Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
drainless
پایان ناپذیر تمام نشدنی
Other Matches
inconsumable
سوخته نشدنی تمام نشدنی
unbeatable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
irreparable
مرمت ناپذیر خوب نشدنی
incorrigible
بهبودی ناپذیر درست نشدنی
insuperable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
inexhaustible
پایان نا پذیر تهی نشدنی
irredeemable
پایان ناپذیر
unceasing
پایان ناپذیر
interminable
پایان ناپذیر
interminably
بطور پایان ناپذیر
unfailing
تمام نشدنی
continuous
قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
interminable
تمام نشدنی بسیار دراز
unfaling
تمام نشدنی کم نیامدنی پایدار با وفا
dry contact
اتصال الکتریکی غلط که باعث خطای تمام نشدنی میشود
incorrodible
خورده نشدنی سائیده نشدنی
unappeasable
اقناع نشدنی راضی نشدنی
incondensable
خلاصه نشدنی تغلیظ نشدنی
insupressive
پامال نشدنی موقوف نشدنی
eol
پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
immedicable
درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
invulnerable
زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
terminated
پایان دادن پایان یافتن
terminate
پایان دادن پایان یافتن
terminates
پایان دادن پایان یافتن
irrevocably
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
beta software
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminates
تمام شدن تمام کردن
terminated
تمام شدن تمام کردن
terminate
تمام شدن تمام کردن
indissoluble
حل نشدنی
unfeasible
<adj.>
نشدنی
impractical
نشدنی
insolvable
حل نشدنی
inexecutable
<adj.>
نشدنی
irresoluble
اب نشدنی
infeasible
نشدنی
insoluble
حل نشدنی
inductile
خم نشدنی
impalpability
حس نشدنی
indissoluble
اب نشدنی
impracticable
<adj.>
نشدنی
indiminishable
کم نشدنی
inextricable
حل نشدنی
irresolvable
حل نشدنی
incommutable
سبک نشدنی
inconvincible
متقاعد نشدنی
irrepressible
خوابانده نشدنی
irrepressible
مطیع نشدنی
incompressible
فشرده نشدنی
unfeasible
<adj.>
انجام نشدنی
imperceptible
دیده نشدنی
inexecutable
<adj.>
انجام نشدنی
indistributable
تقسیم نشدنی
indocile
رام نشدنی
ineffaceable
پاک نشدنی
inexecutable
اجرا نشدنی
inexhaustibility
تهی نشدنی
inextinguishable
خاموش نشدنی
infintesimal
جزخرد نشدنی
infrangible
خرد نشدنی
impracticable
<adj.>
انجام نشدنی
inconvincible
ملزم نشدنی
immiscible
امیخته نشدنی
indeclinable
صرف نشدنی
indecomposable
فاسد نشدنی
indefeasibility
الغاء نشدنی
unerring
اشتباه نشدنی
indefeasible
الغاء نشدنی
indefectible
خراب نشدنی
indigestive
هضم نشدنی
infusible
گداخته نشدنی
incalculable
شمرده نشدنی
inexorable
تسلیم نشدنی
unrelenting
تسلیم نشدنی
ineradicable
ریشه کن نشدنی
ineradicable
قلع نشدنی
indefatigable
خسته نشدنی
indefinable
توصیف نشدنی
indefinably
توصیف نشدنی
incorruptible
فاسد نشدنی
insurmountable
بر طرف نشدنی
inexorable
نرم نشدنی
intractable
رام نشدنی
invincible
مغلوب نشدنی
unprintable
چاپ نشدنی
inapplicable
اجرا نشدنی
imperishable
فاسد نشدنی
unforgettable
فراموش نشدنی
insatiable
سیر نشدنی
insatiate
سیر نشدنی
tameless
رام نشدنی
unmanageable
رام نشدنی
impracticable
اجراء نشدنی
impenetrable
سوراخ نشدنی
impenetrable
داخل نشدنی
imperforable
سوراخ نشدنی
impierceable
سوراخ نشدنی
implacability
نرم نشدنی
