Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (3 milliseconds)
English
Persian
fin footed
پرده پا
Search result with all words
tapestries
پرده قالیچه نما
tapestries
پرده نقش دار
tapestries
پرده منقوش
tapestries
پرده دیوارکوب
tapestry
پرده قالیچه نما
tapestry
پرده نقش دار
tapestry
پرده منقوش
tapestry
پرده دیوارکوب
ridden
پرده محراب
collage
اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
collages
اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
backstage
در پس پرده
hymen
پرده بکارت
hymens
پرده بکارت
bluntly
بی پرده
half note
نیم پرده
half-note
نیم پرده
half-notes
نیم پرده
membrane
پرده پوست
membrane
پرده
membranes
پرده پوست
membranes
پرده
panel
پرده شبکه مخابرات
panel
پرده مخابرات
panels
پرده شبکه مخابرات
panels
پرده مخابرات
blind
پرده
blinded
پرده
blinds
پرده
osmosis
ازیک پرده
eardrum
پرده گوش
eardrum
پرده صماخ
eardrums
پرده گوش
eardrums
پرده صماخ
roundly
بی پرده اشکار
webbed
پرده دار
chamberlain
نافر پرده دار
chamberlains
نافر پرده دار
fretted
پرده دار
curtain-raiser
پرده کوتاه پیش ازاغازنمایش بزرگ
curtain-raisers
پرده کوتاه پیش ازاغازنمایش بزرگ
vane
پرده
vane
علامت بادنما پرده جدا کننده
vanes
پرده
vanes
علامت بادنما پرده جدا کننده
tableau
پرده نقاشی
tableaus
پرده نقاشی
tableaux
پرده نقاشی
hydrofoil
سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
hydrofoils
سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
diaphragm
میان پرده
diaphragm
پرده
diaphragms
میان پرده
diaphragms
پرده
straight
بی پرده
straighter
بی پرده
straightest
بی پرده
pert
بی پرده
straightforward
بی پرده
frank
بی پرده حرف زن رک
frank
بی پرده
franked
بی پرده حرف زن رک
franked
بی پرده
franker
بی پرده حرف زن رک
franker
بی پرده
frankest
بی پرده حرف زن رک
frankest
بی پرده
franking
بی پرده حرف زن رک
franking
بی پرده
franks
بی پرده حرف زن رک
franks
بی پرده
unveil
نمودار کردن پرده برداری
unveiled
نمودار کردن پرده برداری
unveiling
نمودار کردن پرده برداری
unveils
نمودار کردن پرده برداری
screening
نمایش بر روی پرده تلویزیون
blunt
بی پرده
blunted
بی پرده
blunter
بی پرده
bluntest
بی پرده
blunting
بی پرده
blunts
بی پرده
veil
پرده
veil
پرده زدن
veils
پرده
veils
پرده زدن
pall
پرده
pall
با پرده یاروپوش پوشاندن
palled
پرده
palled
با پرده یاروپوش پوشاندن
palling
پرده
palling
با پرده یاروپوش پوشاندن
palls
پرده
palls
با پرده یاروپوش پوشاندن
scruff
پرده نازک غشاء
foreshortening
پرده ازروبرو
flipper
پرده یا عضو شنای حخیوانات دریایی
flippers
پرده یا عضو شنای حخیوانات دریایی
stage
پرده گاه مرحله
stages
پرده گاه مرحله
Other Matches
membranaceous
دارای غشاء پرده پرده غشایی
tone and semitone
پرده ونیم پرده
tringle
چوب پرده میل پرده چوب دیرک
tympanon
پرده
purdah
پرده
tympan
پرده
velum
پرده
free spoken
بی پرده
paintings
پرده
painting
پرده
unreserved
بی پرده
window shade
پرده
mantles
پرده
mantle
پرده
plain spoken
بی پرده
pecten
پرده
straight out
بی پرده
straightforwardly
بی پرده
patagium
پرده
screening, screenings
پرده
screened
پرده
curtains
پرده
outspokenly
بی پرده
door curtain
پرده در
uninhibited
بی پرده
smokescreen
پرده
hangings
پرده
door curtain
پرده
at the rear of the stage
<adj.>
<adv.>
در پس پرده
screen
پرده
screens
پرده
marking panel
پرده مخابرات
light screen
پرده نور
screens
پرده سینما
lambrequin
یا روی پرده
mediastinum
میان پرده
marking panel
پرده شناسایی
maidenhead
پرده بکارت
living picture
پرده نقاشی
hymenopteral or terous
پرده بال
screens
پرده پوشش
deadlight
پرده کرکره
grout curtain
پرده تزریق
glozing
پرده پوشی
dorsel
پرده محراب
diaphrgam
میان پرده
drumhead
پرده صماخ
endocardium
پرده درونی دل
entracte
میان پرده
curtain rod
چوب پرده
bituminous facing
پرده قیری
alkekengi
عروسک پس پرده
balloon barrage
پرده دود
it is wrapt in mystery
در پرده است
hymenoptera
پرده بالان
he has a loose tongue
پرده در است
curtain of fire
پرده اتش
half tone
نیم پرده
benined the curtain
پشت پرده
endoderm
پرده درونی
panel code
کد پرده مخابرات
brise-soleil
پرده عمودی
balustrata
پرده شبستان
tympanum
پرده گوش
tympanic membrane
پرده گوش
eardrum
پرده گوش
brise-soleil
پرده افقی
dossal
پرده محراب
dossel
پرده محراب
drapery panel
چین پرده ای
To draw the curtain .
پرده را کشیدن
Shrouded in mystrey.
