English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 222 (37 milliseconds)
English Persian
process پردازش کردن
processes پردازش کردن
Search result with all words
list 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
job مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
jobs مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
despatched انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatches انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatching انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatch انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatched انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatches انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
text سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
texts سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
scheduling مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
dp پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده
semi processed data داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
spooling یلهای نوار اماده شدن قسمتی از سیستم جهت پردازش ان قرقره کردن
word star یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
Other Matches
postprocessor برنامهای که داده را از برنامه دیگر پردازش میکند که پردازش شده است
photocomposition کاربرد پردازش الکترونیکی درتهیه چاپ که مستلزم تعریف و تنظیم تحریر و تولید ان به وسیله پردازش از طریق عکاسی میباشد
interactive processing پردازش فعل و انفعالی پردازش محاورهای
backing رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی
batch 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batches 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
gpr ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند
edp پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی
pipeline اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
pipelines اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
distributed processing system سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز
centralized data processing پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز
in line processing پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی
post processing پس پردازش
list processing پردازش لیست
priority processing پردازش اولیه
data processing پردازش داده ها
picture processing پردازش تصویری
parallel processing پردازش موازی
preprocessing پیش پردازش
information processing پردازش اطلاعات
concurrent processing پردازش همزمان
command processing پردازش دستورالعمل
direct processing پردازش مستقیم
word processing پردازش کلمه
distrubuted processing پردازش توزیعی
document processing پردازش مدرک
batch processing پردازش دستهای
background processing پردازش زمینهای
file processing پردازش فایل
massaging پردازش داده
massages پردازش داده
massaged پردازش داده
massage پردازش داده
image processing پردازش تصویر
continuous processing پردازش پیوسته
simultaneous processing پردازش همزمان
running in parallel پردازش موازی
real time processing پردازش بلادرنگ
processing unit واحد پردازش
text processing پردازش متن
transaction oriented processing پردازش تغییرگرا
random processing پردازش تصادفی
teleprocessing پردازش از دور
random probing پردازش تصادفی
serial processing پردازش سری
sequential processing پردازش ترتیبی
processing program برنامه پردازش
preprocessor پیش پردازش
serial processing پردازش نوبتی
processing symbol علامت پردازش
stacked job processing پردازش پشته یی
word processing supervisor نافر پردازش کلمه
tp پردازش از راه دور
word processing society انجمن پردازش کلمه
digital signal processing پردازش دیجیتالی سیگنال
string processing languages زبانهای پردازش رشته
wps انجمن پردازش کلمه
teleprocessing پردازش از راه دور
list processing langauge زبانهای پردازش لیست
sort merge program پردازش تعمیم یافته
word processing system سیستم پردازش کلمه
integrated data processing پردازش داده مجتمع
information processing center مرکز پردازش اطلاعات
unit central processing واحد پردازش مرکزی
scientific data processing پردازش داده علمی
automatic data processing پردازش خودکار داده ها
foreground processing پردازش پیش صحنی
lisps لیسپ پردازش لیست
lisping لیسپ پردازش لیست
lisped لیسپ پردازش لیست
lisp لیسپ پردازش لیست
adp پردازش داده خودکار
adp پردازش داده اتوماتیک
idp پردازش داده مجتمع
remote processing پردازش از راه دور
central processing unit واحد پردازش مرکزی
information processing carriculum دوره پردازش اطلاعات
electronic data processing پردازش الکترونیکی داده
administrative data processing پردازش دادههای اداری
computer processing cycle چرخه پردازش کامپیوتر
data processing technology تکنولوژی پردازش داده
demand processing پردازش بر اساس نیاز
data processing cycle چرخه پردازش داده
multiple job processing پردازش چند کاره
data file processing پردازش فایل داده
multiprocessing پردازش چند گانه
ddp پردازش داده توزیعی
decentralized data processing پردازش داده نامتمرکز
word processing center مرکز پردازش کلمه
data processing management مدیریت پردازش داده
data processing center مرکز پردازش داده
data processing manager مدیر پردازش داده
data processing system سیستم پردازش داده
mechanical data processing پردازش داده مکانیکی
word processing operator متصدی پردازش کلمه
natural language processing پردازش زبان طبیعی
word processing program برنامه پردازش کلمه
data processing management association انجمن مدیریت پردازش داده
teleprocessing پردازش داده از راه دور
data processing curriculum دوره تحصیلات پردازش داده
document پردازش متن توسط کامپیوتر
adp پردازش داده توسط کامپیوتر
