English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
legged پا بلند
Search result with all words
stentorian خیلی بلند
spike میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاوورزشکاران میخ دار کردن میخکوب کردن
steeple ساختمان بلند
steeples ساختمان بلند
shag قسمت اصلی و بلند چوب
shagging قسمت اصلی و بلند چوب
shags قسمت اصلی و بلند چوب
din صدای بلند
din طنین بلند طنین افکندن
shoplifting بلند کردن جنس از مغازه
flight پرواز بلند و طولانی توپ پس از ضربه یا توپ زدن بطوری که ناگهان به زمین بیافتد
pedestal بلند کردن ترفیع دادن
pedestals بلند کردن ترفیع دادن
pitch بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
pitches بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
lead پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
leads پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
crash ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashed ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashes ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashing ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashingly ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
clear دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clears دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
high بلند
high بلند پایه
high باصدای بلند
highest بلند
highest بلند پایه
highest باصدای بلند
highs بلند
highs بلند پایه
highs باصدای بلند
rise بلند شدن
rises بلند شدن
mount بلند شدن
mounts بلند شدن
leotard لباس کشباف مرکب از شلوارپاچه بلند وبلوز
leotards لباس کشباف مرکب از شلوارپاچه بلند وبلوز
harangue باصدای بلند نطق کردن
harangued باصدای بلند نطق کردن
harangues باصدای بلند نطق کردن
haranguing باصدای بلند نطق کردن
chivalrous بلند همت
sabers شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
sabre شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
sabres شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
extend وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extending وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extends وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
staff چوب بلند
staffed چوب بلند
staffs چوب بلند
long توپ بلند به اوت
long بلند
long- توپ بلند به اوت
long- بلند
longed توپ بلند به اوت
longed بلند
longer توپ بلند به اوت
longer بلند
longest توپ بلند به اوت
longest بلند
longs توپ بلند به اوت
longs بلند
lob ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbed ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbing ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobs ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
countertenor خوانندهای که صدای بسیار بلند وغیر عادی دارد
countertenors خوانندهای که صدای بسیار بلند وغیر عادی دارد
buzzer وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
buzzers وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
loudspeaker بلند گو
long wave موج بلند
grandiose بلند
loftily بلند
willowy بلند
skyscraper بلند
skyscrapers بلند
tall بلند
tall قد بلند
taller بلند
taller قد بلند
tallest بلند
tallest قد بلند
long drink نوشابه در گیلاس بلند
long drinks نوشابه در گیلاس بلند
egghead روشنفکر دارای افکار بلند
eggheads روشنفکر دارای افکار بلند
ribbon ماده فلزی باریک و بلند
ribbons ماده فلزی باریک و بلند
rosewood چوب بلسان بنفش نوعی اقاقیای بلند
sweeps پاروی بلند
aloud بلند
aloud باصدای بلند
loudly بلند
loudly با صدای بلند
Other Matches
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
talll قد بلند
talll بلند
eminent بلند
vociferous بلند
upland بلند
uplands بلند
high grown بلند قد
highfalutin بلند
forte بلند
fortes بلند
high (1 9 to 36) بلند
loud speaker بلند گو
rumbustious بلند
mouth filling بلند
megaphones بلند گو
soaring بلند
amplifier بلند گو
