Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (6 milliseconds)
English
Persian
permanent
پایدار ماندنی
Other Matches
lasting
ماندنی
viable
ماندنی
fixed
ماندنی
permanent
دائمی ماندنی
permanent error
خطای ماندنی
fixed
ماندنی مقطوع
viable
زنده ماندنی
to be in residence
مقیم یا ماندنی بودن
viable
زیست پذیر ماندنی
a red letter day
روز مهم و به یاد ماندنی
never failing
پایدار
perdurable
پایدار
changeless
پایدار
written in water
نا پایدار
unflinching
پایدار
constant
پایدار
constants
پایدار
stanch
پایدار
livelong
پایدار
abiding
پایدار
resistant
پایدار
stables
پایدار
impermanent
نا پایدار
permanent
پایدار
durable
پایدار
persistent
پایدار
stable
پایدار
indissoluble
پایدار
inexhaustible
پایدار
stable isotope
ایزوتوپ پایدار
metastable
شبه پایدار
stable equilibrium
تعادل پایدار
stable airfoil
ایرفویل پایدار
metastable
نیم پایدار
stable air
هوای پایدار
proof weather
هوا پایدار
permanent magnet
مغناطیس پایدار
permanent flow
بده پایدار
p.m.
مغناطیس پایدار
sustainable energy
انرژی پایدار
perdurably
بطور پایدار
stable nucleus
هسته پایدار
stable oscillation
نوسان پایدار
baldacchino
سایبان پایدار
baldaquin
سایبان پایدار
baldachin
سایبان پایدار
sustained illumination
روشنایی پایدار
steady state growth
رشد پایدار
steady state
وضعیت پایدار
steady growth
رشد پایدار
baldachino
سایبان پایدار
continuous wave
موج پایدار
stabilizer
پایدار ساز
stabilizer
پایدار کننده
fast
پایدار باوفا
fasted
پایدار باوفا
fastest
پایدار باوفا
continuous fire
اتش پایدار
continous operation
عملکرد پایدار
coarse mine
مین پایدار
undamped wave
موج پایدار
undamped oscillation
موج پایدار
c.w.
موج پایدار
air resistant
پایدار در هوا
stabilisers
پایدار کننده
stabilisers
پایدار ساز
fasts
پایدار باوفا
magnet
مغناطیس پایدار
inconstantly
بطور نا پایدار
stable
پایدار پابرجا
unfailing
کم نیامدنی پایدار
stables
پایدار پابرجا
fixed material
مواد پایدار
indissolubly
بطور پایدار
magnets
مغناطیس پایدار
dielectric strength
پایدار دی الکتریکی
undying
پایدار فناناپذیر
for good
<idiom>
برای همیشه ،پایدار
sustainable
<adj.>
پایدار
[نسبت به آینده]
future-oriented
<adj.>
پایدار
[نسبت به آینده]
sustained fire
اتش پایدار یادائمی
binary switch
سویچی با دو وضعیت پایدار
quasi stable elementry particle
ذره شبه پایدار
quasi stable elementry particle
ذزه نیم پایدار
diergolic
خرج مایع پایدار
frequency stabilization
پایدار نمودن فرکانس
hard goods
اجسام پایدار ومقاوم
metastable state
حالت نیم پایدار
metastable state
تراز نیم پایدار
metastable solution
محلول شبه پایدار
self sustaining growth
رشد خود پایدار
semistable elementry particle
ذره شبه پایدار
semistable elementry particle
ذره نیم پایدار
metastable phase
فاز شبه پایدار
metasable equilibrium
تعادل شبه پایدار
dowel bar
میله پایدار کننده بتن
equilibrium
وضع ثابت و پایدار ترازمندی
permanent magnet dynamic
بلندگوی دینامیک با مغناطیس پایدار
steady state equilibrium
تعادل در وضعیت رشد پایدار
continuous illumination
روشنایی پایدار منطقه رزم
permanent magnet focusing
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
permanent magnet centering
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
unfaling
تمام نشدنی کم نیامدنی پایدار با وفا
warm-ups
روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
warm-up
روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
setting time
[مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
toggle
مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
toggles
مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
sustains
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
sustained
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
sustain
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com