English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
patagium پرده پای پرندگان
Other Matches
membranaceous دارای غشاء پرده پرده غشایی
air sac بادکنک پرندگان
birdseed غذای پرندگان
ornithography شرح پرندگان
ornithic fossils سنگوارههای پرندگان
aviary محل پرندگان
aviaries محل پرندگان
schools گروه پرندگان
school گروه پرندگان
fowler شکارچی پرندگان
birds of prey پرندگان شکاری
hard bill پرندگان سخت منقار
woodnote نغعه پرندگان جنگلی
the proper instinct of birds غریزه ویژه پرندگان
wildfowler شکارچی پرندگان ابی
flocks جمعیت دسته پرندگان
flocking جمعیت دسته پرندگان
flocked جمعیت دسته پرندگان
flock جمعیت دسته پرندگان
rookeries زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
rookery زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
ani پرندگان سیاهی ازخانوادهء فاخته
small game پرندگان وپستانداران شکاری کوچک
nestlings بچه پرندگان اشیان گیری
flyway راه هوایی پرندگان مهاجر
acropodium سطح فوقانی پای پرندگان
nestling بچه پرندگان اشیان گیری
tertial مربوط به سومین شاهپر بال پرندگان
Birds of a feather flock together . <proverb> پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
guan جنسی از پرندگان بزرگ ازراسته ماکیان
upland game پرندگان و حیوانات کوچم شکاری در ارتفاعات
oology بررسی و جمع اوری تخم پرندگان
avifauna کلیه مرغان یک سرزمین پرندگان یک ناحیه
tone and semitone پرده ونیم پرده
loral وابسته به فاصله میان چشم ومنقار پرندگان
popinjay shooting کمانگیری با تیرهای نوک کندبه پرندگان مصنوعی
glede انواع پرندگان یامرغان شکاری مخصوصازغن یا چالاقان
jacamar پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
small game پرندگان و حیوانات کوچک که برای تفریح شکار می شوند
tringle چوب پرده میل پرده چوب دیرک
down پر دراوردن جوجه پرندگان پرهای ریزی که برای متکابکار میرود
serinette ارغنوان کوچک دستی که برای سروداموزی به پرندگان بکار میرود
longspur انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
Biomimicry تقلید از الگوهای طبیعی برای حل مشکلات بشر، مانند گرفتن ایده هواپیما از پرندگان و غیره.
rictus گشادی دهان چاک دهان پرندگان
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
bluntest بی پرده
veil پرده
palling پرده
veils پرده
blunts بی پرده
straighter بی پرده
tympanon پرده
blunting بی پرده
palled پرده
palls پرده
pall پرده
fin footed پرده پا
blunter بی پرده
unreserved بی پرده
uninhibited بی پرده
screen پرده
screens پرده
screened پرده
screening, screenings پرده
curtains پرده
outspokenly بی پرده
mantle پرده
mantles پرده
velum پرده
door curtain پرده در
door curtain پرده
hangings پرده
purdah پرده
painting پرده
paintings پرده
window shade پرده
smokescreen پرده
blinded پرده
bluntly بی پرده
vanes پرده
plain spoken بی پرده
straightforwardly بی پرده
backstage در پس پرده
diaphragm پرده
at the rear of the stage <adj.> <adv.> در پس پرده
vane پرده
blinds پرده
blind پرده
membranes پرده
patagium پرده
membrane پرده
pecten پرده
straight out بی پرده
diaphragms پرده
straight بی پرده
franking بی پرده
frankest بی پرده
franks بی پرده
franker بی پرده
franked بی پرده
frank بی پرده
pert بی پرده
blunted بی پرده
tympan پرده
blunt بی پرده
straightforward بی پرده
straightest بی پرده
free spoken بی پرده
balloon barrage پرده دود
sun blind پرده پنجره
smokescreen دود پرده
bituminous facing پرده قیری
To draw the curtain . پرده را کشیدن
straightaway رک وبی پرده
say it frankly بی پرده بگو
quater tone یک چهارم پرده
screens پرده پوشش
signal panel پرده مخابرات
benined the curtain پشت پرده
smoke screen پرده دود
Shrouded in mystrey. در پرده اسرار
round unvarnished tale سخن بی پرده
alkekengi عروسک پس پرده
steel facing membrane پرده فولادی
silver screen پرده سینما
A 4-cat play. نمایش در 4 پرده
light screen پرده نور
palmated پرده دار
to draw the c. forth پرده کشیدن
it is wrapt in mystery در پرده است
upholster پرده زدن
endocardium پرده درونی دل
endoderm پرده درونی
to draw the c. forth پرده افتادن
hymenopteral or terous پرده بال
unreserve بی پرده گویی
entracte میان پرده
tympanum پرده گوش
hymenoptera پرده بالان
he has a loose tongue پرده در است
tympanic membrane پرده صماخ
half tone نیم پرده
grout curtain پرده تزریق
lambrequin یا روی پرده
veil nebula سحابی پرده
living picture پرده نقاشی
curtain of fire پرده اتش
panel code کد پرده مخابرات
the curtain falls پرده میافتد
curtain rod چوب پرده
deadlight پرده کرکره
pellicular پرده دار
mediastinum میان پرده
watertight facing پرده اب بندی
marking panel پرده شناسایی
marking panel پرده مخابرات
maidenhead پرده بکارت
watertight diaphragm پرده اب بندی
diaphrgam میان پرده
wanelength طول پرده
drumhead پرده صماخ
glozing پرده پوشی
screens پرده سینما
veils پرده زدن
tableaus پرده نقاشی
tableau پرده نقاشی
fretted پرده دار
webbed پرده دار
roundly بی پرده اشکار
eardrums پرده صماخ
diaphragm میان پرده
veil پرده زدن
tympanum پرده گوش
franks بی پرده حرف زن رک
franking بی پرده حرف زن رک
frankest بی پرده حرف زن رک
franker بی پرده حرف زن رک
franked بی پرده حرف زن رک
frank بی پرده حرف زن رک
diaphragms میان پرده
eardrums پرده گوش
eardrum پرده صماخ
hymens پرده بکارت
hymen پرده بکارت
ridden پرده محراب
tapestry پرده دیوارکوب
tapestry پرده منقوش
tapestries پرده دیوارکوب
tapestries پرده منقوش
eardrum پرده گوش
osmosis ازیک پرده
tableaux پرده نقاشی
panels پرده مخابرات
panel پرده مخابرات
membranes پرده پوست
membrane پرده پوست
half-notes نیم پرده
half-note نیم پرده
half note نیم پرده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com