English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (5 milliseconds)
English Persian
elastic scattering پراکندگی کشسان
Other Matches
dispersion scale طبله مخصوص تصحیح پراکندگی مقیاس پراکندگی میزان پراکندگی
dispersion pattern مستطیل پراکندگی طرح پراکندگی
elastic کشسان
stretchy کشسان
stretchier کشسان
stretchiest کشسان
elastic collision برخورد کشسان
quasi elastic force نیروی شبه کشسان
dispersion پراکندگی منطقه پراکندگی
dispersion پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
deflection pattern مستطیل پراکندگی سمتی پراکندگی سمتی
dispersal پراکندگی
scattering پراکندگی
scatters پراکندگی
dissipation پراکندگی
diaspora پراکندگی
sparsity پراکندگی
strewment پراکندگی
scatter پراکندگی
diffusion پراکندگی
dispersion پراکندگی
spreading پراکندگی
leakage پراکندگی
leakages پراکندگی
variance پراکندگی
broadcast پراکندگی
broadcasts پراکندگی
light scattering by air molecules پراکندگی هوا
light scattering پراکندگی نور
storm smear پراکندگی طوفان
lateral dispersion پراکندگی جانبی
interspersal نثارسازی پراکندگی
inelastic scattering پراکندگی ناکشسان
scattergram نمودار پراکندگی
longitudinal dispersion پراکندگی طول
magnetic leakage پراکندگی مغناطیسی
spread effects اثرات پراکندگی
scattering power قدرت پراکندگی
scissor پراکندگی اختلاف
scatterplot نمودار پراکندگی
sparseness کم پشتی پراکندگی
incoherent scattering پراکندگی ناهمدوس
rutherford scattering پراکندگی رادرفورد
relative dispersion پراکندگی نسبی
range dispersion پراکندگی بردی
range dispersion پراکندگی در برد
scatter diagram نمودار پراکندگی
dispersal area منطقه پراکندگی
dispersion coefficient ضریب پراکندگی
coefficient of variation ضریب پراکندگی
coherent scattering پراکندگی همدوس
cone of dispersion مخروط پراکندگی
coefficient of dispersion ضریب پراکندگی
center of dispersion مرکز پراکندگی
bragg scattering پراکندگی براگ
dissipates پراکندگی کردن
dispersion پراکندگی تیر
dissipate پراکندگی کردن
discriminal dispersion پراکندگی افتراقی
dispersion rectangle مستطیل پراکندگی
dispersion pattern شکل پراکندگی
dissipating پراکندگی کردن
dispersion error اشتباه پراکندگی
zone of dispersion منطقه پراکندگی گلوله ها
center of dispersion مرکزمستطیل پراکندگی گلوله ها
to whip in از پراکندگی باز داشتن
dispersal پراکندگی پراکنده سازی
atomic scattering factor ضریب پراکندگی اتمی
scattering of alpha particles پراکندگی ذرات الفا
variation نوسان متناوب پراکندگی
variations نوسان متناوب پراکندگی
modal dispersion شکلی از پراکندگی پالس ها
scattering پراکندگی بخش کردن
distribution area منطقه پراکندگی تیر
cone of dispersion مخروط پراکندگی بسکها
atomic form factor ضریب پراکندگی اتمی
magnetic leakage پراکندگی فوران مغناطیسی
maximum scattering angle زاویه پراکندگی حداکثر
rectangle of dispersion مستطیل پراکندگی گلوله ها
cone of fire مخروط پراکندگی تیرها
distribution سازمان دادن پراکندگی تیر
light scattering by air molecules پراکندگی نورتوسط مولکولهای هوا
distributions سازمان دادن پراکندگی تیر
sprawl بطورغیرمنظم پخش شدن پراکندگی
dispersion error اشتباه ناشی از پراکندگی تیر
sprawls بطورغیرمنظم پخش شدن پراکندگی
sprawling بطورغیرمنظم پخش شدن پراکندگی
disperse [درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
circular probable error دایره پراکندگی گلوله ها اشتباه احتمالی دایرهای
DEFRAG در DOS-MS ابزار از حالت پراکندگی در آوردن در DOS-MS
mean free for scattering مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
scattering mean free path مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
rug names اسامی فرش [بدلیل پراکندگی زیاد بافت ها و اختلاف سلیقه بافندگان، طراحان و کارشناسان یک سیستم نامگذاری تعریف شده برای فرش وجود ندارد.بدین جهت از مکان، قبیله، قوم، اندازه، طرح و انگیزه استفاده می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com