implacability
ارام نشدنی
impregnability
تسخیر نشدنی
inapproachable
نزدیک نشدنی
inburnt
پاک نشدنی
incodensable
منقبض نشدنی
insatiably
سیر نشدنی
impalpable
لمس نشدنی
insoluble
ماده حل نشدنی
ineligible
شامل نشدنی
an impossible act
کار نشدنی
an inflexible rod of iron
میل خم نشدنی
invisible
دیده نشدنی
inseparable
جدا نشدنی
illegibility
خوانده نشدنی
immiscible
مخلوط نشدنی
indomitable
رام نشدنی
incognizable
شناخته نشدنی
insatiability
اقناع نشدنی
indiscernible
دیده نشدنی
of proof
سوراخ نشدنی
irradicable
ریشه کن نشدنی
irresoluble
رها نشدنی ول
irretractile
جمع نشدنی
non-starters
کار نشدنی
non-starter
کار نشدنی
haunting
فراموش نشدنی
irresuscitable
زنده نشدنی
indelible
پاک نشدنی
quenchless
خاموش نشدنی
intractile
کشیده نشدنی
irremovable
معزول نشدنی
irrelievable
رها نشدنی
nonrecurring
تجدید نشدنی
never say die
رام نشدنی
next to impossible
تقریبا نشدنی
unflappable
مایوس نشدنی
invictive
مغلوب نشدنی
insuppresible
موقوف نشدنی
insolubly
بطور حل نشدنی
irrefragable
تسلیم نشدنی
inviolate
غصب نشدنی
insolubility
حل نشدنی ناگذاری
never to be forgotten
فراموش نشدنی
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
ireversible
دگرگون نشدنی بر نگشتنی
indelible
محو نشدنی ماندگار
unequivocally
صریح اشتباه نشدنی
unequivocal
صریح اشتباه نشدنی
irrecoverably
بطور وصول نشدنی
indelibility
پاک نشدنی بودن
irreducible
ناکاستنی ساده نشدنی
unrelenting
بیرحم نرم نشدنی
an inseparable prefix
سر واژه جدا نشدنی
irremovable
برداشته نشدنی ثابت
irreconcilable
جور نشدنی ناسازگار
illimitable
نامحدود محدود نشدنی
noninterchanging states
حالتهای تعویض نشدنی
nonerasable storage
حافظه پاک نشدنی
nonperishable items
اقلام فاسد نشدنی
impregnability
استواری ابستن نشدنی
prohibited risk
خطر بیمه نشدنی
incalculably
بطور شمرده نشدنی
inalienable
محروم نشدنی لایتجزا
indissoluble
منحل نشدنی ماندگار
immiscibility
حالت مخلوط نشدنی
intractably
بطور رام نشدنی
inseparably
بطور جدا نشدنی
infintesimal
کوچک خرد نشدنی
impossible
امکان نا پذیر نشدنی
indomitably
بطور رام نشدنی
indissolubly
بطور منحل نشدنی
indelibly
بطور پاک نشدنی
irredeemable
باز خرید نشدنی
inextinguishably
بطور خاموش نشدنی
ineffaceable
محو نشدنی ماندگار
nonerasable storage
انباره پاک نشدنی
insuppresible
نخواباندنی پامال نشدنی
unmanagesble
رام نشدنی شرور
ineffaceably
بطور پاک نشدنی
weatherproof
خراب نشدنی در اثر هوا
irreclaimable
بازیافت نکردنی درست نشدنی
impossibility
عدم امکان کار نشدنی
inexcitable
دیر غضب تهیج نشدنی
piece part
قطعه سرهم و جدا نشدنی
incorruptible
فساد نا پذیر منحرف نشدنی
nonexpendable
غیر استهلاکی مصرف نشدنی
indestructible
از میان نرفتنی نابود نشدنی
unfrequented
دور افتاده تکرار نشدنی
immitigable
سبک نشدنی تسکین ندادنی
incompressible
فشار نا پذیر خلاصه نشدنی
infeasible
غیر عملی اجراء نشدنی
inappeasable
غیر قابل تسکین قانع نشدنی
irrepealable
غیر قابل الغاء باطل نشدنی
incompressible
کوچک نشدنی غیر قابل تلخیص
irresolvable
غیر قابل تجزیه جدا نشدنی
inconvincible
اقناع نکردنی شخص متقاعد نشدنی
indefeasibly
بطور باطل نشدنی چنانکه نتوان الغاکرد
durable goods
کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
lap
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com