English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
french heel پاشنه کفش زنانه بلند وخمیده بجلو
Other Matches
skull حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا
skulls حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا
robes جامه بلند زنانه
victorine خز گردن بلند زنانه
robe جامه بلند زنانه
kirtle جامه بلند زنانه
gown جامه بلند زنانه
gowns جامه بلند زنانه
chopine نوعی کفش پاشنه بلند
napoleon چکمه پاشنه بلند ناپلئونی
stocking جوراب زنانه ساقه بلند
stockings جوراب زنانه ساقه بلند
maxi پیراهن زنانه دامن بلند
peignoir قطیفه لباسی زنانه لباس خانگی زنانه
feminality طبیعت زنانه زیورهایاچیزهای بی بهای زنانه
heel پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
heels پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
feminize زنانه کردن زنانه شدن
modiste کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
head way بجلو
onward بجلو
propelled بجلو راندن
propel بجلو راندن
propels بجلو راندن
prefrontal بجلو مغز
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
ap koobi seogi راه رفتن بجلو
Keep moving! بجلو برو [بروید] !
inclining خمیدگی بجلو و پایین
slide chasse حرکت با یک پا بجلو و فشار
ap joo choom ایستادن اسب سواری بجلو
rocket propulsion حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
ap dellyo chagi ضربه پا بجلو در زاویه 54درجه
go long تلاش درپاس طولانی بجلو
antrorse خمیده بجلو یا متمایل ببالا
sculled حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
sculls حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
sidestep traverse صعود پلهای همراه باسرخوردن بجلو
Move along, please! [in a crowd] لطفا بجلو حرکت کنید! [در جمعیتی]
scull حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
jump-started شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-start شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump start شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starting شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starts شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jack knife خم شدن بجلو با پاهای مستقیم و گرفتن مچ پا بادستها
lunging حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunge حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
front drop پرش به بالا و چرخش بجلو وفرود روی شکم
quarterback sneak حمله بازیگر بالا با دویدن بجلو پس از گرفتن توپ
balestra پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله
sculls حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
sculled حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
scull حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
shoot the duck حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
set forward جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
hitch and go نوعی پاس که گیرنده بجلو می دود و به سمت دیگر می چرخد و باز به جلو ادامه میدهد
pivots پاشنه در
sterner پاشنه
bridge seat پاشنه پل
sterns پاشنه
bridge shoe پاشنه پل
bridge shoe پاشنه
door hinge پاشنه در
overtaking light پاشنه
shoeing پاشنه
door hinge پاشنه
sternest پاشنه
cups پاشنه در
after castle پاشنه
trigger پاشنه
triggered پاشنه
triggers پاشنه
cup پاشنه در
pivot پاشنه در
heelpiece پاشنه
shoe پاشنه
upstream toe پاشنه سد
pivoted پاشنه در
cupped پاشنه در
stern پاشنه
shoe lift پاشنه کش
heels پاشنه سد
waked کف پاشنه
wake کف پاشنه
door-furniture پاشنه ی در
wakes کف پاشنه
talons پاشنه پا پاشنه
heels پاشنه
heels ته پاشنه کف
talon پاشنه پا پاشنه
heels پاشنه در
heel ته پاشنه کف
quarter deck پاشنه
heel پاشنه سد
heel پاشنه در
pivot footstep پاشنه
shoes پاشنه
heel پاشنه
boat tail پاشنه قایق
transom stern پاشنه تخت
bootjack پاشنه کش چکمه
heel cut محافظ پاشنه پا
transom stern پاشنه صاف
mizzen sail بادبان پاشنه
trunnion پاشنه افقی
trim aft نشست پاشنه
heelpiece پاشنه پوش
pivot پاشنه گردان
aftermost نزدیک پاشنه
after turret توپ پاشنه
stepping پاشنه کفش
shoehorn پاشنه کش کفش
shoehorns پاشنه کش کفش
step پاشنه کفش
poop deck بالاترین پل پاشنه
quarter boom تیرک پاشنه
pivot instep kick ضربه با پاشنه پا
tiller flat سکان پاشنه
kick with the heel ضربه با پاشنه پا
aft spring اسپرینگ پاشنه
abaft به سمت پاشنه
quarter boom بوم پاشنه
kedge anchor لنگر پاشنه
to take to ones heels پاشنه راورکشیدن
heeltap لایی پاشنه
heel and toe با پنجه و پاشنه
sterner پاشنه ناو
slipshod پاشنه خوابیده
toe protection پاشنه بندی
fantail پاشنه ناو
stern پاشنه ناو
heel loop قوس پاشنه
calcaneum استخوان پاشنه
heel پاشنه [کفش]
dead astern درست پاشنه
stern rope طناب پاشنه
pivots پاشنه گردان
dwi chook پشت پاشنه پا
sternest پاشنه ناو
sterns پاشنه ناو
pivoted پاشنه گردان
following sea موج پاشنه
heeler پاشنه ساز
gynecic زنانه
wifely زنانه
unmanly زنانه
womanish زنانه
feminine زنانه
gynaecic زنانه
womanly زنانه
femininely زنانه
pirouettes چرخ روی پاشنه
shoes پاشنه کیل ناو
pirouette چرخ روی پاشنه
percussion gun تفنگ پاشنه دار
pivoted روی پاشنه چرخیدن
on the quarter در جهت پاشنه ناو
stern fast طناب پاشنه قایق
shoeing پاشنه کیل ناو
stern post ستون پاشنه ناو
pivot روی پاشنه چرخیدن
pivots روی پاشنه چرخیدن
running free بادبانی با باد پاشنه
pivots پاشنه محور چرخ
pivot پاشنه محور چرخ
stern hook نفر پاشنه قایق
sternfast طناب پاشنه قایق
pivoted پاشنه محور چرخ
shoe پاشنه کیل ناو
splash board سپر پاشنه قایق
block heel نعلبند پاشنه اسب
swivelled لولای پاشنه گرد
fore foot کیل ناو در پاشنه
heel پاشنه پی دیواره حائل یا سد
ensign staff میله پرچم پاشنه
drilling shoe پاشنه ی مته کاری
heels توپ را با پاشنه پا رد کردن
after body قسمت پاشنه ناو
heel در پاشنه قرار گرفتن
heel توپ را با پاشنه پا رد کردن
sock کفش راحتی بی پاشنه
heels پاشنه پی دیواره حائل یا سد
by the stern از طرف پاشنه ناو
swivel لولای پاشنه گرد
swivels لولای پاشنه گرد
instep پاشنه جوراب یاکفش
top lift طبقه زیرین پاشنه پا
insteps پاشنه جوراب یاکفش
shoehorns پاشنه کش بکار بردن
heel thrust فشار پاشنه پا در پیچیدن
shoehorn پاشنه کش بکار بردن
taffrail نرده پاشنه ناو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com