English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
tapestries پرده قالیچه نما
tapestry پرده قالیچه نما
Search result with all words
drapery rug قالیچه های پرده ای [جهت آویزان کردن در سر درب ورودی اتاق]
Ensi [نوعی قالیچه پرده آویز بین ترکمن ها بر سر درب ورودی به چادر استفاده می شود و حالتی از پنجره را نشان می دهد.]
tapestry [قالیچه های پرده ای پودنما جهت آویزان کردن در سر درب ها]
Other Matches
dowry rug قالیچه جهیزیه [این نوع قالیچه بصورت سنت، توسط عروس جهت خانه جدید خود بافته می شود و بیشتر بین عشایر و روستاییان مرسوم است.]
butterfly saddle rug قالیچه نقش پروانه ای [این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
pictorial rug قالیچه های تصویری [قالیچه های پرتره] [در اینگونه فرش ها نگاره های معمول فرش ها استفاده نمی شود و در آن از تصاویر انسان، حیوان، طبیعت، بناها و حوادث تاریخی بهره می گیرند. به آن نقش غلط نیز می گویند.]
membranaceous دارای غشاء پرده پرده غشایی
rug قالیچه
rugs قالیچه
footcloth قالیچه
foot cloth قالیچه
kurdistan قالیچه کردی
throw rug قالیچه رومبلی
upholstery قالیچه رومبلی
scatter rug قالیچه کوچک
Baluchi prayer rug قالیچه سجاده بلوچی
hearth rug قالیچه جلو شومینه
hearth rug قالیچه پیش بخاری
i have a silk rug Štoo یک قالیچه ابریشمی هم دارم
pillow [قالیچه اندازه پشتی]
exquisite rug قالیچه نفیس و اعلاء
Indian rug قالی یا قالیچه مربوط به هندوستان
horse cover قالیچه زیر زین اسب
tone and semitone پرده ونیم پرده
decorative rugs قالیچه های تابلویی [که بصورت سفارشی و در تعداد کم تولید می شود.]
Dizlyk [نوعی قالیچه تزئینی کوچک که برای تزئین به زانوی شتر می بندند.]
tringle چوب پرده میل پرده چوب دیرک
pouch خورجین [گاه قالیچه ها برای مصارف شخصی عشایر بدین گونه بافته می شوند.]
silver thread نخ های زربفت یا نقره ای [این نوع نخ در بعضی قالیچه ها جهت تزئین در بافت فرش بکار می رود.]
divan cover [قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
salt bag کیسه نمک [بافتی پارچه ای یا زیر و رو و یا بصورت قالیچه کوچک دارای پرز که جهت نگهدای از نکمک یا غلات بافته شده.]
gold lace [braids] گلابتون [نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
Ladik prayer rug قالیچه سجاده ای لادیک [این فرش بیشتر مربوط به ترکیه می باشد و در آن از دو یا سه ستون محرابی به همراه گل های لاله با رنگ های غالب قرمز و آبی استفاده می شود.]
khalyk قالیچه خالیک [یا چالیک] [که از دست بافته های ترکمن ها بوده و بصورت حرف یو شکل یا مستطیل شکل می باشد و جهت آویزان کردن در ورودی چادرها و یا روانداز اسب و شتر استفاده می شود.]
Gabbeh گبه [با قالیچه های درشت باف و زبر که ریشه عشایری داشته و منسوب به خراسان و جنوب ایران می باشند. طرح های آن ساده و از رنگ های روشن با گره های فارسی و ترکی می باشد.]
rag rug قالیچه چهل تکه [در بعضی از کشورها نظیر مصر و مکزیک ابتدا نوارهای باریکی به عرض دو یا سه سانتی متر بافته شده و سپس لبه های آن به یکدیگر دوخته می شود که حالت فرش راه راه به آن می بخشد.]
