English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (7 milliseconds)
English Persian
stoccado پرتاب با ضربه شمشیر
stoccata پرتاب با ضربه شمشیر
Other Matches
sabre cut زخم شوشکه ضربه شمشیر
double hi ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
double touch ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
touch برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
touches برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
half volley پرتاب نزدیک به توپزن که بیدرنگ پس از بلند شدن ضربه می خورد
covered گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
doubled مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
double مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
chap and lie پرتاب گوی و ضربه به گوی دیگر و توقف ان
one and one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
free drop پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
one plus one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
pentathlon مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
ballistics مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throw ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throws ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throwing ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
command ejection پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
provisional ball گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
swordsman شمشیر زن
blade شمشیر
bilboa شمشیر
spit شمشیر
spits شمشیر
bolo شمشیر
swords شمشیر
sword شمشیر
spurtle شمشیر
bilbo شمشیر
deathlon مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
handle قبضه شمشیر
steeling شمشیر پولادی
steeled شمشیر پولادی
steel شمشیر پولادی
tucker شمشیر ساز
to carry sword شمشیر جستن
scabbards غلاف شمشیر
pommel قبه شمشیر
daito شمشیر بزرگ
steels شمشیر پولادی
With a stork of the sword. با ضرب شمشیر
baldric بند شمشیر
blade تیغه شمشیر
pommels قبه شمشیر
at the point of the sword بدم شمشیر
handles قبضه شمشیر
gladiate شمشیر مانند
foibles تیغه شمشیر
swordfishes شمشیر ماهی.
claymore شمشیر دودمه
swordlike شمشیر مانند
swordfish شمشیر ماهی.
sword knot شرابه شمشیر
sword fish شمشیر ماهی
scabbard غلاف شمشیر
sword dance رقص شمشیر
hilts دسته شمشیر
hilt دسته شمشیر
fencer شمشیر باز
swordsman شمشیر باز
swordsmanship شمشیر بازی
fences شمشیر بازی
rapier شمشیر دودم
fence شمشیر بازی
foible تیغه شمشیر
sabre cut زخم شمشیر
sword cut زخم شمشیر
swordplay فن شمشیر بازی
foilsman شمشیر باز
rapiers شمشیر دودم
sword cutter شمشیر ساز
curtle ax شمشیر کوتاه وسنگین
action on the blade تماس با شمشیر حریف
backsword شمشیر یک لبهء برنده
academic assault شمشیر بازی نمایشی
sword play مهارت در بکارگیری شمشیر
curtal ax شمشیر کوتاه وسنگین
falchion شمشیر کوتاه و پهن
fence شمشیر بازی کردن
fences شمشیر بازی کردن
point d'arret نوک چنگالی شمشیر
scimitar شمشیر هلالی شکل
toledo شمشیر ابدارمصنوع تولدو
in line شمشیر در وضع حمله
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
partisans شمشیر پهن ودسته بلند
partisan شمشیر پهن ودسته بلند
sword dance اجرای رقص در اطراف شمشیر
foin فرو بردن شمشیر یا نیزه
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
foibles نیمی از شمشیر از وسط تانوک
foible نیمی از شمشیر از وسط تانوک
circular parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
The pen is mightier than the sword. <proverb> قلم قدرتمندتر از شمشیر است .
electric foil شمشیر فویل با نوک برقدار
weakest ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weaker ناحیه نزدیک نوک شمشیر
partizan شمشیر پهن ودسته بلند
weaknesses ناحیه نزدیک نوک شمشیر
engagements تماس دو تیفه شمشیر درگارد
engagement تماس دو تیفه شمشیر درگارد
weak ناحیه نزدیک نوک شمشیر
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
guard کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
saber شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
sabre شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
handle قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
acinaces شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
guarding کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guards کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
handles قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
change of engagement وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
manipulators گرفتن شمشیر با شست وانگشت ابهام
line of engagement ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
binds کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
sabres شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
croise عبور تیغه شمشیر به شکل خاص
To behead ( decapitate ) someone . کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
bind کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
compound parry دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
director مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
fortes نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
sabers شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
forte نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
directors مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
scimitar شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
tucks درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
opposition حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
tucking درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
barong یکنوع چاقو یا شمشیر دسته کلفت لبه تیز
ceding parry کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
tuck درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
pommel قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
pommels قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
dubbed باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
dub باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
dubs باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
automatic toss روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
weapon delivery پرتاب جنگ افزار یا وسیله پرتاب جنگ افزار
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
curtana شمشیر رحمت :شمشیربی نوکی که درتاج گذاری پادشاهان انگلیس پیشاپ
glided حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
put پرتاب
jetting پرتاب
puts پرتاب
throwing پرتاب
shoving پرتاب
throws پرتاب
jaculation پرتاب
putting پرتاب
detrusion پرتاب
shove پرتاب
jetted پرتاب
shied پرتاب
shoves پرتاب
shies پرتاب
shy پرتاب
jet پرتاب
shyer پرتاب
shyest پرتاب
shoved پرتاب
shying پرتاب
throw پرتاب
jets پرتاب
tossing پرتاب
tosses پرتاب
launched پرتاب
launch پرتاب
hurls پرتاب
pitch پرتاب
hurled پرتاب
hurl پرتاب
launches پرتاب
pitches پرتاب
tossed پرتاب
launching پرتاب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com