English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
gamy پراز شکار
Other Matches
fraught with پراز
waxy پراز موم
insidious پراز توط ئه
erroneous پراز غلط
to be fraught [with] پراز ... بودن
stressful پراز پریشانی
venose پراز رگ و ورید
spinous پراز خار
maggoty پراز کرم حشره
the streets are very muddy خیابانها پراز گل است
rubbishing پراز اشغال یا کثا فت
stomachy پراز باد غرور
stubby پراز کنده درخت
commas over the page صفحه را پراز نشان کاماکرد
The ball is full of air. توپ پراز باد است
snagged پراز ته شاخه دارای برامدگیهای ناصاف
clip joint <idiom> شغل سطح پایینی که پراز کلاهبرداری باشد
fuliginous وابسته به بخارات مضر بدن پراز دوده
water bed تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
inflating پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflate پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflates پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
bran pie فرف بزرگ پراز سبوس که اسباب بازیهایی درمیان ان پنهان می کنند
game شکار
hunts شکار
hunted شکار
ravin شکار
venery شکار
chase شکار
quarries شکار
prey شکار
gameless بی شکار
quarry شکار
chasing شکار
gamey پر از شکار
hunting شکار
predatin شکار
chevy شکار
chases شکار
chace شکار
hanks شکار
chased شکار
hank شکار
hunt شکار
quarrying شکار
king hunt شاه شکار
predation شکار کردن
blood sports کشتن شکار
shanking شکار کوسه
poniter نوعی سگ شکار ی
shooting شکار باتفنگ
hunter اسب شکار
quarrying شکار موردنظر
quarry لاشه شکار
quarrying لاشه شکار
hank طعمه شکار
hanks طعمه شکار
quarries لاشه شکار
predatory habit خوی شکار
quarries شکار موردنظر
quarry شکار موردنظر
game law قانون شکار
hunters اسب شکار
blood sport کشتن شکار
shootings شکار باتفنگ
victims دستخوش شکار
fair game شکار قانونی
whaling شکار نهنگ
area drive شکار دواندن
hunted شکار کردن
fowling شکار پرنده
hunting ground شکار گاه
hunting district شکار گاه
falconry شکار با شاهین
fair game شکار مجاز
ducking شکار مرغابی
hunt شکار کردن
hunts شکار کردن
huntsman شکار باز
game سرگرمی شکار
to go a hunting شکار رفتن
huntsmen شکار باز
victim دستخوش شکار
shotgunner شکار با تفنگ
game keep پاسبان شکار
gunning شکار با تفنگ
chevy فریاد هنگام شکار
cub hunting شکار بچه روباه
big game شکار حیوانات بزرگ
deer stalking شکار اهو و گوزن
hog dress بریدن گلوی شکار
foxhunt شکار روباه باتازی
predators تغذیه کننده از شکار
bow hunting شکار با تیر و کمان
prowled درپی شکار گشتن
predator تغذیه کننده از شکار
shining پیداکردن شکار در شب بانورافکن
bag شکار کردن با تیر
checked و شدن بوی شکار
pointer سگ شکاری یابنده شکار
pointers سگ شکاری یابنده شکار
checks و شدن بوی شکار
game شکار گرفته شده
predatory تغذیه کننده از شکار
predatorial تغذیه کننده از شکار
outfitter فروشنده لوازم شکار
check و شدن بوی شکار
poaches دزدکی شکار کردن
bags شکار کردن با تیر
shoot هدف گرفتن شکار
shoots هدف گرفتن شکار
prowling درپی شکار گشتن
prowls درپی شکار گشتن
poach دزدکی شکار کردن
prowl درپی شکار گشتن
poached دزدکی شکار کردن
outfitters فروشنده لوازم شکار
stool گروه فریبنده شکار
finds یافتن بوی شکار
rabbit شکار خرگوش کردن
rabbits شکار خرگوش کردن
snipe پاشله شکار کردن
sniped پاشله شکار کردن
snipes پاشله شکار کردن
sniping پاشله شکار کردن
hunting شکار دشمن یا زیردریایی
find یافتن بوی شکار
raptatory لازم برای شکار
raptatorial لازم برای شکار
ravens شکار طعمه شکاری
raven شکار طعمه شکاری
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
master of سرپرست گروه شکار روباه
foxhunt باتازی شکار روباه کردن
decoy shooting شکار به کمک مرغ دام
privilegium حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
to rid to hounds با تازی شکار روباه کردن
to p on any one's preserves در جای قورق شکار کردن
jaeger علاقمند به شکار مرد شکارچی
still hunting شکار باروش در کمین نشستن
wood craft جنگل شناسی از لحاظ شکار
tufter کسی که شکار را رم میدهد شکارچی
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
to ride to hounds با تازی شکار روباه کردن
close season فصلصید ماهیو شکار در بریتانیا
open season فصل مجاز ماهیگیری یا شکار
closed season فصل منع ماهیگیری یا شکار
falconer کسیکه با شاهین شکار میکند
course تعقیب کردن شکار از طرف سگ
coursed تعقیب کردن شکار از طرف سگ
courses تعقیب کردن شکار از طرف سگ
hunt اداره کردن تازیها در شکار
retriever سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
hunted اداره کردن تازیها در شکار
hunts اداره کردن تازیها در شکار
safari سفر برای شکار بزرگ
safaris سفر برای شکار بزرگ
falconers کسیکه با شاهین شکار میکند
coverings بوته زار پناهگاه شکار
foxhound تازی مخصوص شکار روباه
foxhounds تازی مخصوص شکار روباه
turtle لاک پشت شکار کردن
turtles لاک پشت شکار کردن
retrievers سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
covers بوته زار پناهگاه شکار
cover بوته زار پناهگاه شکار
challenge [of a dog] پارس سگی [پس از دریافت بوی شکار]
covert بوته زار انبوه مخفیگاه شکار
weigh in وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poach شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poached شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
cases محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
to give the tone هنگام یافتن رد شکار پارس کشیدن
case محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
poach برخلاف مقررات شکار صید کردن
poached برخلاف مقررات شکار صید کردن
poaches شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poaches برخلاف مقررات شکار صید کردن
weigh-in وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
weigh-ins وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
wildfowl مرغ شکار بخصوص مرغهای ابی
hunting bow کمان بلند و سنگین برای شکار
gaze hound تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
buck fever هیجان شکارچی تازه کار درمقابل شکار
setters سگی که با خزیدن محل شکار را نشان میدهد
masks کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
mask کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
sports تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
sported تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
setter سگی که با خزیدن محل شکار را نشان میدهد
fox-hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
shoots زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
stag hunting شکار اهو با حالت سواره وکمک تازیها
shoot زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
falconry تربیت و شکار با قوش وشاهین و باز و عقاب
still hunting روش شکار با تعقیب اهسته بدون کمک سگ
sport تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
wing shooting شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
bolt تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com