English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
dispersal پراکندگی پراکنده سازی
Other Matches
dispersion scale طبله مخصوص تصحیح پراکندگی مقیاس پراکندگی میزان پراکندگی
energy dissipation پراکنده سازی انرژی
divided fire زیر اتش گرفتن چند هدف به طور همزمان تیر پراکنده اتش پراکنده
scatters پراکنده شدن پراکنده کردن
scatter پراکنده شدن پراکنده کردن
dispersion pattern مستطیل پراکندگی طرح پراکندگی
dispersion پراکندگی منطقه پراکندگی
dispersion پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
deflection pattern مستطیل پراکندگی سمتی پراکندگی سمتی
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
diffusing پراکنده
diffuses پراکنده
scatterd پراکنده
dispersoid پراکنده
diffuse پراکنده
far-flung پراکنده
dissipated پراکنده
sparse پراکنده
diffused پراکنده
sparsely پراکنده
scattered پراکنده
far flung پراکنده
diffusion پراکندگی
spreading پراکندگی
scatter پراکندگی
scatters پراکندگی
scattering پراکندگی
leakages پراکندگی
leakage پراکندگی
diaspora پراکندگی
broadcasts پراکندگی
variance پراکندگی
dispersion پراکندگی
strewment پراکندگی
dissipation پراکندگی
sparsity پراکندگی
dispersal پراکندگی
broadcast پراکندگی
scattering پراکنده کردن
dispersing پراکنده کردن
dissipative پراکنده سازنده
stray current جریان پراکنده
disperse پراکنده کردن
scatter plot ترسیم پراکنده
sparse population جمعیت کم یا پراکنده
seme افشانده پراکنده
scatterings چیزهای پراکنده
sporadic پراکنده انفرادی
disject پراکنده کردن
scatter program نمودار پراکنده
scatter read پراکنده خوانی
dash پراکنده کردن
dashed پراکنده کردن
distributed practices تمرینهای پراکنده
scattered radiation تشعشع پراکنده
dashes پراکنده کردن
scatterer پراکنده ساز
wild shot تیر پراکنده
sporadically پراکنده انفرادی
dispersing پراکنده شدن
fragmentary delusion هذیان پراکنده
disperse پراکنده شدن
magnetic stray field میدان پراکنده
interspersing پراکنده کردن
intersperses پراکنده کردن
interspersed پراکنده کردن
intersperse پراکنده کردن
interspersion پراکنده کردن
straggly پراکنده اواره
dispersed پراکنده کردن
dispersed پراکنده شدن
disperses پراکنده کردن
outspread بسط پراکنده
logorrhea پراکنده گویی
disperses پراکنده شدن
inelastic scattering پراکندگی ناکشسان
relative dispersion پراکندگی نسبی
incoherent scattering پراکندگی ناهمدوس
magnetic leakage پراکندگی مغناطیسی
longitudinal dispersion پراکندگی طول
storm smear پراکندگی طوفان
dispersal area منطقه پراکندگی
bragg scattering پراکندگی براگ
rutherford scattering پراکندگی رادرفورد
elastic scattering پراکندگی کشسان
cone of dispersion مخروط پراکندگی
dispersion pattern شکل پراکندگی
scatter diagram نمودار پراکندگی
dispersion rectangle مستطیل پراکندگی
dispersion error اشتباه پراکندگی
interspersal نثارسازی پراکندگی
scattergram نمودار پراکندگی
scatterplot نمودار پراکندگی
lateral dispersion پراکندگی جانبی
light scattering پراکندگی نور
sparseness کم پشتی پراکندگی
spread effects اثرات پراکندگی
dissipates پراکندگی کردن
coefficient of variation ضریب پراکندگی
coefficient of dispersion ضریب پراکندگی
dissipating پراکندگی کردن
coherent scattering پراکندگی همدوس
dispersion پراکندگی تیر
light scattering by air molecules پراکندگی هوا
dissipate پراکندگی کردن
scattering power قدرت پراکندگی
center of dispersion مرکز پراکندگی
dispersion coefficient ضریب پراکندگی
scissor پراکندگی اختلاف
range dispersion پراکندگی بردی
discriminal dispersion پراکندگی افتراقی
range dispersion پراکندگی در برد
scattered clouds ابرهای پراکنده [هواشناسی]
diaspora جماعت یهودیان پراکنده
zigzag leakage flux شار پراکنده زیگزاگ
