Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 143 (7 milliseconds)
English
Persian
gamma radiation
پرتو گاما
gamma ray
پرتو گاما
Other Matches
infrared ray
اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
gammas
گاما
gamma
گاما
gamma movement
حرکت گاما
gamma orionis
گاما- شکارچی
gamma orionis
گاما- جبار
gamma arietis
گاما- حمل
gamma pegasi
گاما- فرس
gamma herculis
گاما- جاثی
gamma radiation
اشعه گاما
gamma ursa majoris
گاما- دب اکبر
gamma ray
اشعه گاما
phi gamma function
تابع فی- گاما
gamma globulin
گاما گلوبولین
bellatrix
گاما- شکارچی
gamma rays
اشعه گاما
gamma
اشعه گاما
gammas
اشعه گاما
mesartim
گاما- حمل
gamma correction
تصحیح گاما
gamma delphini
گاما- دلفین
gamma efferent
وابران گاما
gamma andormedae
گاما- امراه المسلسله
algenib
گاما- فرس جناح الفرس
shafts
پرتو
radiancy
پرتو
shaft
پرتو
rayon
پرتو
radiance
پرتو
beamless
بی پرتو
rayless
بی پرتو
rontgen rays
پرتو X
radiation
پرتو
beam
پرتو
reaction
پرتو
straight line
پرتو
reactions
پرتو
ray
پرتو
radioactive
پرتو زا
beams
پرتو
aegis
پرتو
rem
مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
projectors
پرتو افکن
cosmic radiation
پرتو کیهانی
primary cosmic rays
پرتو کیهانی
cosmicray
پرتو کیهانی
double beam
پرتو مضاعف
eradiation
پرتو افکنی
electron beam
پرتو الکترون
eradiate
پرتو افکندن
fire light
پرتو اتش
illuminating beam
پرتو نور
rontgen rays
پرتو مجهول
radar beam
پرتو رادار
roentgen ray
پرتو ایکس
sun beam
پرتو افتاب
luminesce
پرتو افکندن
light ray
پرتو نور
light beam
پرتو نور
irradiative
پرتو افکن
ionic ray
پرتو یونی
posivite ray
پرتو مثبت
image ray
پرتو تصویر
illuminating beam
پرتو روشنایی
silvery rays
پرتو سیمین
x radiation
پرتو ایکس
x rays
پرتو ایکس
roentgen ray
پرتو رونتگن
corpuscular ray
پرتو ذرهای
gleamed
پرتو انی
radiates
پرتو افکندن
radiating
پرتو افکندن
illuminate
پرتو افکندن
X-ray
پرتو ایکس
X-ray
پرتو رونتگن
X-rayed
پرتو ایکس
X-rayed
پرتو رونتگن
radiated
پرتو افکندن
sunbeams
پرتو افتاب
sunbeam
پرتو افتاب
illuminates
پرتو افکندن
illuminating
پرتو افکندن
gleam
پرتو انی
gleaming
پرتو انی
gleams
پرتو انی
radiate
پرتو افکندن
X-raying
پرتو ایکس
X-raying
پرتو رونتگن
projector
پرتو افکن
actinometry
پرتو سنجی
radiology
پرتو شناسی
alpha rediation
پرتو الفا
an incident ray
پرتو ساقط
anode rays
پرتو اندی
beta radiation
پرتو بتا
cathode rays
پرتو کاتدی
canal rays
پرتو کانالی
actinolagy
پرتو شناس
actiniform
پرتو مانند
radiotherapy
پرتو درمانی
cosmic rays
پرتو کیهانی
irradiation
پرتو افکنی
The Physics of Radiation Protection
فیزیک محافظت از پرتو
cathod ray tube
لوله پرتو کاتدی
x ray analysis
تحلیل پرتو ایکس
x ray apparatua
دستگاه پرتو ایکس
x ray diffraction
پراش پرتو ایکس
x ray microdiffraction
پراش پرتو ایکس
x ray tube
لامپ پرتو ایکس
projections
تجسم پرتو افکنی
to pour rays
پرتو افکندن یا پاشیدن
projection
تجسم پرتو افکنی
soft x rays
پرتو ایکس کم نفوذ
Health physics
فیزیک محافظت از پرتو
beamy
شاخ دار پر پرتو
extraordinary ray
پرتو غیر عادی
radioisotope
ایزوتوپ پرتو افشان
alpha radiation
وقوع طبیعی پرتو
roentgen diffractometry
بلورنگاری پرتو ایکس
shaft
تیرانداختن پرتو افکندن
x ray crystallography
بلورنگاری پرتو ایکس
hard x ray
پرتو ایکس سخت
shafts
تیرانداختن پرتو افکندن
hard radiation
تابش یا پرتو سخت
electron beam deflection system
سیستم شکست پرتو الکترونی
radioactive
پرتو افشان تابش دار
rontgenogram
عکسی که با پرتو مجهول بردارند
ultraviolet ray
اشعه ماوراء بنفش پرتو فرابنفش
rontgen
نام فیزیکدان نامی المان که پرتو مجهول را پیدا کرد
radialized
دارای میله هایی که پرتووارمنشعب شده باشند مرتب بشکل پرتو
lobes
یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
maser
Radiation of Emission تقویت ماکروویو توسط پخش پرتو تحریک شده Stimulat the Amplificationby icrowave
lobe
یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
collimate
تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
y plates
صفحات افقی موازی که اختلاف پتانسیل انها سبب انحراف قائم پرتو الکترونی در لوله اشعه کاتدی میگردد
lightest
چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lighted
چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
light
چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
black body radiation
تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com