Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
oxlip
پامچال بلند
plyanthus
پامچال بلند
Other Matches
primulas
گل پامچال
primroses
پامچال
ox lip
پامچال
primula
گل پامچال
primulae
گل پامچال
primrose
پامچال
cowslip
نوعی پامچال
fleawort
پامچال فرنگی
plantable psyllium
پامچال فرنگی
auricula
پامچال زرد
primrose
پامچال چیدن
cowslips
نوعی پامچال
primroses
پامچال چیدن
cineraria
پامچال فرنگی
five finger
پنج برگ پامچال
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
longed
بلند
long-
بلند
longer
بلند
loftily
بلند
grandiose
بلند
loudspeaker
بلند گو
rumbustious
بلند
talll
قد بلند
longest
بلند
talll
بلند
longs
بلند
willowy
بلند
skyscraper
بلند
loud speaker
بلند گو
lengthwise
بلند
legged
پا بلند
amplifier
بلند گو
amplifiers
بلند گو
towering
بلند
pointer
خط کش بلند
pointers
خط کش بلند
eton collan
بلند
loudly
بلند
aloud
بلند
skyscrapers
بلند
tall
بلند
tall
قد بلند
taller
بلند
taller
قد بلند
tallest
بلند
tallest
قد بلند
high grown
بلند قد
mouth filling
بلند
soaring
بلند
eminent
بلند
long
بلند
megaphones
بلند گو
high (1 9 to 36)
بلند
megaphone
بلند گو
highest
بلند
high
بلند
vociferous
بلند
upland
بلند
highs
بلند
forte
بلند
uplands
بلند
fortes
بلند
highfalutin
بلند
heightening
بلند کردن
anchor at short stay
لنگر بلند
alto relievo
برجسته بلند
alp
قله بلند
alp
کوه بلند
magnanimity
بلند همتی
inextenso
کاملا بلند
liberals
نظر بلند
rough
پست و بلند
heave
بلند کردن
roughest
پست و بلند
riser
بلند شونده
heightened
بلند کردن
gauntlet
دستکش بلند
gauntlets
دستکش بلند
liberal
نظر بلند
heaved
بلند کردن
ascends
بلند شدن
blast furnace coke
کک کوره بلند
screeched
صدای بلند
screeching
صدای بلند
arise
بلند شدن
arises
بلند شدن
arising
بلند شدن
exalt
بلند کردن
exalting
بلند کردن
chivalric
بلند همت
capote
شنل بلند
boisterous laughter
خنده بلند
bigmouthed
صدا بلند
banquette
زمین بلند
exalts
بلند کردن
aquacade
فوارهء بلند
screeches
صدای بلند
ascend
بلند شدن
ascended
بلند شدن
heighten
بلند کردن
lofty
بلند پایه
lofty
بلند بزرگ
tossing
ضربه بلند
ambition
بلند همتی
surged
موج بلند
surge
موج بلند
heightens
بلند کردن
levitating
بلند شدن
levitates
بلند شدن
levitated
بلند شدن
tosses
ضربه بلند
tossed
ضربه بلند
forte
موسیقی بلند
elevated
بلند مرتبه
tore
علف بلند
uplands
زمین بلند
toss
ضربه بلند
upland
زمین بلند
sonorous
قلنبه بلند
surges
موج بلند
levitate
بلند شدن
ambition
بلند پروازی
elevate
بلند کردن
hoisted
بلند کردن
hoists
بلند کردن
heist
بلند کردن
heists
بلند کردن
hoist
بلند کردن
promontory
دماغه بلند
elevating
بلند کردن
ambitions
بلند همتی
ambitions
بلند پروازی
elevates
بلند کردن
promontories
دماغه بلند
fortes
موسیقی بلند
clarion
شیپور بلند
throw up
بلند کردن
top-level
بلند پایه
yuk
خندهی بلند
To do something slapdash.
سر بلند بودن
low-rise
نه بسیار بلند
high-rise
ساختمان بلند
big-hearted
نظر بلند
to kick up
با پا بلند کردن
to read out
بلند خواندن
to throw up
بلند کردن
tor
صخره بلند
upraise
بلند کردن
uprear
بلند شدن
vociferant
با صدای بلند
walk off with
بلند کردن
belly laugh
خندهی بلند
belly laughs
خندهی بلند
long run
[American E]
<adj.>
بلند مدت
long term
<adj.>
بلند مدت
aspirational
[British E]
<adj.>
بلند همت
aspirational
[British E]
<adj.>
بلند پرواز
banquet
زمین بلند
banquette
زمین بلند
bell-tower
برج بلند
choir-stall
صندلی بلند
crepido
پی پایه بلند
talll
بلند بالا
coamings
لبه بلند
outdoor antenna
انتن بلند
high hat
کلاه بلند
high hurle
مانع بلند
high pass
پاس بلند
high rise block
ساختمان بلند
hip boot
چکمه بلند ضد اب
hornblends
هرن بلند
icarian
بلند پرواز
jointing plane
رنده بلند
keep down
بلند نشوید
high grown
بلند بالا
high flying
بلند خیال
high flying
بلند پرواز
downland
چراگاه بلند
elevated ground
زمین بلند
gaberdine
ردای بلند
gantelope
دستکش بلند
gantlope
دستکش بلند
giant swing
تاب بلند
gigas
رویش بلند تر
grandiloquence
بلند پروازی
hessian boot
چکمه بلند
high crowned
نوک بلند
large hearted
نظر بلند
lifter
بلند کننده
moppy
کلفت بلند
prolong blast
سوت بلند
quick time
سر قدم بلند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com