English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (5 milliseconds)
English Persian
directional stability پایداری جهشی
Other Matches
persistency پایداری گاز جنگی پایداری اصرار
self defense پایداری داخلی پایداری ملی
saccadic movement حرکت جهشی
rebound hardness سختی جهشی
rebound hardness test ازمایش سختی جهشی
linear برنامه کامپیوتری که حلقه یا جهشی ندارد
consistent پایداری
stableness پایداری
consistency پایداری
permanencies پایداری
permanency پایداری
permanence پایداری
commorant پایداری
consistence پایداری
hold one's ground پایداری
hold one's own پایداری
perenniality پایداری
resist پایداری
resistance پایداری
persistence پایداری
resists پایداری
resisted پایداری
endurance پایداری 0
stickability پایداری
stability پایداری
constancy پایداری
resisting پایداری
plastic consistency پایداری خمیری
neutral stability پایداری خنثی
optical stability پایداری نوری
people forces نیروی پایداری
retentivity پایداری مغناطیسی
negative stability پایداری منفی
staidness ارامش پایداری
stability of slope پایداری ترانشه
static stability پایداری استاتیک
stability constant ثابت پایداری
stability calculation حساب پایداری
thermodynamic stability پایداری ترمودینامیکی
soil consistence پایداری خاک
stability of an emulsion پایداری امولسیون
resistance adjustment میزان پایداری
spiral stability پایداری چرخشی
speed stability پایداری سرعت
longitudinal stability پایداری طولی
light stable پایداری نور
staying power نیروی پایداری
stability پایایی پایداری
fixity قرار پایداری
stabilizing پایداری کردن
consistency of concrete پایداری بتن
creep strength پایداری خزشی
directional stability پایداری سمتی
elastic stability پایداری ارتجاعی
neutral stability پایداری بی تفاوت
lateral stability پایداری عرضی
frequency stability پایداری فرکانس
kinetic stability پایداری سینتیکی
kinetic stability پایداری جنبشی
inherent stability پایداری ماندگار
fuel endurance قدرت پایداری سوخت
statics دانش پایداری نیروها
ligand field stabilization energy انرژی پایداری میدان لیگاند
crystal field stabilization energy انرژی پایداری میدان بلور
creep strength depending on time پایداری خزشی تابع زمان
half residence time نیمه عمر پایداری عناصرریزش اتمی یا رادیواکتیو
vent سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vents سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
l.f.s.e energy stabilization ligandfield انرژی پایداری میدان لیگاند
vented سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
venting سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
warping پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
wheel satellite ماهوارهای که بصورت دایرهای ساخته شده و معمولابرای پایداری وضعیت یا واردساختن گرانش ساختگی به سرنشینان دوران میکند
chrome dyes کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
resist پایداری کردن ایستادگی کردن
resist مقاومت کردن پایداری کردن
resisted پایداری کردن ایستادگی کردن
resisted مقاومت کردن پایداری کردن
resists پایداری کردن ایستادگی کردن
resisting پایداری کردن ایستادگی کردن
resisting مقاومت کردن پایداری کردن
internal defense پدافند داخلی پایداری داخلی
resists مقاومت کردن پایداری کردن
direct dyes رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com