saddle cover رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
palled پرده
palls پرده
outspokenly بی پرده
curtains پرده
plain spoken بی پرده
blunt بی پرده
blunted بی پرده
blunter بی پرده
bluntest بی پرده
blunting بی پرده
blunts بی پرده
screen پرده
veils پرده
screens پرده
veil پرده
pall پرده
palling پرده
painting پرده
mantle پرده
mantles پرده
unreserved بی پرده
tympanon پرده
tympan پرده
pecten پرده
patagium پرده
purdah پرده
velum پرده
screening, screenings پرده
hangings پرده
uninhibited بی پرده
straight out بی پرده
smokescreen پرده
window shade پرده
straightforwardly بی پرده
paintings پرده
screened پرده
bluntly بی پرده
door curtain پرده در
blinds پرده
door curtain پرده
vane پرده
vanes پرده
blinded پرده
fin footed پرده پا
membrane پرده
membranes پرده
free spoken بی پرده
backstage در پس پرده
blind پرده
diaphragm پرده
diaphragms پرده
franked بی پرده
franker بی پرده
frankest بی پرده
franking بی پرده
franks بی پرده
straightest بی پرده
frank بی پرده
straightforward بی پرده
pert بی پرده
straight بی پرده
straighter بی پرده
at the rear of the stage <adj.> <adv.> در پس پرده
marking panel پرده مخابرات
round unvarnished tale سخن بی پرده
quater tone یک چهارم پرده
endocardium پرده درونی دل
diaphrgam میان پرده
pellicular پرده دار
deadlight پرده کرکره
curtain rod چوب پرده
drumhead پرده صماخ
endoderm پرده درونی
entracte میان پرده
lambrequin یا روی پرده
it is wrapt in mystery در پرده است
light screen پرده نور
living picture پرده نقاشی
maidenhead پرده بکارت
hymenoptera پرده بالان
he has a loose tongue پرده در است
marking panel پرده شناسایی
mediastinum میان پرده
half tone نیم پرده
grout curtain پرده تزریق
panel code کد پرده مخابرات
glozing پرده پوشی
palmated پرده دار
hymenopteral or terous پرده بال
dorsel پرده محراب
brise-soleil پرده افقی
brise-soleil پرده عمودی
balustrata پرده شبستان
Iron Curtain پرده اهنین
tympanum پرده گوش
tympanic membrane پرده گوش
eardrum پرده گوش
dossal پرده محراب
dossel پرده محراب
drapery panel چین پرده ای
tympanic membrane پرده صماخ
to draw the c. forth پرده افتادن
to draw the c. forth پرده کشیدن
the curtain falls پرده میافتد
sun blind پرده پنجره
straightaway رک وبی پرده
steel facing membrane پرده فولادی
silver screen پرده سینما
signal panel پرده مخابرات
tympanum پرده گوش
unreserve بی پرده گویی
upholster پرده زدن
To draw the curtain . پرده را کشیدن
Shrouded in mystrey. در پرده اسرار
A 4-cat play. نمایش در 4 پرده
smokescreen دود پرده
watertight facing پرده اب بندی
watertight diaphragm پرده اب بندی
wanelength طول پرده
veil nebula سحابی پرده
veil nebula ابری پرده
say it frankly بی پرده بگو
curtain of fire پرده اتش
curtains پرده پوشش
screened پرده پوشش
tableau پرده نقاشی
fretted پرده دار
screening, screenings پرده سینما
screening, screenings پرده پوشش
webbed پرده دار
screens پرده سینما
roundly بی پرده اشکار
smoke screen پرده دود
eardrums پرده صماخ
eardrums پرده گوش
screens پرده پوشش
eardrum پرده صماخ
eardrum پرده گوش
tableaux پرده نقاشی
diaphragm میان پرده
screen پرده سینما
veils پرده زدن
veil پرده زدن
curtains جدار پرده
foreshortening پرده ازروبرو
franks بی پرده حرف زن رک
screen پرده پوشش
franking بی پرده حرف زن رک
frankest بی پرده حرف زن رک
screened پرده سینما
franker بی پرده حرف زن رک
franked بی پرده حرف زن رک
frank بی پرده حرف زن رک
diaphragms میان پرده
osmosis ازیک پرده
benined the curtain پشت پرده
bituminous facing پرده قیری
hymens پرده بکارت
tableaus پرده نقاشی
hymen پرده بکارت
ridden پرده محراب
tapestry پرده دیوارکوب
shutter پرده گذاشتن
shutters پرده گذاشتن
tapestries پرده منقوش
tapestry پرده منقوش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com