amplifiers بلند گو
towering بلند
pointer خط کش بلند
pointers خط کش بلند
megaphone بلند گو
eton collan بلند
lengthwise بلند
capote شنل بلند
heaved بلند کردن
hoists بلند کردن
riser بلند شونده
chivalric بلند همت
clarion شیپور بلند
coamings لبه بلند
rough پست و بلند
banquette زمین بلند
roughest پست و بلند
hoisted بلند کردن
downland چراگاه بلند
hoist بلند کردن
gauntlet دستکش بلند
slam bang با سر وصدای بلند
alp کوه بلند
liberal نظر بلند
heave بلند کردن
liberals نظر بلند
alp قله بلند
alto relievo برجسته بلند
anchor at short stay لنگر بلند
aquacade فوارهء بلند
magnanimity بلند همتی
lofty بلند پایه
bigmouthed صدا بلند
gauntlets دستکش بلند
heists بلند کردن
heist بلند کردن
blast furnace coke کک کوره بلند
boisterous laughter خنده بلند
lofty بلند بزرگ
erected بلند کردن
ascended بلند شدن
ascends بلند شدن
heighten بلند کردن
heightened بلند کردن
heightening بلند کردن
heightens بلند کردن
elevate بلند کردن
elevates بلند کردن
ascend بلند شدن
exalts بلند کردن
exalting بلند کردن
erecting بلند کردن
erects بلند کردن
screech صدای بلند
screeched صدای بلند
screeches صدای بلند
screeching صدای بلند
arise بلند شدن
arises بلند شدن
arising بلند شدن
exalt بلند کردن
elevating بلند کردن
toss ضربه بلند
tossed ضربه بلند
tosses ضربه بلند
tossing ضربه بلند
ambition بلند همتی
ambition بلند پروازی
ambitions بلند همتی
ambitions بلند پروازی
forte موسیقی بلند
promontories دماغه بلند
fortes موسیقی بلند
elevated بلند مرتبه
tore علف بلند
levitate بلند شدن
levitated بلند شدن
levitates بلند شدن
levitating بلند شدن
surge موج بلند
surged موج بلند
surges موج بلند
sonorous قلنبه بلند
upland زمین بلند
uplands زمین بلند
promontory دماغه بلند
throw up بلند کردن
top-level بلند پایه
yuk خندهی بلند
To do something slapdash. سر بلند بودن
low-rise نه بسیار بلند
high-rise ساختمان بلند
big-hearted نظر بلند
to kick up با پا بلند کردن
to read out بلند خواندن
to throw up بلند کردن
tor صخره بلند
upraise بلند کردن
uprear بلند شدن
vociferant با صدای بلند
walk off with بلند کردن
belly laugh خندهی بلند
belly laughs خندهی بلند
long run [American E] <adj.> بلند مدت
long term <adj.> بلند مدت
aspirational [British E] <adj.> بلند همت
aspirational [British E] <adj.> بلند پرواز
banquet زمین بلند
banquette زمین بلند
bell-tower برج بلند
choir-stall صندلی بلند
crepido پی پایه بلند
talll بلند بالا
elevated ground زمین بلند
high pass پاس بلند
high rise block ساختمان بلند
hip boot چکمه بلند ضد اب
hornblends هرن بلند
icarian بلند پرواز
inextenso کاملا بلند
jointing plane رنده بلند
keep down بلند نشوید
large hearted نظر بلند
lifter بلند کننده
high hurle مانع بلند
high hat کلاه بلند
high grown بلند بالا
gaberdine ردای بلند
gantelope دستکش بلند
gantlope دستکش بلند
giant swing تاب بلند
gigas رویش بلند تر
grandiloquence بلند پروازی
hessian boot چکمه بلند
high crowned نوک بلند
high flying بلند پرواز
high flying بلند خیال
long burst رگبار بلند
long haul خط سیر بلند
oxlip پامچال بلند
plyanthus پامچال بلند
prolong blast سوت بلند
quick time سر قدم بلند
raised kerb جدول بلند
raised kerb لبه بلند
row de dow صدای بلند
shandygaff بلند رویایی
slab sided بلند ولاغر
supereminent بسیار بلند
outdoor antenna انتن بلند
moppy کلفت بلند
magnaimous بلند نطر
long robe ردای بلند
long run بلند مدت
long splice پیوند بلند
long term بلند مدت
long thrust سخمه بلند
lop sided کوتاه و بلند
louden بلند شدن
loudish کمی بلند
loudish اندکی بلند
loudmouthed بلند اواز
tallish نسبتا بلند
erect بلند کردن
mitt دستکش بلند
buzz صدای بلند
Catholics بلند نظر
Catholic بلند نظر
buzzed صدای بلند
buzzes صدای بلند
fortissimo صدای بلند
fortissimo خیلی بلند
famous بلند اوازه
mitts دستکش بلند
shandies بلند رویایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com