Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
My feet hurt.
پاهایم درد می کنند.
Other Matches
The snow crunched
[scrunched]
underfoot.
برف زیر پاهایم
[پاهایمان]
خرد شد.
My legs fell asleep
[are numb]
.
ساق پاهایم خوابشان برده
[سر شده اند]
.
to provoke somebody until a row breaks out
<idiom>
کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
multiprocessing system
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessor
تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
noncompatibility
دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
When brothers quarrel, only fools believe.
<proverb>
برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند.
mode
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
modes
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
collision detection
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
I had pins and needles in my legs.
ساق پاهایم
[در اثر خواب رفتگی]
مور مور می کردند.
MMU
مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
CSMA CD
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
companding
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
he warned them to obey
اطاعت کنند
PRI
پشتیبانی کنند
they mingle their tears
با هم گریه می کنند
he is well spoken of
از او تعریف می کنند
i hear him complain
میشنوم که شکایت می کنند
the trumpets blows
شیپورها صدا می کنند
daisy chain
سومین را و... فراخوانی می کنند
they dispute about nothing
درسرهیچ نزاع می کنند
they make much noise
زیاد شلوق می کنند
they make much noise
خیلی صدا می کنند
charnel house
مردگان راتوده می کنند
Murray code
- بیت استفاده می کنند
compatible
با هم درست کار می کنند
had it trans ted
بدهید ترجمه کنند
screen coordinator
هماهنگ کنند پوشش دریایی
the iron interest
کسانی که در اهن کار می کنند
they are in full retreat
سخت عقب نشینی می کنند
Those who agree,raise their hands.
موافقین دستهایشان رابلند کنند
they went to r. themselves
رفتند که نامه نویسی کنند
watch pocket
جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
fire support coordinator
هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
fillister
رندهای که با ان کنش کاودرست کنند
They act after their kind.
جنس خود رفتار می کنند.
knife board
میزی که روی ان کاردهاراپاک می کنند
She is the talk of the town .
همه راجع به او ( پشت او ) صحبت می کنند
saw doctor
ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
who are your reference?
چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
pontoons
کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
pontoon
کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
The story goes that …
آورده اند که (چنین روایت کنند )…
combination
مجموعهای از اعداد که یک قفل را باز می کنند
Birds of a feather flock together .
<proverb>
پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
tandem
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
mouses
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
mouse
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
the police are on his track
مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
tandems
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
They fight like cat and dog .
باهم مثل سگ وگربه دعوا می کنند
numerical
داده ذخیره شده کار می کنند
tightropes
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
collaret
یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست می کنند
oast
کورهای که رازک را دران خشک می کنند
nogging
اجری که بان فواصلی را پرمی کنند
koumiss
قومیس نوشابهای که تاتارهاازشیرمادیان درست می کنند
musette
اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
mud sill
پایه تبر پی استوانهای که در گل فرو می کنند
mountain dew
ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
ccd
که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
Providence watches over him.
از عالم غیب اورا حفا ظت می کنند
combatable
قابل اینکه باان نبردیاضدیت کنند
tightrope
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
oleomargarine
کره تقلیدی که از گوشت گاودرست می کنند
fleas i. doges and cats
کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
mealing table
صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
meat safe
قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
human machine interface
حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
company grade
پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
generation
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
generations
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
huck aback
حولهای پارچه نخ وکتان که گاهی گلداردرست می کنند
kirmess
جشن وعیدسالیانهای که ........وفریادهای شادی برپامی کنند
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
hydropath establishment
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydrotherapeutic
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
boat people
پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
kago
تخت روان سبدی که از تیری اویزان کنند
lachryma christi
باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
live lining
ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
departmental LAN
چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
pentarch
یکی از پنج تن مردمی که در جایی حکومت کنند
priestcraft
دکانی که کشیش هاو ملاهادران بازی می کنند
pulper
اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
qualifying shares
سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
functional
مشخصاتی که نتایجی که تولید یک برنامه را معرفی می کنند
process
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
processes
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
oatcake
کلوچه ور نیامده که ازارذجودوسردرست می کنند قرص جودوسر
mutton chop
دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
time
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
corporal oath
سوگندی که بادست زدن بکتاب یاد کنند
manil hemp
کنف مانیلایی که از ان طناب وبوریا درست می کنند
pond life
جانوران بی مهره
[که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
Refugees believe Germany is a land of milk and honey.
پناهندگان فکر می کنند در آلمان حلوا می دهند.
The surely clean you out in this nightclub .
دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
These trees deprive the house of light .
این درختها منز ؟ را نور محروم می کنند
message
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
Can you get it repaired?
آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
carriages
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
carriage
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
messages
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
The squirrels are storing up nuts for the winter.
سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
rissole
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
timed
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
rissoles
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
This car is assembled in Iran.
این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
In a quarrel they do not distribute sweetmeat.
