English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
cheek پایه پهلویی
cheeks پایه پهلویی
Other Matches
side ward پهلویی
triangularity سه پهلویی
laterad پهلویی
siding پهلویی
immediate پهلویی
next door [to] <adv.> پهلویی
sideward یک ور پهلویی
lateral پهلویی
sidings پهلویی
sidewall دیوار پهلویی
pneumonic سینه پهلویی
racking stress تنش پهلویی
side view نمای پهلویی
our next neighhbour همسایه پهلویی ما
our neighbour door همسایه پهلویی ما
sidewards پهلویی ضلعی
next پهلویی جنبی
next door خانه پهلویی
side wall دیوار پهلویی
make leeway حرکت پهلویی کردن
enneagon شکل نه ضلعی نه پهلویی
outhouse منزل یا حیاط پهلویی یا دورافتاده
outhouses منزل یا حیاط پهلویی یا دورافتاده
Mary is in the next room. ماری در اتاق پهلویی است.
flanking fire اتش پهلویی اتشهای مربوط به حفظ جناحها
hatch beam پایه دریچه پایه دهلیز
base width عرض پایه پهنای پایه
decimal تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
base piece پایه پایه استقرار
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
heptagon هفت پهلویی هفت ماهه
heptagons هفت پهلویی هفت ماهه
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
levelled هم پایه
leveled پایه
leveled هم پایه
legs پایه
level پایه
strutted پایه
level هم پایه
saddled پایه
levelled پایه
levels پایه
footpaths پایه
footpath پایه
struts پایه
strut پایه
groundwork پایه
levels هم پایه
feet پایه
saddle پایه
degrees پایه
degree پایه
tripod سه پایه
saddles پایه
erection پایه
grade پایه
equals هم پایه
erections پایه
platform پایه
equalling هم پایه
equalled هم پایه
platforms پایه
equaling هم پایه
equaled هم پایه
equal هم پایه
roots پایه
mark پایه
root پایه
poles پایه
pole پایه
marks پایه
stand پایه
leg پایه
jacks پایه
jack پایه
pillars پایه
pillar پایه
probes پایه
probed پایه
probe پایه
foundation پایه
grades پایه
unfounded بی پایه
radix پایه
principium پایه
pousto پایه
poppet head پایه
point d'appui پایه
pile bent پایه
outrigger پایه
one legged یک پایه
mountings پایه
isomer هم پایه
headstock پایه
head stock پایه
groundsel پایه
fundament پایه
foot rest پایه
datum line خط پایه
sheer legs سه پایه
sheers سه پایه
from within the ranks of از پایه
presser foot پایه
mounting foot پایه
trivet سه پایه
tristylous سه پایه
tripos سه پایه
tressel سه پایه
the pier of a bridge پایه پل
thallus پایه
stanchion پایه
datum پایه
dead load پایه پل
cutwater پایه پل
bottoms پایه
bottom پایه
bipod دو پایه
fundamental پایه
propping پایه
propped پایه
prop پایه
tripods سه پایه
seat پایه
seated پایه
corner stone پایه
coordinate هم پایه
compeer هم پایه
cantilever bridge پایه پل
cantilever پایه
bridge pier پایه پل
base line خط پایه
base 0 پایه 01
basal age سن پایه
andiron سه پایه
two legged دو پایه
abutment پایه
sills پایه
sill پایه
seats پایه
shoes پایه
loose بی پایه
pier پایه
piers پایه پل
mounts پایه
pedestal پایه
sockets پایه
socket پایه
loosest بی پایه
trestle سه پایه
looser بی پایه
pier پایه پل
columns پایه
column پایه
piers پایه
pedestals پایه
sited پایه
buttress پایه
measure پایه
basis پایه
ground پایه
rates پایه
buttressed پایه
buttresses پایه
site پایه
buttressing پایه
mount پایه
rate پایه
mounting پایه
stratum پایه
sites پایه
three legged سه پایه
fulcrum پایه
spud پایه
bracket پایه
rests سه پایه
trestles پایه
rest سه پایه
trestle پایه
rests پایه
spuds پایه
support پایه
bedrock پایه
rest پایه
shoe پایه
benchmarks پایه
benchmark پایه
trestles سه پایه
three-legged سه پایه
shoeing پایه
column base پایه ستون
ground state حالت پایه
armature stand پایه ارمیچر
lamp bulb base پایه لامپ
abutment پایه کناری پل
basal ganglia عقدههای پایه
door post پایه درب
drill stock پایه مته
electrode support پایه الکترد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com