Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
foundation
پایه مبنا
Search result with all words
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
Other Matches
hatch beam
پایه دریچه پایه دهلیز
base width
عرض پایه پهنای پایه
datum line
خط مبنا
datum deck
پل مبنا
basis
مبنا
datum
مبنا
radix
مبنا
benchmark
مبنا
grade line
خط مبنا
base line
خط مبنا
benchmarks
مبنا
base rates
نرخ مبنا
chart base
چارت مبنا
basis
مبنا بنیاد
bottom plate
صفحه مبنا
bench mark
نشانه مبنا
flat paint
رنگ مبنا
basis price
قیمت مبنا
ranges
منحنی مبنا
basing rate
نرخ مبنا
basic load
بار مبنا
base rate
تعرفه مبنا
base rate
نرخ مبنا
ranged
منحنی مبنا
flash color
رنگ مبنا
datum
سطح مبنا
range
منحنی مبنا
design speed
سرعت مبنا
datum plane
افق مبنا
radix complement
مکمل مبنا
radix point
نقطه مبنا
outline plan
طرح مبنا
reference cell
پیل مبنا
reference electrode
الکترود مبنا
reference phase
فاز مبنا
reference piece
توپ مبنا
reference point
نقطه مبنا
base rates
تعرفه مبنا
base number
عدد مبنا
base piece
قبضه مبنا
base mortar
خمپاره مبنا
base period
زمان مبنا
base mortar
قبضه مبنا
base point
نقطه مبنا
base peak
پیک مبنا
basic capacity
گنجایش مبنا
base camp
پایگاه مبنا
base piece
توپ مبنا
base speed
سرعت مبنا
base address
آدرس مبنا
basic price
قیمت مبنا
base price
قیمت مبنا
base unit
یکان مبنا
base map
نقشه مبنا
elevation
تراز از سطح مبنا
elevations
تراز از سطح مبنا
range
تغییر کردن خط مبنا
base symbol
علایم قراردادی مبنا
ranged
تغییر کردن خط مبنا
base stock control
کنترل موجودی مبنا
base line end station
ایستگاه انتهایی خط مبنا
absolute paths
مسیر نسبت به یک مبنا
ranges
تغییر کردن خط مبنا
mixed radix notation
نشان گذاری امیخته مبنا
reference line
خط راهنمای تعیین جهات خط برگشت خط مبنا
base circle
هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
decimals
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimal
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
rise and fall
تعیین پستی و بلندی نقاط نسبت به سطح مبنا
base piece
پایه پایه استقرار
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
sanctuary
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuaries
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
plene administravit
بر این مبنا که اموال متوفی مستغرق دیونش شده است و دیگر چیزی باقی نمانده است
test piece
توپ مبنا یا توپ نمونه درخصلت یابی
reference datum
سطح مبنای نقشه برداری سطح مبنا
reciprocal agreement
قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
hexadecimal notation
سیستم اعداد به همراه اعداد مبنا و A تا F
base depot
امادگاه واقع در پایگاه امادگاه مبنا
hex
سیستم اعداد به همراه اعداد مبنا و A تا F
basic ration
جیره مقدماتی جیره مبنا
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
andiron
سه پایه
grade
پایه
probe
پایه
abutment
پایه
datum line
خط پایه
probed
پایه
foot rest
پایه
equals
هم پایه
stand
پایه
head stock
پایه
headstock
پایه
basal age
سن پایه
foundation
پایه
unfounded
بی پایه
grades
پایه
isomer
هم پایه
saddles
پایه
saddled
پایه
saddle
پایه
erections
پایه
platform
پایه
equalling
هم پایه
equalled
هم پایه
equaling
هم پایه
equaled
هم پایه
equal
هم پایه
roots
پایه
root
پایه
fundament
پایه
erection
پایه
pole
پایه
marks
پایه
base line
خط پایه
mark
پایه
groundsel
پایه
platforms
پایه
poles
پایه
probes
پایه
footpath
پایه
bipod
دو پایه
strutted
پایه
bottoms
پایه
bridge pier
پایه پل
strut
پایه
groundwork
پایه
cantilever
پایه
feet
پایه
cantilever bridge
پایه پل
footpaths
پایه
bottom
پایه
tripod
سه پایه
fundamental
پایه
base 0
پایه 01
propping
پایه
propped
پایه
prop
پایه
tripods
سه پایه
compeer
هم پایه
leg
پایه
dead load
پایه پل
seated
پایه
seats
پایه
jacks
پایه
jack
پایه
datum
پایه
pillars
پایه
pillar
پایه
sill
پایه
sills
پایه
legs
پایه
degrees
پایه
degree
پایه
coordinate
هم پایه
corner stone
پایه
cutwater
پایه پل
levels
پایه
levels
هم پایه
levelled
پایه
levelled
هم پایه
leveled
پایه
leveled
هم پایه
level
پایه
level
هم پایه
seat
پایه
struts
پایه
pedestals
پایه
buttress
پایه
basis
پایه
sheer legs
سه پایه
sheers
سه پایه
stanchion
پایه
piers
پایه
piers
پایه پل
buttressed
پایه
principium
پایه
sites
پایه
radix
پایه
sited
پایه
site
پایه
buttressing
پایه
buttresses
پایه
pier
پایه
rates
پایه
two legged
دو پایه
measure
پایه
trestles
پایه
presser foot
پایه
trestles
سه پایه
trestle
پایه
mount
پایه
trestle
سه پایه
mounting foot
پایه
spud
پایه
rate
پایه
spuds
پایه
pier
پایه پل
from within the ranks of
از پایه
thallus
پایه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com