Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
average evoked potential
پتانسیل فراخوانده متوسط
Other Matches
evoked potential
پتانسیل فراخوانده
EPs
پتانسیل فراخوانده
EP
پتانسیل فراخوانده
evoked
فراخوانده
draftee
فراخوانده
elicited behavior
رفتار فراخوانده
forced fantasy
خیال فراخوانده
dug out
نظامی پیری که هنگام جنگ به خدمت فراخوانده شود
fall back
شروع مجدد یک برنامه پس از رفع خطا از نقط های که توابع فراخوانده شده بودند
child process
تابع یا برنامهای که توسط برنامههای دیگر فراخوانده می شوند و در حین اجرای برنامه دوم فعال می مانند
child program
تابع یا برنامهای که توسط برنامههای دیگر فراخوانده می شوند و در حین اجرای برنامه دوم فعال می مانند
gravitational potential energy
انرژی پتانسیل گرانشی پتانسیل گرانشی
entry
اولین دستور اجرا شده در تابع فراخوانده شده
potential
پتانسیل
equipotential line
خط هم پتانسیل
potential hill
سد پتانسیل
equipotential
هم پتانسیل
dead
بی پتانسیل
potential barrier
سد پتانسیل
potential
<adj.>
پتانسیل
gravitational potential
پتانسیل گرانشی
action potential
پتانسیل کار
grid potential
پتانسیل شبکه
asymmetry potential
پتانسیل بی تقارنی
image potential
پتانسیل تصویر
action potential
پتانسیل عمل
action cuttent
پتانسیل عمل
ground potential
پتانسیل زمین
junction potential
پتانسیل اتصال
excitation potential
پتانسیل تحریک
ionization potential
پتانسیل یونش
ionization potential
پتانسیل یونیزاسیون
ion potential
پتانسیل یون
inhibitory potential
پتانسیل بازداشتی
inhibition potential
پتانسیل بازداری
increase of potential
افزایش پتانسیل
increase in potential
افزایش پتانسیل
accelerating potential
پتانسیل شتابده
attractive potential
پتانسیل جاذب
negative potential
پتانسیل منفی
probes
میله پتانسیل
excitation potential
پتانسیل برانگیختگی
difference of potential
اختلاف پتانسیل
drop of potential
افت پتانسیل
equipotential volume
حجم هم پتانسیل
equipotential surface
سطح هم پتانسیل
fall of potential
افت پتانسیل
electric potential
پتانسیل الکتریکی
absolute potential
پتانسیل مطلق
radial potential
پتانسیل شعاعی
probed
میله پتانسیل
probe
میله پتانسیل
equipotential lines
خطوط هم پتانسیل
graded potential
پتانسیل مدرج
binding potential
پتانسیل بستگی
geopotential
ژئو پتانسیل
live
تحت پتانسیل
lived
تحت پتانسیل
formal potential
پتانسیل فرمال
electrochemical potential
پتانسیل الکتروشیمیایی
voltage gradient
شیب پتانسیل
potential energy curve
خم انرژی- پتانسیل
potential curve
خم انرژی- پتانسیل
potentio meter
پتانسیل سنج
potential coil
پیچک پتانسیل
potentiometry
پتانسیل سنجی
potential barrier
پشته پتانسیل
positive potential
پتانسیل مثبت
polarization potential
پتانسیل قطبش
pseudopotential
پبه پتانسیل
potential well
چاه پتانسیل
potential diagram
نمودار پتانسیل
potential gradient
شیب پتانسیل
potential equation
معادله پتانسیل
potential hill
پشته پتانسیل
potential plateau
فلات پتانسیل
potential trough
چاه پتانسیل
potential difference
اختلاف پتانسیل
reaction potential
پتانسیل واکنش
oxidation potential
پتانسیل اکسایش
resting potential
پتانسیل استراحت
long range potential
پتانسیل دور رس
potential energy
انرژی پتانسیل
potential loss
افت پتانسیل
magnetic potential
پتانسیل مغناطیسی
potential drop
افت پتانسیل
neutral potential
پتانسیل خنثی
zero potential
پتانسیل خنثی
potentiometer
پتانسیل سنج
nonbinding potential
پتانسیل ناپیوندی
noise potential
پتانسیل نویز
constant potential
اختلاف پتانسیل ثابت
cubic potential well
چاه مکعبی پتانسیل
zero charge potential
پتانسیل بار صفر
contact potential difference
اختلاف پتانسیل مجاورتی
winding potential
پتانسیل سیم پیچی
vector potential of a solenoidal vector
پتانسیل برداری بردارسولنئیدی
contact potential barrier
پشته پتانسیل مجاورتی
geopotential
پتانسیل نسبت به زمین
standard oxidation potential
پتانسیل اکسایش استاندارد
standard electrode potential
پتانسیل الکترود استاندارد
standard electrode potential
پتانسیل استاندارد الکترود
square potential well
چاه مربعی پتانسیل
grid voltage
پتانسیل پلاریزاسیون شبکه
magnetic vector potential
پتانسیل بردار مغناطیسی
oxidation reduction potential
پتانسیل اکسایش- کاهش
ionization potential
اختلاف پتانسیل یونش
half cell potential
پتانسیل نیم سلول
half wave potential
پتانسیل نیم موج
internal electerical potential
پتانسیل الکتریکی داخلی
magnetic potential difference
اختلاف پتانسیل مغناطیسی
redox potential
پتانسیل اکسایش- کاهش
m.f.p.
