Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (6 milliseconds)
English
Persian
adjustment inventory
پرسشنامه سازگاری
Search result with all words
bell adjustment inventory
پرسشنامه سازگاری بل
Other Matches
questionnaires
پرسشنامه
questionnaire
پرسشنامه
questionarie
پرسشنامه
inventory
پرسشنامه
personality inventory
پرسشنامه شخصیت
biographical inventory
پرسشنامه زندگینامهای
maudsley personality inventory
پرسشنامه شخصیتی مادزلی
eysenck personality inventory
پرسشنامه شخصیتی ایسنک
interest inventory
پرسشنامه رغبت سنج
california psychological inventory
پرسشنامه روانی کالیفرنیا
mpi
پرسشنامه شخصیتی مادزلی
vocational interest blank
پرسشنامه علائق شغلی
sixteen factor personality questionnaire
پرسشنامه شانزده عاملی شخصیت
bernreuter personality inventory
پرسشنامه شخصیتی برن رویتر
woodworth personal data sheet
پرسشنامه اطلاعات شخصی وودورث
fitness
سازگاری
consistency
سازگاری
agreeability
سازگاری
agreeableness
سازگاری
pc compatibility
سازگاری با PC
salucrity
سازگاری
consentaneity
سازگاری
salubrity
سازگاری
adjustments
سازگاری
amenities
سازگاری
compatibility
سازگاری
adjustment
سازگاری
accords
:سازگاری
adaptability
سازگاری
incompatibility
نا سازگاری
maladjustments
کژ سازگاری
amenity
سازگاری
accord
سازگاری
maladjustment
کژ سازگاری
accorded
:سازگاری
unity
سازش سازگاری
readjustment
سازگاری مجدد
harmony of interests
سازگاری منافع
social adjustment
سازگاری اجتماعی
upward compatibility
سازگاری بالاگرا
vocational adjustment
سازگاری شغلی
mutual consistency
سازگاری متقابل
compatibility
سازگاری دمسازی
second wind
سازگاری ثانوی
adaptableness
قوه سازگاری
consistency
توافق سازگاری
adjustment mechanism
مکانیسم سازگاری
consistence
توافق سازگاری
consistency check
بررسی سازگاری
downward compatibility
سازگاری بزیر
adaptability
توافق سازگاری
accompt
سازگاری توافق
readjustments
سازگاری مجدد
internal consistency
سازگاری داخلی
rapport
مناسبت سازگاری
adaptive disorder
اختلالات سازگاری
[روانشاسی]
adjustment disorder
اختلالات سازگاری
[روانشاسی]
software compatible
سازگاری نرم افزاری
software compatability
سازگاری نرم افزاری
upwards compatible
طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
upward compatible
طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
conventions
استاندارها یا قوانین آشنا که برای ایجاد سازگاری نرم افزار یا سخت افزار باید دنبال شوند
convention
استاندارها یا قوانین آشنا که برای ایجاد سازگاری نرم افزار یا سخت افزار باید دنبال شوند
upward compatible
اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com