English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
logorrhea پرحرفی وبیهوده گویی
Other Matches
chiromancy پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
man millner مردی که بکارهای خرد وبیهوده می پردازند
bagpipe پرحرفی
loquacity پرحرفی
badinage پرحرفی
talkativeness پرحرفی
gash پرحرفی کردن
garrulously از روی پرحرفی
yack پرحرفی وراجی
gashing پرحرفی کردن
gashes پرحرفی کردن
gashed پرحرفی کردن
chattiness وراجی پرحرفی
verbomania پرحرفی مرضی
verbalism عبارت بی معنی پرحرفی
fudged غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudges غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudge غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudging غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
telnet پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
so to peaking گویی
plain speaking رک گویی
candor رک گویی
soliloquy تک گویی
as thought گویی
soliloquies تک گویی
to stab in the back بد گویی
downrightness رک گویی
scandals بد گویی
scandal بد گویی
outdpokenness رک گویی
candour رک گویی
laconic speech کم گویی
hypologia کم گویی
ingenuousness رک گویی
one would say گویی
knop گویی
hypophrasia کم گویی
free spokenness رک گویی
pauciloquy کم گویی
piffle مهمل گویی
reticence سکوت کم گویی
jocose بذله گویی
gratulation تبریک گویی
polylogia پریشان گویی
iterance باز گویی
jocosely بذله گویی
labyrinthine speech پریشان گویی
exaggeration گزافه گویی
idiolalia مهمل گویی
scandalum magnatum بد گویی از بزرگان
rodomontade گزاف گویی
rhodomontade گزاف گویی
verbosity اطناب گویی
idioglossia نامفهوم گویی
revilement ناسزا گویی
reticency سکوت کم گویی
restatement باز گویی
restatements باز گویی
polyphrasia پریشان گویی
lallation کودکانه گویی
logorrhea پراکنده گویی
free spokenness ساده گویی
agitolalia شتابان گویی
tachylalia شتابان گویی
echolalia پژواک گویی
tachyphemia شتابان گویی
open heartedness رک گویی صداقت
ambage ابهام گویی
divination غیب گویی
divagation پریشان گویی
pseudology دروغ گویی
prate یاوه گویی
ranten بیهوده گویی
witticisms بذله گویی
rant بیهوده گویی
ranted بیهوده گویی
metonymy به تقریب گویی
ranting بیهوده گویی
missatement خلاف گویی
rants بیهوده گویی
cluttering بریده گویی
facetiousness بذله گویی
echophrasia پژواک گویی
leasing دروغ گویی
witticism بذله گویی
poeticism شعر گویی
ellipsis بریده گویی
wits بذله گویی
jest بذله گویی
jests بذله گویی
extemporization بالبداهه گویی
wit بذله گویی
knock بد گویی کردن از
knocked بد گویی کردن از
knocks بد گویی کردن از
disclosures بی پرده گویی
bullshit گزافه گویی
word salad اشفته گویی
repetitions باز گویی
repetition باز گویی
invective ناسزا گویی
door-knob دستگیره گویی
contradiction خلاف گویی
contradictions خلاف گویی
knob دستگیره گویی
knobs دستگیره گویی
ironies وارونه گویی
irony وارونه گویی
wittiness لطیفه گویی
gossip اراجیف بد گویی
tympany گزافه گویی
disclosure بی پرده گویی
soliloquize تک گویی کردن
to speak ill of بد گویی کردن از
to fling d. بد گویی کردن
somniloquy or quence سخن گویی
overstatement گزافه گویی
so to speak چنانکه گویی
overstatements گزافه گویی
tautologize مکرر گویی
incoherence گسسته گویی
unreserve بی پرده گویی
verbalization دراز گویی
stilted speech مطنطن گویی
gossiped اراجیف بد گویی
gossiping اراجیف بد گویی
gossips اراجیف بد گویی
wittiness بذله گویی
waggery بذله گویی
vituperation ناسزا گویی
premonitions شوم گویی
premonition شوم گویی
improvisation بدیهه گویی
self contradiction تناقض گویی
deliriousness پرت گویی [روانشناسی]
it look as if چنین مینماید که گویی
deliriousness هذیان گویی [روانشناسی]
natter یاوه گویی کردن
veridical از روی حقیقت گویی
nattered یاوه گویی کردن
nattering یاوه گویی کردن
natters یاوه گویی کردن
bullshit چرند گویی کردن
Is that so ? You dont say. نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
obsequiousness تملق مزاج گویی
tergiversation بی ثباتی تناقض گویی
toucher گویی که باجک برخوردکند
Do you mean it ? Really ? Honestly ? جان من ؟( جدی می گویی )
recriminative پس دهنده بد گویی یا تهمت
delirium پرت گویی دیوانگی
chicaneries ضد ونقیض گویی مغالطه
overstating گزافه گویی کردن
corespondent مسئول جواب گویی
overstates گزافه گویی کردن
overstated گزافه گویی کردن
overstate گزافه گویی کردن
exaggerating گزافه گویی کردن
divining rod چوب غیب گویی
bounced جست گزاف گویی
chicanery ضد ونقیض گویی مغالطه
extravaganza فانتزی گزاف گویی
divined غیب گویی کردن
pleasantry بذله گویی شوخی
divines غیب گویی کردن
divining غیب گویی کردن
pleasantries بذله گویی شوخی
hyperbole غلو گزاف گویی
witticism شوخی لطیفه گویی
witticisms شوخی لطیفه گویی
divine غیب گویی کردن
exaggerates گزافه گویی کردن
exaggerate گزافه گویی کردن
dotes پرت گویی کردن
bounce جست گزاف گویی
quirk مزاجی تناقض گویی
quirks مزاجی تناقض گویی
hyperbolize گزافه گویی کردن
recriminatory پس دهنده بد گویی یاتهمت
effusively چنانکه گویی بریزد
gutter ball گویی که به شیار میافتد
grandiloquence گزاف گویی مبالغه
fribble یاوه گویی کردن
extravaganzas فانتزی گزاف گویی
forebode پیش گویی کردن
doted پرت گویی کردن
dote پرت گویی کردن
bounces جست گزاف گویی
self contradiction معارضه بانفس تناقض گویی
longbow اغراق گویی کمان دستی
bounces پریدن گزاف گویی کردن
welcoming drink نوشیدنی خوش آمد گویی
bombast جنس پنبهای گزافه گویی
bounced پریدن گزاف گویی کردن
You took the words out of my mouth. جانا سخن از زبان ما می گویی
bounce پریدن گزاف گویی کردن
longbows اغراق گویی کمان دستی
mealy-mouthed دریغ دارنده ازراست گویی
my ears burn گویی کسی از من سخن می گوید
monological وابسته بشیوه تنهاسخن گویی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com