Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (6 milliseconds)
English
Persian
box palet
پالت مکعب مستطیل شکل
Other Matches
flat pallet
پالت کف هواپیما یا کشتی پالت صاف پالت کف صاف
cubes
هرچیزی بشکل مکعب بشکل مکعب دراوردن
cube
هرچیزی بشکل مکعب بشکل مکعب دراوردن
pallets
پالت
pallete
پالت
pallet
پالت
deck board
کف پالت
pallet
پالت
box palet
پالت جعبهای
palletized
پالت بندی شده
palletetisation
بصورت پالت دراوردن
pallette
لوحه ارایش پالت
air delivery platform
پالت مخصوص بارریزی هوایی
deck board
کف یا رویه پالت حمل مهمات
binding
مهار کردن بار در روی پالت
bindings
مهار کردن بار در روی پالت
rectangular
مستطیل
cuboid
مستطیل
oblongs
مستطیل
rectangles
مستطیل
oblong
مستطیل
rectangle
مستطیل
solids
مکعب
cubiform
مکعب
solid
مکعب
cubical
مکعب
cuboid
مکعب
cube
مکعب
cubes
مکعب
dispersion rectangle
مستطیل پراکندگی
deflection pattern
مستطیل انحراف
rectangles
مربع مستطیل
rectangle
مربع مستطیل
hexahedral
مکعب شش سطحی
Rubik’s Cube
مکعب روبیک
n cube
مکعب N بعدی
stere
یک متر مکعب
Rubik’s Cube
مکعب جادویی
solid
مکعب حجمی
solids
مکعب حجمی
cube roots
ریشه مکعب
cube
مکعب
[ریاضی]
cube root
ریشه مکعب
cubic measure
مقیاس مکعب
body centered cubic
مکعب مرکز پر
cubature
حجم مکعب
cubby
محوطه مکعب
decastere
ده متر مکعب
cubically
به شکل مکعب
rectangle of dispersion
مستطیل پراکندگی گلوله ها
rectangular giagram
دیاگرام مستطیل شکل
rectangular antiprism
ضد منشور مستطیل القاعده
quadrat
قطعه زمین مستطیل
free throw lane
مستطیل پرتاب ازاد
rectangular prism
منشور مستطیل القاعده
cusec
یک فوت مکعب در ثانیه
cuboid
دارای شکل مکعب
cubage
چیزی برقم مکعب
face centered cubic
مکعب مراکز وجوه پر
batter's box
محوطه مستطیل نزدیک پایگاه
rectangles
چهار گوش دراز مستطیل
right angled parallelogram
مربع مستطیل چارگوش دراز
rectangle
چهار گوش دراز مستطیل
quadrat
به قطعات مستطیل تقسیم کردن
Egyptian hall
[اتاق عمومی مستطیل شکل]
flitch
تکه مکعب پیه نهنگ
A cube has six faces.
یک مکعب ۶ تا وجح دارد.
[ریاضی]
head access window
شکاف مستطیل شکل درروکش دیسک لغزان
pilaster
ستون چهار گوش یا مستطیل پایه مبل وصندلی
humeral veil
پارچه مستطیل شکلی که کشیشان بر روی شانه می اندازند
skim board
تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
volleyball
بازی بین دو تیم 6نفره در زمین مستطیل باتوری در وسط
albanega
[دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
tablock
واشر تجتی بی زبئنه مستطیل شکل که به بالا خم شده ومهره را در جای خود قفل میکند
photo pattern generation
تولید یک پوشش مدار مجتمع بوسیله قرار دادن الگویی ازنواحی مستطیل مجاور یارویهم افتاده
stopboard
تخته مستطیل پشت چاله پرش با نیزه تخته لبه دایره پرتاب وزنه
team handball court
مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
dispersion pattern
مستطیل پراکندگی طرح پراکندگی
khalyk
قالیچه خالیک
[یا چالیک]
[که از دست بافته های ترکمن ها بوده و بصورت حرف یو شکل یا مستطیل شکل می باشد و جهت آویزان کردن در ورودی چادرها و یا روانداز اسب و شتر استفاده می شود.]
salachak
فرش محرابی یموتی
[این نوع بافت حالت معمول مستطیل شکل فرش را ندارد و قسمت بالای فرش شکل قوسی یا مثلثی دارد.]
deflection pattern
مستطیل پراکندگی سمتی پراکندگی سمتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com