zone of dispersion منطقه پراکندگی گلوله ها
to whip in از پراکندگی باز داشتن
atomic form factor ضریب پراکندگی اتمی
magnetic leakage پراکندگی فوران مغناطیسی
atomic scattering factor ضریب پراکندگی اتمی
scattering of alpha particles پراکندگی ذرات الفا
distribution area منطقه پراکندگی تیر
variations نوسان متناوب پراکندگی
rectangle of dispersion مستطیل پراکندگی گلوله ها
maximum scattering angle زاویه پراکندگی حداکثر
cone of dispersion مخروط پراکندگی بسکها
modal dispersion شکلی از پراکندگی پالس ها
scattering پراکندگی بخش کردن
cone of fire مخروط پراکندگی تیرها
variation نوسان متناوب پراکندگی
center of dispersion مرکزمستطیل پراکندگی گلوله ها
magnetic leakage flux فوران پراکنده نشتی مغناطیسی
cloudy with sunny intervals <idiom> پراکنده و تا اندازه ای آفتابی [هواشناسی]
sunny with cloudy intervals <idiom> پراکنده و تا اندازه ای آفتابی [هواشناسی]
effuse پخش کردن پراکنده و متفرق
sprawl بطورغیرمنظم پخش شدن پراکندگی
dispersion error اشتباه ناشی از پراکندگی تیر
sprawling بطورغیرمنظم پخش شدن پراکندگی
distribution سازمان دادن پراکندگی تیر
distributions سازمان دادن پراکندگی تیر
sprawls بطورغیرمنظم پخش شدن پراکندگی
light scattering by air molecules پراکندگی نورتوسط مولکولهای هوا
round up جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
riot act قانون پراکنده ساختن اجتماعات آشوب طلب
to rally scattered troops جمع آوری کردن نیروهای نظامی پراکنده
to send things flying [بخاطر ضربه] به اطراف در هوا پراکنده شدن
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
circular probable error دایره پراکندگی گلوله ها اشتباه احتمالی دایرهای
disperse [درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
lyophobic دارای عدم تجانس با مایعی که دران پراکنده شده
haze غبارها یا ذرات ریزی که دراتمسفر پراکنده شده اند
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
puff ball یکجورسماروغ که چون تخم دان گوی مانندان شکسته شودتخم ان پراکنده میشود
aluminum pigmented dope لعاب یا پرداخت که داخل ان تکههای کوچک الومینیوم بصورت معلق پراکنده شده است
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
material dispersion پراکنده شدن پالس نورانی درداخل یک فیبر نوری در نتیجه طول موجهای مختلف ساطع شده از یک منبع
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
fanned 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fanning 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fan 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fans 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
scattering mean free path مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free for scattering مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
DEFRAG در DOS-MS ابزار از حالت پراکندگی در آوردن در DOS-MS
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
meddle پراکنده کردن جماع کردن
scatter پراکنده کردن پخش کردن
meddles پراکنده کردن جماع کردن
meddled پراکنده کردن جماع کردن
scatters پراکنده کردن پخش کردن
Kurdish rug فرش کردی [مناطق بافت به صورت پراکنده بوده و بافته های آن نیز تمایز خاصی از نظر نقشه با دیگر شهرها ندارند. در آن از لچک ترنج گرفته تا افشان و هراتی بافته می شود.]
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
rug names اسامی فرش [بدلیل پراکندگی زیاد بافت ها و اختلاف سلیقه بافندگان، طراحان و کارشناسان یک سیستم نامگذاری تعریف شده برای فرش وجود ندارد.بدین جهت از مکان، قبیله، قوم، اندازه، طرح و انگیزه استفاده می شود.]
repk lection پر سازی
individuation تک سازی
individualization تک سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com