در پرده اسرار
sun blind
پرده پنجره
straightaway
رک وبی پرده
steel facing membrane
پرده فولادی
smoke screen
پرده دود
silver screen
پرده سینما
signal panel
پرده مخابرات
say it frankly
بی پرده بگو
round unvarnished tale
سخن بی پرده
quater tone
یک چهارم پرده
pellicular
پرده دار
the curtain falls
پرده میافتد
to draw the c. forth
پرده کشیدن
to draw the c. forth
پرده افتادن
A 4-cat play.
نمایش در 4 پرده
smokescreen
دود پرده
watertight facing
پرده اب بندی
watertight diaphragm
پرده اب بندی
wanelength
طول پرده
veil nebula
سحابی پرده
veil nebula
ابری پرده
upholster
پرده زدن
unreserve
بی پرده گویی
tympanum
پرده گوش
tympanic membrane
پرده صماخ
palmated
پرده دار
screening, screenings
پرده پوشش
disclosures
بی پرده گویی
upholstery
پرده فروشی
pelmet
چوب پرده
pelmets
چوب پرده
disclosure
بی پرده گویی
Iron Curtain
پرده اهنین
film
پرده نازک
filmed
پرده نازک
shutter
پرده گذاشتن
shutters
پرده گذاشتن
curtains
جدار پرده
screen
پرده پوشش
screened
پرده پوشش
screened
پرده سینما
screening, screenings
پرده سینما
screen
پرده سینما
curtains
پرده پوشش
tympanic
مثل پرده صماخ
sconce
پرده یاپوشش محافظ
to reveal itself
از پرده برون افتادن
tapestried
دارای پرده منقوش
tieback
رسن یابند پرده
to blanch over
پرده پوشی کردن
speak out
بی پرده سخن گفتن
to mince matters
در پرده سخن گفتن
to screen
[from]
[با پرده]
محافظت کردن
[از]
On the movie screen.
روی پرده سینما
fair and square
<idiom>
راست وبی پرده
helioscene
[نوعی پرده کرکره]
To draw the curtain.
پرده راکنارزدن (کشیدن)
webfoot
پای پرده دار
winter cherry
کاکنج عروس پس پرده
soft furnishings
متکا پرده نورتابوروکشمبلمان
to speak candidly
<idiom>
بی پرده صحبت کردن
To pay money. To make a payment.
بی پرده صحبت کردن
fire curtain
پرده محافظ اتش
drop scene
پرده جلوصحنه نمایش
drop curtain
پرده جلو صحنه
blanket
پرده دود یا مه ابر
patagium
پرده پای پرندگان
decidua
پرده افتنده زهدان
deadlight
پرده مانع عبورروشنایی
screen
روی پرده افکندن
drop scene
پرده اخرداستان زندگی
endometrium
پرده درونی زهدان
blanketed
پرده دود یا مه ابر
hymenopteral or terous
وابسته به پرده بالان
interlude
ایست میان دو پرده
iteract
فاصله میان دو پرده
interludes
ایست میان دو پرده
mischief is brewing
شیطنتی در پس پرده است
entracte
رقص یاسازمیان دو پرده
entracte
فاصله میان دو پرده
endosperm
پرده داخلی هاگ
curtain lecture
صحبتهای پشت پرده
screened
روی پرده افکندن
screens
روی پرده افکندن
portiere
پرده درب ورودی
reinforced concrete facing
پرده بتن مسلح
screening, screenings
روی پرده افکندن
adrama in acts
درام درپنج پرده
screens
الک پرده چتر
screening, screenings
الک پرده چتر
screen
الک پرده چتر
brush off
پرده در بازی لاکراس
buffy coat
پرده لیفی خون
central concrete membrane
پرده میانی بتنی
screened
الک پرده چتر
chamberlainship
پرده داری گنجوری
blankets
پرده دود یا مه ابر
chorion
پرده بیرونی جنین
positive cut off
پرده اب بندی کامل
What is going on behind the scenes?
در پشت پرده چه خبر است ؟
glasnost
صراحت و احتراز از پرده پوشی
gall wasp
حشره پرده بال مازو
fin footed
دارای پاهای پرده دار
act ii Šscene iv
پرده دوم مجلس چهارم
endocardial
وابسته به پرده درونی دلhypoblast
tympanic membrane injury
آسیب دیدگی پرده گوش
alphabet code flag
پرده مخابره حروف یا اعداد
downstage
درجلو پرده تاتر ونمایش
The unveil a statue.
پرده ساعت 8 شب بالامی رود
marking panel
پرده علامت گذاری مین
the murder is out
پرده از روی کار برداشته شد
these is pomrthing brooding
چیزی درپس پرده است
palmiped
دارای پای پرده دار
upholsterer
خیاط رومبلی و پرده و غیره
shutters
پشت پنجرهای پرده روزنه
unreservedl
بی قید وژشرط اشکارا بی پرده
shutter
پشت پنجرهای پرده روزنه
palmipede
دارای پنجههای پرده دارپرده پا
to screen a scene
در روی پرده نشان دادن
to throw off the mask
پرده از روی کار برداشتن
roller blind
پرده فنردار قرقره ایی
palmate
دارای پای پرده دار
screenable
قابل نمایش بر روی پرده
physalis
عروسک پس پرده و گلهای همجنس ان
reinforced concrete facing membrane
پرده بتن مسلح نما
reredos
پرده یا دیوار پشت محراب
to speak out
بی پرده سخن گفتن بلندترحرف زدن
smoke curtain
پرده دود برای استتار از دیدزمینی
pleura
پرده جنب غشاء مایی ریوی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com