English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (7 milliseconds)
English Persian
shovel pass پاس از زیر بازو
Search result with all words
grain بازو
overarm بالا اوردن بازو تا بالای شانه
scoop شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
scooped شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
scooping شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
scoops شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
extend کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extending کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extends کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
lunge حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunging حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
arm بازو
fin جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
fins جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
position مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
positioned مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
forearm بازو
forearms بازو
chevron درجه نظامی روی بازو
chevron دستکش ارم بازو
chevrons درجه نظامی روی بازو
chevrons دستکش ارم بازو
arm wrestling مسابقه نیروی بازو
wrist wrestling مسابقه نیروی بازو
thrust فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusting فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusts فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
humeri استخوان بازو
humerus استخوان بازو
humeruses استخوان بازو
arm hand steadiness test ازمون استواری دست و بازو
bar printer چاپگری که در آن حروفی که روی بازو هستند به کاغذ می چسبند یا چاپ می شوند
brachium بازو
brachium هر عضوی شبیه بازو
brassart زره بازو
change of pace جهشهای کوتاه برای استراحت بازو
change up جهشهای کوتاه برای استراحت بازو
cubitus ساعد پیش بازو
dog paddle شنای به پشت با حرکت پا وبدون بیرون امدن بازو از اب
flip pass پاس کوتاه از زیر بازو پاس سریع با استفاده از مچ
front raise تمرین با دنبل از ناحیه ران تاشانه و ساعد روی بازو
hen hawk ضربه از زیر بازو
humeeerus استخوان بازو
humeeerus بازو
the humeral bone استخوان بازو
the humeral bone بازو
jackknife بازو بسته شونده شیرجه رفتن
master slave manipulator بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
more power to your elbow خدازور بازو بشما بدهد
muscular strength زور بازو
open faced دارای سیمای بازو بی تزویر
patent anchor لنگر بی بازو
printwheel چرخی که از چندین بازو ساخته شده باشد به هر شکل حروف در انتهای بازو قرار دارد که در چاپگر claing wheel به کار می رود
shovel pass پاس اززیر بازو
swing bar اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
swing bell اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
upper arm بازو
armband بازو بند
armbands بازو بند
brachio <prefix> وابسته به بازو [پزشکی]
armless <adj.> بی بازو [در آخر جمله می آید]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com