Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
deified
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deifies
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deify
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deifying
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
Other Matches
deification
قائل به الوهیت شخص یاچیزی
divinities
الوهیت
deva
الوهیت
godhood
الوهیت
divinity
الوهیت
godhead
الوهیت
godship
الوهیت
numen
الوهیت
idolatress
بت پرستیدن
idolatress
پرستیدن
idolatrize
پرستیدن
idolatrize
بت پرستیدن
heavenliness
روحانی الوهیت
divinize
پرستیدن خدادانستن
godhead
رب النوع جوهر الوهیت
idolises
صنم قرار دادن پرستیدن
idolizes
صنم قرار دادن پرستیدن
idolized
صنم قرار دادن پرستیدن
idolize
صنم قرار دادن پرستیدن
idolising
صنم قرار دادن پرستیدن
idolised
صنم قرار دادن پرستیدن
idolizing
صنم قرار دادن پرستیدن
apotheosize
تکریم اغراق امیز نمودن بدرجهء خدایی پرستیدن
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
teller
قائل
tellers
قائل
disallow
قائل نشدن
disallowing
قائل نشدن
disallows
قائل نشدن
euhemerism
قائل شدن
discriminator
قائل به تبعیض
disallowed
قائل نشدن
ditheist
قائل بدوخدا
to d. a distinction
فرقی قائل شدن
valuer
ارزش قائل شونده
discriminates
تبعیض قائل شدن
discriminate
تبعیض قائل شدن
make an exception
استثناء قائل شدن
discriminated
تبعیض قائل شدن
i maintain
قائل هستم به اینکه ...
forjudge
تبعیض قائل شدن
forejudge
تبعیض قائل شدن
prices
بها قائل شدن
price
بها قائل شدن
valuers
ارزش قائل شونده
demurred
استثنا قائل شدن تاخیر
segregates
تبعیض نژادی قائل شدن
demur
استثنا قائل شدن تاخیر
dualize
دوتاداشتن از اثنویت قائل شدن
overvaluing
بیش از حد ارزش قائل شدن
overvalues
بیش از حد ارزش قائل شدن
overvalued
بیش از حد ارزش قائل شدن
overvalue
بیش از حد ارزش قائل شدن
to make an exception
استثنا کردن یا قائل شدن
valorize
ارزش قائل شدن برای
demurs
استثنا قائل شدن تاخیر
segregating
تبعیض نژادی قائل شدن
demurring
استثنا قائل شدن تاخیر
preferentially
با قائل شدن حقوق امتیازی
externalized
واقعیت خارجی قائل شدن
externalizes
واقعیت خارجی قائل شدن
externalising
واقعیت خارجی قائل شدن
externalises
واقعیت خارجی قائل شدن
externalised
واقعیت خارجی قائل شدن
externalizing
واقعیت خارجی قائل شدن
segregate
تبعیض نژادی قائل شدن
externalize
واقعیت خارجی قائل شدن
stand in awe of
<idiom>
احترام قائل شدن برای
monolater
قائل بچند خداو پرستنده یکی
favoritism
استثناء قائل شدن نسبت بکسی
euhemerize
اساس تاریخی قائل شدن برای
to tread on somebody's foot
<idiom>
برای کسی تبعیض قائل شدن
specifies
جنبه خاصی قائل شدن برای
specify
جنبه خاصی قائل شدن برای
to hold somebody in esteem
برای کسی احترام قائل شدن
To set a limit to everything.
برای هر چیزی حدی قائل شدن
specifying
جنبه خاصی قائل شدن برای
anthropomorphism
قائل شدن جنبه انسانی برای خدا
anthropomorphize
جنبه انسانی برای خدا قائل شدن
prizing
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prizes
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prized
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prize
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
embassage
مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
nonmonetarists
ان دسته از اقتصاددانانی هستندکه برای سیاستهای مالی کارائی بیشتری قائل هستند
ritualize
رسمی و تشریفاتی کردن شعائر دینی رابجا اوردن قائل به تشریفات شدن
universal legacy
وصیتی که دران موصی جهت تسلیم موردوصیت به ورثه شرطی قائل نشده باشد
differentiate
فرق گذاشتن فرق قائل شدن
differentiates
فرق گذاشتن فرق قائل شدن
differentiating
فرق گذاشتن فرق قائل شدن
offices
مقام
positioned
مقام
office
مقام
pews
مقام
position
مقام
pew
مقام
foothole
مقام
setting
مقام
connection
مقام
connexions
مقام
stage
مقام
stages
مقام
eminence
مقام
stature
مقام
status
مقام
settings
مقام
eminency
مقام
equipotential
هم مقام
pank
مقام
stand
مقام
placing
مقام
paripassu
هم مقام
opposite number
هم مقام
standing
مقام
functioned
مقام
rete
مقام
places
مقام
function
مقام
functions
مقام
place
مقام
authority
مقام
status symbol
علامت مقام
oldman
مقام فرماندهی
status symbols
علامت مقام
high-class
والا مقام
office-holders
صاحب مقام
vizierate
مقام وزارت
office-holder
صاحب مقام
vice-chancellors
قائم مقام
viziership
مقام وزارت
wardenship
مقام ریاست
receivership
مقام امانت
A musical tone .
مقام ( درموسیقی )
vice-chancellor
قائم مقام
vice chancellor
قائم مقام
successor
قائم مقام
much
عالی مقام
doctors of eminence
پزشکان پر مقام
officiate
مقام رسمی
officiated
مقام رسمی
officiates
مقام رسمی
officiating
مقام رسمی
peerage
مقام سناتوری
peerages
مقام سناتوری
defensive
مقام تدافع
editorship
مقام سردبیری
placer
مقام دار
papal dignity
مقام پاپ
duumvir
شریک مقام
in power
صاحب مقام
first water
بالاترین مقام
officeholder
شاغل مقام
men of position
صاحبان مقام
mastership
مقام استادی
man of place
صاحب مقام
locumtenens
قائم مقام
knight errantry
مقام سلحشوری
viscounty
مقام ویکنت
kingship
مقام سلطنت
khediviate
مقام خدیو
khedivate
مقام خدیو
prelacy
مقام اسقفی
priorate
مقام اسبق
attorneyship
مقام وکالت
baronage
مقام بارونی
bishopric
مقام اسقفی
colonelcy
مقام سرهنگی
commandery
مقام فرماندهی
deplume
از مقام انداختن
devil may care
بی توجه به مقام
subsitute
قائم مقام
shrievalty
مقام ومنصب
senatorship
مقام سناتوری
see of rome
مقام پاپ
roll stand
مقام نورد
professoriat
مقام استادی
kaiserdom
مقام قیصر
knighthoods
مقام سلحشوری
directorate
مقام مدیریت
stations
مقام مستقرکردن
placing
مقام رتبه
infra dig
دون مقام
station
مقام مستقرکردن
deputy
قائم مقام
Highness
بلندی مقام
stationed
مقام مستقرکردن
dignitaries
عالی مقام
dignitary
عالی مقام
marquises
مقام مارکیز
dignity
مقام رتبه
state
مقام ورتبه
surrogate
قائم مقام
surrogates
قائم مقام
ducal
مقام دوک
deputies
قائم مقام
vicars
قائم مقام
vicar
قائم مقام
locums
قائم مقام
place
مقام رتبه
locum
قائم مقام
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com