<proverb>
توى دعوا یلوا پخش نمى کنند.
times
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
columns
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
column
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
database
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
databases
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
initialling
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
candle ends
باقی مانده هرچیزکه مردم لئیم جمع می کنند
analogues
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
initials
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
analogue
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
resurection pie
کلوچهای که از ریزههای خوراک مانده از پیش درست کنند
pneumatic
بافشار گاز وسایلی که با فشارگاز یا هوا کار می کنند
analogue
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
picalilli
ترشی هندی که باسبزی وادویه تند درست می کنند
analogues
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
gate
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gates
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
an out match
مسابقهای که بیرون از زمین بازی خانگی برپا کنند
Atari ST
و از پردازنده هایی استفاده می کنند که سازگار با IBM PC نیستند
backplane
مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
protonotary apostoloc
یکی از 21 تن متران هایی که فرمان پاپ را ثبت می کنند
accross the slope system
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
initialled
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialing
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
fritters
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
fritter
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
symmetry ink
مرکبی که اثران در روی کاغذتنهاوقتی نمودارمیشودکه ان کاغذراگرم کنند
train headway
فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
Olympic Games
مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
He was engrossed in conversation .
فوتبالیستها دارند قبل از بازی خودرا گرم می کنند
They live abroad for the greater part of the year.
آنها بخش بیشتری از سال را در خارج زندگی می کنند.
guild hall
عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
transceiver
گیرنده و فرستنده که می توانند سیگنال را ارسال و دریافت کنند
in house training
برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
mail application programming interface
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
initialed
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initial
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
command sponsored dependent
بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
wysiwyg
You What Is See WhatYou کلمه پردازهایی که تصاویر صفحهای تولید می کنند
jacamar
پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
concerted action
عمل مرسوم عملی که عدهای برای انجام ان توافق کنند
indirect speech
گفته کسی که تغییرات دستوری دران داده نقل کنند
time
زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
fetch
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
fetched
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
chalk troops
سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
ccitt
انجمن بین المللی که پروتکلهای ارتباطی و استانداردها را معرفی می کنند
lyuch law
مجازاتی که مردم بدون دادرسی و پیش خود معین می کنند
to lose track
[of]
فراموش کنند
[یا دیگر ندانند]
که شخصی
[چیزی]
کجا است
tulip design
طرح گل لاله
[گاه اطراف ترنج مرکزی را با آن تزئین می کنند.]
In the nature of things, young people often rebel against their parents.
طبعا جوانان اغلب با پدر و مادر خود سرکشی می کنند. .
timed
زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
times
زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
pact
قاعده عمومی و مطلقی را برقرار وخود را ملزم به رعایت ان می کنند
pacts
قاعده عمومی و مطلقی را برقرار وخود را ملزم به رعایت ان می کنند
pos systems
فروشگاههای زنجیرهای وسوپرمارکتها که اخیرا " ازسیستمهای POS استفاده می کنند
acronyms
حالت خلاصه چندین حرف که کلمهای خوانا را ایجاد می کنند
functioned
چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
punched card
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
punchboard
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
fetches
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
functions
چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
function
چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
acronym
حالت خلاصه چندین حرف که کلمهای خوانا را ایجاد می کنند
operation
آزمایش هایی برای برنامه و آمادگی داده را بررسی می کنند
splash scale
طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
communication
پارامتر هایی که نحوه کنترل ارسال داده را بیان می کنند
snag boat
کشتی بخاری کوچک که با ان بستر رودخانه هارا ازموانع پاک می کنند
matelote
یکجور خوراک ماهی که باشراب و پیاز و چیزهای دیگر درست می کنند
landline
خط وط ارتباطی که از کابل برای اتصال فیزیکی و الکتریکی دو وسیله استفاده می کنند
comparator
وسیله منط قی که درستی خروجی آن درست است که ورودیها با هم فرق کنند
circular
موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
circulars
موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
theoric
وجوهی که در یونان باستان جمع میکردند ...رفتن به تماشاخانه هاکمک کنند
They must hunger in frost, that will not work in heat.
<proverb>
آنهایی که در تابستان کار نمى کنند بایستى در زمستان گرسنه بمانند.
bran pie
فرف بزرگ پراز سبوس که اسباب بازیهایی درمیان ان پنهان می کنند
cordon
یک عده پاسبان یانظامی که درفواصل معین محلی رااحاطه کنند خط قرنطینه
justifications
انتقال بیتهای داده یا حروف به راست یا چپ یا حاشیه مستقیم پیدا کنند
obituarian
کسیکه در گذشتهای تازه راباشرح حال درگذشتگان درروزنامه اعلان می کنند
asynchronous
ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
autoharp
سنتوری که در ان بعضی ازسیمها را خفه میکنند تاسیمهای ازاد صدا کنند
Most home helps prefer to live out.
بسیاری از کارگران خانگی ترجیح می دهند بیرون از خانه زندگی کنند .
justification
انتقال بیتهای داده یا حروف به راست یا چپ یا حاشیه مستقیم پیدا کنند
cordons
یک عده پاسبان یانظامی که درفواصل معین محلی رااحاطه کنند خط قرنطینه
what is
فرضیه منطقی که اکثر برنامههای صفحه گشترده الکترونیکی براساس ان عمل می کنند
concentrate
ترکیب تعدادی خط یا دایره یا داده برای اینکه فضای کمتری اشغال کنند
machine
یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
concentrates
ترکیب تعدادی خط یا دایره یا داده برای اینکه فضای کمتری اشغال کنند
fish cake
نان شیرینی که از ماهی خورد کرده وپوره سیب زمینی درست کنند
concentrating
ترکیب تعدادی خط یا دایره یا داده برای اینکه فضای کمتری اشغال کنند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com