| Total search result: 222 (36 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| process |
پردازش کردن |
| processes |
پردازش کردن |
|
|
|
|
| Search result with all words |
|
| list |
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی |
| job |
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند |
| jobs |
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند |
| trapdoor |
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است |
| trapdoors |
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است |
| despatched |
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش |
| despatches |
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش |
| despatching |
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش |
| dispatch |
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش |
| dispatched |
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش |
| dispatches |
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش |
| text |
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد |
| text |
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و.. |
| texts |
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد |
| texts |
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و.. |
| scheduling |
مرتب کردن ترتیب پردازش کارها |
| dp |
پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده |
| semi processed data |
داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا.. |
| spooling |
یلهای نوار اماده شدن قسمتی از سیستم جهت پردازش ان قرقره کردن |
| word star |
یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic |
| Other Matches |
|
| postprocessor |
برنامهای که داده را از برنامه دیگر پردازش میکند که پردازش شده است |
| photocomposition |
کاربرد پردازش الکترونیکی درتهیه چاپ که مستلزم تعریف و تنظیم تحریر و تولید ان به وسیله پردازش از طریق عکاسی میباشد |
| interactive processing |
پردازش فعل و انفعالی پردازش محاورهای |
| backing |
رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی |
| batch |
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند |
| batches |
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند |
| gpr |
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند |
| edp |
پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی |
| pipeline |
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه |
| pipelines |
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه |
| distributed processing system |
سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز |
| centralized data processing |
پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز |
| in line processing |
پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی |
| post processing |
پس پردازش |
| list processing |
پردازش لیست |
| priority processing |
پردازش اولیه |
| data processing |
پردازش داده ها |
| picture processing |
پردازش تصویری |
| parallel processing |
پردازش موازی |
| preprocessing |
پیش پردازش |
| information processing |
پردازش اطلاعات |
| concurrent processing |
پردازش همزمان |
| command processing |
پردازش دستورالعمل |
| direct processing |
پردازش مستقیم |
| word processing |
پردازش کلمه |
| distrubuted processing |
پردازش توزیعی |
| document processing |
پردازش مدرک |
| batch processing |
پردازش دستهای |
| background processing |
پردازش زمینهای |
| file processing |
پردازش فایل |
| massaging |
پردازش داده |
| massages |
پردازش داده |
| massaged |
پردازش داده |
| massage |
پردازش داده |
| image processing |
پردازش تصویر |
| continuous processing |
پردازش پیوسته |
| simultaneous processing |
پردازش همزمان |
| running in parallel |
پردازش موازی |
| real time processing |
پردازش بلادرنگ |
| processing unit |
واحد پردازش |
| text processing |
پردازش متن |
| transaction oriented processing |
پردازش تغییرگرا |
| random processing |
پردازش تصادفی |
| teleprocessing |
پردازش از دور |
| random probing |
پردازش تصادفی |
| serial processing |
پردازش سری |
| sequential processing |
پردازش ترتیبی |
| processing program |
برنامه پردازش |
| preprocessor |
پیش پردازش |
| serial processing |
پردازش نوبتی |
| processing symbol |
علامت پردازش |
| stacked job processing |
پردازش پشته یی |
| word processing supervisor |
نافر پردازش کلمه |
| tp |
پردازش از راه دور |
| word processing society |
انجمن پردازش کلمه |
| digital signal processing |
پردازش دیجیتالی سیگنال |
| string processing languages |
زبانهای پردازش رشته |
| wps |
انجمن پردازش کلمه |
| teleprocessing |
پردازش از راه دور |
| list processing langauge |
زبانهای پردازش لیست |
| sort merge program |
پردازش تعمیم یافته |
| word processing system |
سیستم پردازش کلمه |
| integrated data processing |
پردازش داده مجتمع |
| information processing center |
مرکز پردازش اطلاعات |
| unit central processing |
واحد پردازش مرکزی |
| scientific data processing |
پردازش داده علمی |
| automatic data processing |
پردازش خودکار داده ها |
| foreground processing |
پردازش پیش صحنی |
| lisps |
لیسپ پردازش لیست |
| lisping |
لیسپ پردازش لیست |
| lisped |
لیسپ پردازش لیست |
| lisp |
لیسپ پردازش لیست |
| adp |
پردازش داده خودکار |
| adp |
پردازش داده اتوماتیک |
| idp |
پردازش داده مجتمع |
| remote processing |
پردازش از راه دور |
| central processing unit |
واحد پردازش مرکزی |
| information processing carriculum |
دوره پردازش اطلاعات |
| electronic data processing |
پردازش الکترونیکی داده |
| administrative data processing |
پردازش دادههای اداری |
| computer processing cycle |
چرخه پردازش کامپیوتر |
| data processing technology |
تکنولوژی پردازش داده |
| demand processing |
پردازش بر اساس نیاز |
| data processing cycle |
چرخه پردازش داده |
| multiple job processing |
پردازش چند کاره |
| data file processing |
پردازش فایل داده |
| multiprocessing |
پردازش چند گانه |
| ddp |
پردازش داده توزیعی |
| decentralized data processing |
پردازش داده نامتمرکز |
| word processing center |
مرکز پردازش کلمه |
| data processing management |
مدیریت پردازش داده |
| data processing center |
مرکز پردازش داده |
| data processing manager |
مدیر پردازش داده |
| data processing system |
سیستم پردازش داده |
| mechanical data processing |
پردازش داده مکانیکی |
| word processing operator |
متصدی پردازش کلمه |
| natural language processing |
پردازش زبان طبیعی |
| word processing program |
