Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
right parenthesis )
پرانتز بسته
right round bracket
پرانتز بسته
Other Matches
bracket
پرانتز
in parentheses
[American E]
در پرانتز
round bracket
پرانتز
parenthesis
[American E]
پرانتز
bracket
[British E]
پرانتز
in brackets
[British E]
در پرانتز
parenthesis
پرانتز
parentheses
پرانتز ها
packet
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
chevron
پرانتز شکسته
dog-eared
دارای پرانتز
dog eared
دارای پرانتز
left round bracket
پرانتز باز
left parenthesis (
پرانتز باز
pointed bracket
پرانتز شکسته
angle bracket
پرانتز شکسته
to be given in
[within]
brackets
در پرانتز بودن
to appear in
[within]
brackets
در پرانتز بودن
bracket
علامت پرانتز
bracket
طاقچه سگدست پرانتز
parentheses free nataton
نشان گذار بدون پرانتز
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
bracket
رویارویی در مسابقه حذفی حرکت برای ساختن شکلی بصورت پرانتز روی یخ
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet
بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
slated items
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
kit
بسته
packaged
بسته
curdy
بسته
grumous
بسته
pent
بسته
corked
بسته
fronted
صف بسته
closed
بسته
bunged up
بسته
barred
بسته
packages
بسته
clotted
بسته
parcel
بسته
uncrossed
بسته
parcels
بسته
kits
بسته
strikebound
بسته
solids
بسته
jellied
بسته
clotty
بسته
crossed cheque
چک بسته
packet
بسته
solid
بسته
trusser
بسته
crossed chaque
چک بسته
packets
بسته
shutting
بسته
pack box
بسته
shook
بسته
ice bound
یخ بسته
bundle
بسته
imperforate
بسته
bagful
یک بسته
stacks
بسته
stacked
بسته
stack
بسته
bundles
بسته
bundling
بسته
interdependent
به هم بسته
pinioned
کت بسته
packs
بسته
shuts
بسته
package
بسته
shut
بسته
datagram
یچ بسته
connected
بسته
logical
یچ بسته
fardel
بسته
pack
بسته
packed
بسته ای
ironbound
با اهن بسته
investment castings
ریخته گی بسته
investment foundry
ریخته گی بسته
cruor
خون بسته
iron bound
با اهن بسته
internal drainage
ابریز بسته
dumb
زبان بسته
disk pack
بسته دیسک
disk pack
گروه بسته
dunnage
بسته بندی
flat pack
بسته مسطح
disk pack
گرده بسته
food packet
بسته غذایی
shook
بسته کردن
packaged
بسته بندی
gelidity
بسته شدگی
packages
بسته بندی
grume
خون بسته
homogamy
زناشویی بسته
icebound
یخ بند یخ بسته
dumbest
زبان بسته
dumber
زبان بسته
package
بسته بندی
case numbers
شماره بسته ها
vans
کامیون سر بسته
van
کامیون سر بسته
closed loop
حلقه بسته
assumed
بخود بسته
closed mind
ذهن بسته
closed network
شبکه بسته
closed routine
روال بسته
closed society
جامعه بسته
closed subroutine
زیرروال بسته
closed system
نظام بسته
closed system
سیستم بسته
closed group
گروه بسته
closed game
بازی بسته
closed fist
مشت بسته
box trail
سهم بسته
bound electron
الکترون بسته
bound charge
بار بسته
blocked opening
درگاه بسته
close column
ستون بسته
blind fold
با چشم بسته
closed area
منطقه بسته
closed economy
اقتصاد بسته
as the case may be
بسته بمورد
application package
بسته کاربردی
closed file
ستون بسته
aleatory
بسته به بخت
closed file
فایل بسته
closed system
سازگان بسته
closed shop
سیستم بسته
closed circuits
مدار بسته
closed circuit
مدار بسته
closed variation
واریاسیون بسته
dogs
دفاع بسته
dogging
دفاع بسته
dog
دفاع بسته
coagulum
خون بسته
kits
بسته لوازم
kit
بسته لوازم
coil of rope
بسته طناب
closed shops
سیستم بسته
closed traverse
پیمایش بسته
closed universe
جهان بسته
finite universe
جهان بسته
tongue-tied
زبان بسته
blindfolds
چشم بسته
blindfolding
چشم بسته
blindfolded
چشم بسته
blindfold
چشم بسته
congealable
بسته شدنی
armful
یک بغل یک بسته
closures
بسته شدن
closure
بسته شدن
clogging
بسته شدن
manacled
<adj.>
دست بسته
tied up
<adj.>
دست بسته
close-fisted
<adj.>
دست بسته
packaging
بسته بندی
closed
محرمانه بسته
shutting
بسته شدن
armfuls
یک بغل یک بسته
package holiday
گشت بسته ای
package tour
گشت بسته ای
survival pack
بسته نجات
packets
بسته کوچک
to shut down
بسته شدن
tongue tied
زبان بسته
young ice
یخ تازه بسته
unopened
بسته - بازنشده
shuts
بسته شدن
shut
بسته شدن
drafted
بسته کالا
draft
بسته کالا
covers
بسته بندی
coverings
بسته بندی
cover
بسته بندی
packers
بسته بند
packer
بسته بند
packs
بسته کردن
pack
بسته کردن
drafts
بسته کالا
post
بسته پستی
post-
بسته پستی
barred
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
barricaded
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
blocked
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
closed
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
disabled
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
locked
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
posts
بسته پستی
posted
بسته پستی
it is a question of money
موضوع بسته به
large n
سر بسته همینطوری
mare clausum
دریای بسته
program package
بسته برنامه
packing
بسته بندی
all-expense tour
گشت بسته ای
lamblkin
زبان بسته
lappermilk
شیر بسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com