English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
base ejection پرتاب شونده از ته
Search result with all words
ballistics علم حرکت اجسام پرتاب شونده
ballistics مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
projectile جسم پرتاب شونده
Other Matches
precipitates غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitated غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitating غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitate غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
self reacting بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
one plus one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
free drop پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
one and one جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
pentathlon مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
throw ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throwing ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throws ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
command ejection پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
provisional ball گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
deathlon مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
automatic toss روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
weapon delivery پرتاب جنگ افزار یا وسیله پرتاب جنگ افزار
step down کم شونده
diminishing کم شونده
squashy له شونده
vimineous خم شونده
deliquescent اب شونده
folding تا شونده
latescent پنهان شونده
clastic جدا شونده
clastic تقسیم شونده
decreasingly بطورکم شونده
migratory جابجا شونده
metastatic جابجا شونده
juvenescent جوان شونده
napidescent سنگ شونده
clotty دلمه شونده
concretive سفت شونده
combinatory ترکیب شونده
locator جایگزین شونده
liquescent مایع شونده
comparand قیاس شونده
frequent تکرار شونده
frequented تکرار شونده
frequenting تکرار شونده
frequents تکرار شونده
coagulable دلمه شونده
meliorative بهتر شونده
concentrator متمرکز شونده
incoming وارد شونده
depreciable مستهلک شونده
examinee امتحان شونده
evanescent محو شونده
gelable ژلاتینی شونده
gelable دلمه شونده
gray سفید شونده
eruptional منفجر شونده
hardenable سخت شونده
illative منتج شونده
excurrent جاری شونده
fill in جانشین شونده
fusible ذوب شونده
cumulative جمع شونده
fly table میز تا شونده
foldaway کوچک شونده
clinchers متمسک شونده
menstruating قاعده شونده
frondescent برگ شونده
menstruating بی نماز شونده
technical دگرگون شونده
inbound وارد شونده
increscent زیاد شونده
displaceable جابجا شونده
reactive منعکس شونده
accumulating جمع شونده
clincher متمسک شونده
dilatant گشاد شونده
intrant داخل شونده
introgresseive داخل شونده
deviator منحرف شونده
emanative صادر شونده
inhibitor مانع شونده
ingoing وارد شونده
ingoing داخل شونده
ingravescent سخت تر شونده
ingressive داخل شونده
accumulates جمع شونده
accumulate جمع شونده
inhibiter مانع شونده
emissive خارج شونده
deteriorative بدتر شونده
nigrescent سیاه شونده
deterrent مانع شونده
interviewees مصاحبه شونده
soluble oil روغن حل شونده
simultaneous with each other با هم واقع شونده
acquiescent راضی شونده
payee پرداخت شونده
drying خشک شونده
payees پرداخت شونده
metabolic دگرگون شونده
deterrents مانع شونده
repressive مانع شونده
fulminating محترق شونده
friable خرد شونده
outgoing صادر شونده
interviewee مصاحبه شونده
congregative جمع شونده
accumulative جمع شونده
entrant وارد شونده
entrants وارد شونده
stretchy گشاد شونده
stretchiest گشاد شونده
stretchier گشاد شونده
virescent سبز شونده
erubescent سرخ شونده
conducive موجب شونده
tilting board صفحه کج شونده
conducive منجر شونده
riser بلند شونده
tensive وخیم شونده
tensive سفت شونده
tabescent لاغر شونده
explosive منفجر شونده
accretive زیاد شونده
restrainer مانع شونده
insured بیمه شونده
adrenergic فعال شونده
aggravative بدتر شونده
ameliorative بهتر شونده
redintegrate تجدید شونده
analysand تحلیل شونده
recreant تسلیم شونده
causative سبب شونده
perfusive پاشیده شونده
perfusive پخش شونده
proliferous تکثیر شونده
rarefactive رقیق شونده
retractive جمع شونده
acidific ترش شونده
changful دگرگون شونده
seconder دوم شونده
seceder منتزع شونده
rubescent قرمز شونده
rigescent سفت شونده
accumulatively بطورجمع شونده
rigescent سخت شونده
changful جوربجور شونده
osculant واقع شونده
assimilatory هم جنس شونده
remittent سبک شونده
revulsive جابجا شونده
pulverulent خرد شونده
erumpent منفجر شونده شکوفنده
nocturnal واقع شونده درشب
ingredients داخل شونده عوامل
guided missile موشک هدایت شونده
ingredient داخل شونده عوامل
circumfluent جاری شونده دراطراف
diluted soluble oil روغن حل شونده رقیق
guided missiles موشک هدایت شونده
carburizer ماده بار شونده
accumulative error خطای جمع شونده
perishable کالای فاسد شونده
cumulative error خطای جمع شونده
convertible table میز صحرایی تا شونده
disappearing target هدف ناپدید شونده
concentric contraction انقباض جمع شونده
entering group گروه وارد شونده
anemophilous لقاح شونده در اثرباد
erratic block بلوک جابجا شونده
reflectively بطور منعکس شونده
etesian واقع شونده بطورسالیانه
beaching party گروه پیاده شونده
doggo اهسته ناپدید شونده
diminuendo تدریجا ضعیف شونده
panel formwork قالببندی پیاده شونده
wire fuse فیوز ذوب شونده
yellowing leaves برگهای زرد شونده
reentrant دوباره داخل شونده
removable باز و بسته شونده
repressor عامل مانع شونده
self-starter خودبخود شروع شونده
iridescence رنگ برنگ شونده
recurring costs هزینههای تکرار شونده
landing forces نیروهای پیاده شونده
ratee درجه بندی شونده
progressive wave موج پخش شونده
post natal واقع شونده پس از تولد
post-natal واقع شونده پس از تولد
spasm war جنگ کم و زیاد شونده
marcescent خشک شونده و نریز
resultant حاصل منتج شونده
ligating atom اتم لیگاند شونده
vectored تراست هدایت شونده
serpiginous دونده جابجا شونده
interjacent در میان واقع شونده
intermediate در میان واقع شونده
self-starters خودبخود شروع شونده
fulminant اتشگیر محترق شونده
valuers ارزش قائل شونده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com