Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
mesogaster
پردهای که معده رابدیوارعقبی شکم می پیوند د
Other Matches
gastroscope
اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
hydrogen bonding
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
diaphragmatic
پردهای
velar
پردهای
membranous
پردهای
lamin
شاخه پردهای
lamina
شاخه پردهای
drapery
تزئینات پردهای
curtain wall
دیوار پردهای
s g
شبکه پردهای
draperies
تزئینات پردهای
tapestry
پارچه پردهای
tapestries
پارچه پردهای
screen grid
شبکه پردهای
bag check
دریچه پردهای متحرک
moreen
پارچه کلفت پردهای
screen grid voltage
ولتاژ شبکه پردهای
chromatic scale
مقیاس نیم پردهای
quatrefoil
ارایش چهار پردهای
terrachord
یک رشته چهار پردهای
tapis
پارچه منقوش پردهای یا رومیزی یا فرش
web tode
دارای پنجههای پرده دار پا پردهای
nainsook
پارچه نخی و سبک وزن ساده لباسی و پردهای
purdah
برای پوشیدن زنان ازدیدارمردان بویژه در هند پارچه پردهای
stomached
معده
the inner man
معده
stomach
معده
tummy
معده
tummies
معده
kyte
معده
stomachs
معده
maw
معده
orifice of the stomack
معده
stomaching
معده
foul stomach
معده پر
stomachache
درد معده
gastrolith
سنگ معده
gastritis
ورم معده
gastritis
التهاب معده
gastric ulcer
زخم معده
heartburn
سوزش معده
gastric juice
شیره معده
epigastrium
روی معده
saburra
اخلاط معده
gastroptosis
سقوط معده
rot gut
معده خراب کن
pyrosis
سوزش معده
pneumogastric nerve
پی با عصب شش و معده
antacid
ضداسید معده
maw
حفره معده
cardialgia
دردفم معده
craw
معده جانور
gastroscopy
معاینه معده
gastritis
اماس معده
cramp of stomach
درد معده
f.of the stomach
ته یاقعر معده
collywobbles
درد معده
stomach pump
تنقیهی معده
stomach pumps
تنقیهی معده
breadbasket
معده ناحیه حاصلخیز
polygastric
دارای چندین معده
dyspepsy
ناراحتی معده
[پزشکی]
indigestion
ناراحتی معده
[پزشکی]
gastroenteritis
ورم معده و رودهها
upset stomach
ناراحتی معده
[پزشکی]
tummy upset
[coll.]
ناراحتی معده
[پزشکی]
antacid
دوای ضد ترشی معده
ascarid
کرم معده اسکاریس
psalterium
معده سوم نشخوارکنندگان
stomach upset
ناراحتی معده
[پزشکی]
gastroptosis
پایین افتادن معده
gastrointestinal
مربوط به معده و روده
abdominal pain
معده درد
[پزشکی]
stomach pain
معده درد
[پزشکی]
gastro enteritis
اماس معده وروده
gastroenterology
مطالعه معده و روزده وبیماریهای ان
gastroenteritis
التهاب معده و رودهی باریک
mesogaster
معده بند ناحیه ناف
gastric fever
تب معدهای یارودهای حمای معده
gastroenterologist
متخصص بیماریهای معده وروده
peptic gland
دژ پبهی که شیره معده از ان تراوش میکند
gastro enteric
وابسته به معده وروده معدی امعائی
ingestion
قورت دادن داخل معده کردن
achlorhydria
فقدان اسید کلریدریک درشیرهء معده
gastrectomy
عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
solar plexus
شبکه عصبی ناحیه زیر معده
gastrin
هورمونی که موجب ترشح شیره معده میگردد
pepsin
پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
pepsine
پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
lavage
انجدان رومی شستشوی معده یازخم شستشو دادن
slurring
پیوند
anastomosis
پیوند
bonding
پیوند
slur
پیوند
inosculation
رگ پیوند
slurred
پیوند
slurs
پیوند
merging
پیوند
syntheses
پیوند
synthesis
پیوند
relation
پیوند
grafter
پیوند زن
consociation
پیوند
connexion
پیوند
imping
پیوند
inosculation
پیوند رگ ها
colligation
پیوند
ligaments
پیوند
ligature
خط پیوند
link
پیوند
ligament
پیوند
graftage
پیوند
connexions
پیوند
connection
پیوند
hyphen
پیوند
transplantation
پیوند
hyphens
پیوند
bond
پیوند
zonule
پیوند
graft
پیوند
nexus
پیوند
strapping
پیوند
linkage
پیوند
grafts
پیوند
linkages
پیوند
grafted
پیوند
associated
هم پیوند
associate
هم پیوند
unrelated
بی پیوند
associates
هم پیوند
grafting
پیوند
associating
هم پیوند
ulcers
زخم معده قرحه دار کردن یا شدن ریش کردن
ulcer
زخم معده قرحه دار کردن یا شدن ریش کردن
radio link
پیوند رادیویی
synchondrosis
پیوند غضروفی
linker
پیوند دهنده
syntropy
پیوند سالم
transplantable
پیوند شدنی
syndesmosis
پیوند رباطی
three center bonding
پیوند سه مرکزی
splicer
پیوند دهنده
outcrossing
پیوند دو نژاد
single bond
پیوند ساده
tie bar
اهن پیوند
ogee
منحنی پیوند
single bond
پیوند یگانه
graftage
پیوند زنی
heat affected zone
ناحیه پیوند
mismarriage
پیوند نامناسب
multiple bond
پیوند چندگانه
multivincular
بسیار پیوند
neural bond
پیوند عصبی
organ transplantation
پیوند عضو
osteoplasty
پیوند استخوانی
polar bond
پیوند قطبی
outer connection
پیوند برونی
peptide linkage
پیوند پپتیدی
metallic bond
پیوند فلزی
short splice
پیوند کوتاه
mesalliance
پیوند ناجور
hydrogen bond
پیوند هیدروژنی
sailmaker splice
پیوند چادردوز
underpass approach
سرازیری پیوند
underpass approach
نشیب پیوند
ionic bond
پیوند یونی
warm link
پیوند گرم
root graft
پیوند ریشهای
link register
ثبات پیوند
linkage time
زمان پیوند
localized bond
پیوند مستقر
long splice
پیوند بلند
peptide bond
پیوند پپتیدی
splices
پیوند کردن
bond polarity
قطبیت پیوند
bond order
مرتبه پیوند
bond moment
گشتاور پیوند
flange
پیوند لوله
bond energy
انرژی پیوند
bond length
طول پیوند
bond distance
طول پیوند
flanges
پیوند لوله
bucket
منحنی پیوند
bond rupture
گسیختن پیوند
bond strength
قدرت پیوند
cold link
پیوند سرد
splices
پیوند زدن
chink grafting
پیوند غلافی
chink grafting
پیوند اسکنهای
splicing
پیوند کردن
splicing
پیوند زدن
chemical bond
پیوند شیمیایی
chain splice
پیوند زنجیری
hyphenate
با خط پیوند نوشتن
buckets
منحنی پیوند
bond angle
زاویه پیوند
acetylenic linkage
پیوند استیلنی
confederacies
اتحاد پیوند
acetylenic bond
پیوند استیلنی
acetylene linkage
پیوند استیلنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com