documented پردازش متن توسط کامپیوتر
documenting پردازش متن توسط کامپیوتر
job یک واحد پردازش درون یک کار
multiprocessing system سیستم پردازش چند گانه
precondition جایدهی داده پیش از پردازش
distributed data processing پردازش داده توزیع شده
preconditions جایدهی داده پیش از پردازش
dispersed data processing پردازش اطلاعات به صورت توزیعی
wp Processing Word پردازش کلمه
ipai انجمن پردازش اطلاعات اسرائیل
electronic data processing system سیستم پردازش الکترونیکی داده
raw در وضعیت اصلی یا پردازش نشده
direct access processing پردازش به روش دستیابی مستقیم
canadian information processing society انجمن کانادایی پردازش اطلاعات
jobs یک واحد پردازش درون یک کار
automated data processing پردازش داده به صورت خودکار
dp Processing Data پردازش داده
interfaces واسط واحد پردازش و باس IEEE
jobs کارهایی که در هر لحظه در سیستم پردازش می شوند
afips اتحادیه امریکایی انجمنهای پردازش اطلاعات
prestore ذخیره داده در حافظه پیش از پردازش
available بیشترین قدرت الکتریکی یا پردازش یک سیستم
GI انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
bureaus ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
bureau ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
multimedia پردازش تصویر رو نمایش متن میدهد
jobs شماره یک کار در صف که منتظر پردازش است
international federation فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات
interface واسط واحد پردازش و باس IEEE
GIs انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
degradation کمبود توانایی پردازش به علت خرابی
memory sniffing ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش
overlap processing پردازش و خروجی توسط یک سیستم کامپیوتری
telematics واسط پردازش داده و وسایل ارتباطی
ifip فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات
HTTPD وب سرور که حاوی توابع پردازش فرم ها
job کارهایی که در هر لحظه در سیستم پردازش می شوند
logical یری توان پردازش موتور واسط
job شماره یک کار در صف که منتظر پردازش است
tasks ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
output داده یا اطلاع تولید شده پس از پردازش با کامپیوتر.
outputs داده یا اطلاع تولید شده پس از پردازش با کامپیوتر.
edp پردازش داده بااستفاده از قط عات کامپیوتری و الکترونیکی
cps تعداد حروفی که هر لحظه چاپ یا پردازش می شوند
transmitters وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند
informatics دانش و مط العه روشهای پردازش اطلاعات و ارسال
cpu Unit Processing Central واحد پردازش مرکزی
touch tone telephone تلفن دکمهای در سیستمهای پردازش از راه دور
analogue کامپیوتری که داده را به صورت آنالوگ پردازش میکند
underlines دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
electronic پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
cdp Processing Data Certificationin گواهی پردازش داده
underline دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
underscoring دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
transmitter وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند
underscores دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
analogues کامپیوتری که داده را به صورت آنالوگ پردازش میکند
underscored دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
underlined دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
smarted ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
targeting حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
targets حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
targetted حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
targetting حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
band محدوده فرکانس یک سیگنال پیش از پردازش یا ارسال
bands محدوده فرکانس یک سیگنال پیش از پردازش یا ارسال
ifips اتحادیه بین المللی انجمنهای پردازش اطلاعات
irreversible process پردازش که پس از یک بار اجرا قابل برگشت نیست
preprocess اجرای سازمان ابتدایی و پردازش ساده داده
processor سیستم کامپیوتری یا الکترونیکی برای پردازش تصویر
interrupt ذخیره سازی وقفه ها در صف و پردازش طبق اولویت
interrupting ذخیره سازی وقفه ها در صف و پردازش طبق اولویت
smart ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
smarts ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
smartest ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
smarter ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
targeted حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
target حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
home امور مالی شخصی و پردازش کلمه است
smarting ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
homes امور مالی شخصی و پردازش کلمه است
machined عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
batch processing سیستم کامپیوتری که قادر به پردازش گروهی از کارهاست
manual ذخیره و پردازش اطلاعات بدون کمک کامپیوتر
machines عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
interrupts ذخیره سازی وقفه ها در صف و پردازش طبق اولویت
machine عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
underscore دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد
task ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
analog کامپیوتری که داده را به شکل آنالوگ پردازش میکند
priorities سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند.
omr و به صورتی که قابل پردازش در کامپیوتر باشد تبدیل میکند
monoprogramming system سیستم پردازش دستهای که در هر لحظه یک برنامه را اجرا میکند
diagram نموادری که ترتیب کارهای پردازش شده را نشان میدهد
signalled پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
queue لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
cpu کل زمانی که CPU برای پردازش دستورات نیاز دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com