English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (6 milliseconds)
English Persian
specific variance پراکنش اختصاصی
Other Matches
several fishery محل صید اختصاصی ماهی صیدگاه اختصاصی
transmittancy پراکنش
transmittance پراکنش
transmittal پراکنش
covariance هم پراکنش
variance پراکنش
total test variance پراکنش کل ازمون
residual variance پراکنش مازاد
true variance پراکنش حقیقی
scatter diagram دیاگرام پراکنش
unique variance پراکنش یگانه
analysis of variance تحلیل پراکنش
analysis of covariance تحلیل هم پراکنش
error variance پراکنش خطا
heteroscedasticity ناهمگنی پراکنش
partial variance پراکنش سهمی
homoscedasticity همگنی پراکنش
common factor variance پراکنش عامل مشترک
within group variance پراکنش درون گروهی
between group variance پراکنش میان گروهی
specified command فرماندهی اختصاصی فرماندهی نیروی اختصاصی
allocations اختصاصی
allocation اختصاصی
occupation crossing پل اختصاصی
dedicated اختصاصی
appropriative اختصاصی
proprietary اختصاصی
technical اختصاصی
individuals اختصاصی
individual اختصاصی
dedicated lines خطوط اختصاصی
dedicated system سیستم اختصاصی
lacunar amnesia یادزدودگی اختصاصی
dedicated computer کامپیوتر اختصاصی
driveways راه اختصاصی
dedicated device دستگاه اختصاصی
localized amnesia یادزدودگی اختصاصی
aedis زیارتگاه اختصاصی
aedes زیارتگاه اختصاصی
a dedicated line یک خط [سیم] اختصاصی
specified command نیروی اختصاصی
specificity اختصاصی بودن
special tribunal دادگاه اختصاصی
special ability توانایی اختصاصی
proprietary program برنامه اختصاصی
proprietary goods کالاهای اختصاصی
parts peculiar قطعات اختصاصی
native language زبان اختصاصی
native compiler کامپایلر اختصاصی
local theory نظریه اختصاصی
additional outlet انشعاب اختصاصی
specialises اختصاصی کردن
patent medicines داروی اختصاصی
patent medicine داروی اختصاصی
distinguishing مشخص اختصاصی
trait نشان اختصاصی
traits نشان اختصاصی
separates علیحده اختصاصی
separated علیحده اختصاصی
separate علیحده اختصاصی
allotments منابع اختصاصی
specialty رشته اختصاصی
allotment منابع اختصاصی
specializing اختصاصی کردن
specialize اختصاصی کردن
specialising اختصاصی کردن
private اختصاصی خصوصی
specializes اختصاصی کردن
character صفت اختصاصی
characters صفت اختصاصی
appropriation ذخیره اختصاصی
landmarks نشان اختصاصی
landmark نشان اختصاصی
speciality رشته اختصاصی
privates اختصاصی خصوصی
specialities رشته اختصاصی
appropriated surplus ذخیره اختصاصی
the peculiarities of mammals نشانهای اختصاصی پستانداران
suigeneris اختصاصی منحصر بفرد
a dedicated server [رایانه] خدمتگذار اختصاصی
reservations قطعه زمین اختصاصی
a dedicated wiring circuit یک مدار الکتریکی اختصاصی
dedicated file server خدمتگذار فایل اختصاصی
dedicated word processor کلمه پرداز اختصاصی
proprietary file format قالب فایل اختصاصی
characterization توصیف صفات اختصاصی
privy محرم اسرار اختصاصی
reservation قطعه زمین اختصاصی
specific search تجسس اختصاصی منطقه
harmonic selective ringing تلفن اختصاصی همساز
custom built سفارشی تهیه شده اختصاصی
individual اختصاصی فردی یک نفر سرباز
distinctively بطورمشخص یا اختصاصی بروجه تمیز
post exchange فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
non specific factors of production عوامل غیر اختصاصی تولید
individuals اختصاصی فردی یک نفر سرباز
netware سیستم عامل شبکه اختصاصی ساخت Novell
narrative statement عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی در شروع برنامه اختصاصی میدهد
characteristic صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
characteristically صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
service peculiar امور اختصاصی یک قسمت یایک نیرو مخصوص یک نیرو
specialities کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
calloc در برنامه نویسی C دستور اختصاصی حافظه به برنامه
speciality کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
earmarked stock موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com