پتانسیل میدان مغناطیسی
excitatory postsynaptic potential
پتانسیل تحریکی پس سیناپسی
first ionization potential
پتانسیل اولین یونش
magnetic field potential
پتانسیل میدان مغناطیسی
electric potential difference
اختلاف پتانسیل الکتریکی
generalized inhibitory potential
پتانسیل بازداشتی تعمیم یافته
potentiometer
پتانسیل سنج مقسم ولتاژ
potential
دارای استعداد نهانی پتانسیل
equipotential bonding conductor connection
ارتباط رسانای پیوند هم پتانسیل
direct potentiometric method
روش پتانسیل سنجی مستقیم
direct potentiometric measurement
اندازه گیری پتانسیل سنجی مستقیم
mean sea level
ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
earths
اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earth
اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earths
اتصال سیم بین وسیله الکتریکی و زمین که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earth
اتصال سیم بین وسیله الکتریکی و زمین که نشان دهنده پتانسیل صفر است
moderating
متوسط
moderates
متوسط
moderated
متوسط
moderate
متوسط
average limit of ice
حد متوسط یخ
osculant
متوسط
mesne
متوسط
intermedial
متوسط
medium gravle
شن متوسط
averages
حد متوسط
meaner
متوسط
averages
متوسط
mediocre
متوسط
averaging
متوسط
mediums
متوسط
averaging
حد متوسط
medium
متوسط
life expectancies
سن متوسط
tolerable
متوسط
modals
متوسط
meanest
متوسط
mean
متوسط
average
حد متوسط
intermediate
متوسط
average
متوسط
modal
متوسط
meant
متوسط
averaged
حد متوسط
life expectancy
سن متوسط
averaged
متوسط
m.f.
فرکانس متوسط
above-average
<adj.>
بالاتر از حد متوسط
intermediate pressure
فشار متوسط
medium voltage
ولتاژ متوسط
averaging
میانه متوسط
m.f.
بسامد متوسط
averaging
مقدار متوسط
intermediately
بطور متوسط
thins
تیم متوسط
thinnest
تیم متوسط
thinners
تیم متوسط
girder bridge
پل بیلی متوسط
thinned
تیم متوسط
thin
تیم متوسط
mean life
عمر متوسط
intermediate contrast
تغایر متوسط
intermediate high voltage line
خط فشار متوسط
intermediate hurdle
مانع متوسط
intermediate lampholder
سر پیچ متوسط
above average
<adj.>
بالاتر از حد متوسط
average
میانه متوسط
weighted average
متوسط وزنی
monthly average
متوسط ماهیانه
moderate speed
سرعت متوسط
middle price
قیمت متوسط
mid range
برد متوسط
medium scale
در مقیاس متوسط
mean chord
وتر متوسط
every Tom, Dick and Harry
<idiom>
طبقه متوسط
medium frequency
بسامد متوسط
medium cloud
ابرهای متوسط
true power
توان متوسط
subaverage
زیر حد متوسط
average
مقدار متوسط
secondarily
بطور متوسط
sort of
بمقدار متوسط
averaged
میانه متوسط
sort of
بمیزان متوسط
averaged
مقدار متوسط
meaner
میانه متوسط
meanest
میانه متوسط
on the a
بطور متوسط
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com