برنامه پردازش کلمه |
| data processing management association |
انجمن مدیریت پردازش داده |
| teleprocessing |
پردازش داده از راه دور |
| data processing curriculum |
دوره تحصیلات پردازش داده |
| document |
پردازش متن توسط کامپیوتر |
| adp |
پردازش داده توسط کامپیوتر |
| documented |
پردازش متن توسط کامپیوتر |
| documenting |
پردازش متن توسط کامپیوتر |
| job |
یک واحد پردازش درون یک کار |
| multiprocessing system |
سیستم پردازش چند گانه |
| precondition |
جایدهی داده پیش از پردازش |
| distributed data processing |
پردازش داده توزیع شده |
| preconditions |
جایدهی داده پیش از پردازش |
| dispersed data processing |
پردازش اطلاعات به صورت توزیعی |
| wp |
Processing Word پردازش کلمه |
| ipai |
انجمن پردازش اطلاعات اسرائیل |
| electronic data processing system |
سیستم پردازش الکترونیکی داده |
| raw |
در وضعیت اصلی یا پردازش نشده |
| direct access processing |
پردازش به روش دستیابی مستقیم |
| canadian information processing society |
انجمن کانادایی پردازش اطلاعات |
| jobs |
یک واحد پردازش درون یک کار |
| automated data processing |
پردازش داده به صورت خودکار |
| dp |
Processing Data پردازش داده |
| interfaces |
واسط واحد پردازش و باس IEEE |
| jobs |
کارهایی که در هر لحظه در سیستم پردازش می شوند |
| afips |
اتحادیه امریکایی انجمنهای پردازش اطلاعات |
| prestore |
ذخیره داده در حافظه پیش از پردازش |
| available |
بیشترین قدرت الکتریکی یا پردازش یک سیستم |
| GI |
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی |
| bureaus |
ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است |
| bureau |
ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است |
| multimedia |
پردازش تصویر رو نمایش متن میدهد |
| jobs |
شماره یک کار در صف که منتظر پردازش است |
| international federation |
فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات |
| interface |
واسط واحد پردازش و باس IEEE |
| GIs |
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی |
| degradation |
کمبود توانایی پردازش به علت خرابی |
| memory sniffing |
ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش |
| overlap processing |
پردازش و خروجی توسط یک سیستم کامپیوتری |
| telematics |
واسط پردازش داده و وسایل ارتباطی |
| ifip |
فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات |
| HTTPD |
وب سرور که حاوی توابع پردازش فرم ها |
| job |
کارهایی که در هر لحظه در سیستم پردازش می شوند |
| logical |
یری توان پردازش موتور واسط |
| job |
شماره یک کار در صف که منتظر پردازش است |
| tasks |
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش |
| output |
داده یا اطلاع تولید شده پس از پردازش با کامپیوتر. |
| outputs |
داده یا اطلاع تولید شده پس از پردازش با کامپیوتر. |
| edp |
پردازش داده بااستفاده از قط عات کامپیوتری و الکترونیکی |
| cps |
تعداد حروفی که هر لحظه چاپ یا پردازش می شوند |
| transmitters |
وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند |
| informatics |
دانش و مط العه روشهای پردازش اطلاعات و ارسال |
| cpu |
Unit Processing Central واحد پردازش مرکزی |
| touch tone telephone |
تلفن دکمهای در سیستمهای پردازش از راه دور |
| analogue |
کامپیوتری که داده را به صورت آنالوگ پردازش میکند |
| underlines |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| electronic |
پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر |
| cdp |
Processing Data Certificationin گواهی پردازش داده |
| underline |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| underscoring |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| transmitter |
وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند |
| underscores |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| analogues |
کامپیوتری که داده را به صورت آنالوگ پردازش میکند |
| underscored |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| underlined |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| smarted |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| targeting |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| targets |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| targetted |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| targetting |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| band |
محدوده فرکانس یک سیگنال پیش از پردازش یا ارسال |
| bands |
محدوده فرکانس یک سیگنال پیش از پردازش یا ارسال |
| ifips |
اتحادیه بین المللی انجمنهای پردازش اطلاعات |
| irreversible process |
پردازش که پس از یک بار اجرا قابل برگشت نیست |
| preprocess |
اجرای سازمان ابتدایی و پردازش ساده داده |
| processor |
سیستم کامپیوتری یا الکترونیکی برای پردازش تصویر |
| interrupt |
ذخیره سازی وقفه ها در صف و پردازش طبق اولویت |
| interrupting |
ذخیره سازی وقفه ها در صف و پردازش طبق اولویت |
| smart |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| smarts |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| smartest |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| smarter |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| targeted |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| target |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| home |
امور مالی شخصی و پردازش کلمه است |
| smarting |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| homes |
امور مالی شخصی و پردازش کلمه است |
| machined |
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر |
| batch processing |
سیستم کامپیوتری که قادر به پردازش گروهی از کارهاست |
| manual |
ذخیره و پردازش اطلاعات بدون کمک کامپیوتر |
| machines |
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر |
| interrupts |
ذخیره سازی وقفه ها در صف و پردازش طبق اولویت |
| machine |
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر |
| underscore |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| task |
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش |
| analog |
کامپیوتری که داده را به شکل آنالوگ پردازش میکند |
| priorities |
سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند. |
| omr |
و به صورتی که قابل پردازش در کامپیوتر باشد تبدیل میکند |
| monoprogramming system |
سیستم پردازش دستهای که در هر لحظه یک برنامه را اجرا میکند |
| diagram |
نموادری که ترتیب کارهای پردازش شده را نشان میدهد |
| signalled |
پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها |
| queue |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| cpu |
کل زمانی که CPU برای پردازش دستورات نیاز دارد |