
Band-Aid چارهی سطحی و موقتی
interrex رئیس حکومت موقتی
stop gap وسیله یا چاره موقتی
interim certificates سند قرضه موقتی
interregna دوره حکومت موقتی
casual uplift بالا بردن موقتی
casual uplift بالا رفتن موقتی
interregnums دوره حکومت موقتی
brainstorms اشفتگی فکری موقتی
interregnum دوره حکومت موقتی
recesses تعطیل موقتی تنفس
recess تعطیل موقتی تنفس
gasoline dump مخزن موقتی بنزین
interim dividend سود موقتی سهام
brainstorm اشفتگی فکری موقتی
interlocutory موقتی غیر قطعی
jury sturt پایه اضافی یا موقتی
interim dividend سود سهام موقتی
put someone up به کسی بطور موقتی جا دادن
epaulement استحکام موقتی جناحی مترس
hoarding جمع اوری دیوار موقتی
hoardings جمع اوری دیوار موقتی
casual water تجمع موقتی اب روی زمین
radar silence خاموش کردن موقتی رادارها
makeshift چاره موقتی ادم رذل
assembly of notables مجلس بزرگان یا اعیان پارلمانی موقتی
cornering انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
corners انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
blackout فراموشی [یا بیهوشی یا نابینایی] موقتی [پزشکی]
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
corner انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
barracked منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
to have a blackout فراموشی [یا بیهوشی یا نابینایی] موقتی داشتن [پزشکی]
surging تغییر ناگهانی و موقتی ولتاژبا جریان در یک مدار
barracking منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
barrack منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
strip نوار مین گذاری باند فرود موقتی
glitches خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
glitch خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
jumpers سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
jumper سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
breastwork استحکام یاسنگر موقتی نرده بندی عرشه جلو کشتی
tack weld وسیلهای برای سنجش ونمایش سرعت شفت گردنده جوش موقتی
full power اختیاری است که دولتی به نماینده خود به طور موقتی میدهد تا درمورد بخصوصی مذاکره و اخذتصمیم کند
indeterminate change of station انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
bridge loan وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
bridge finance وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
dump انبار موقتی زاغه مهمات انبار
kytoon انتن گازی هلیومی انتن موقتی
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com