Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (15 milliseconds)
English
Persian
registrant
پرسنل ثبت نام کننده
Search result with all words
commitment board
هیئت بررسی وضع پرسنل شرکت کننده در رزم کمیته تشخیص سلامت فکری افرادجنگی
releasing officer
افسر مسئول ترخیص کالاها افسر ترخیص کننده پرسنل
sending state
کشور اعزام کننده پرسنل
Other Matches
operating strenght
پرسنل حاضر به خدمت پرسنل موجود یکان
staffing guide
کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
bureau of naval personnel
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
staffs
پرسنل
staffed
پرسنل
personnel
پرسنل
staff
پرسنل
permanent party
پرسنل دایمی
personnel officer
افسر پرسنل
operating personnel
پرسنل فعال
intransit strenth
پرسنل سیال
all hands
کلیه پرسنل
crewed
پرسنل ناو
crewing
پرسنل ناو
complements
پرسنل سازمانی
complementing
پرسنل سازمانی
complemented
پرسنل سازمانی
complement
پرسنل سازمانی
adjutant general
دایره پرسنل
crew
پرسنل ناو
operations personal
پرسنل عملیات
crews
پرسنل ناو
turout
تجمع پرسنل
cadre
پرسنل پیمانی
trooped
پرسنل دار
cadres
پرسنل پیمانی
ship's company
پرسنل ناو
trooping
پرسنل دار
shipmate
پرسنل هم ناو
troop
پرسنل دار
ration method
روش تغذیه پرسنل
turout
جمع شدن پرسنل
staffs
پرسنل ستاد ستادی
administrative acceptees
پرسنل پذیرفته شده
lag rate
میزان کسری پرسنل
manpower cieling
سطح استعداد پرسنل
quarters
محل اسایشگاه پرسنل
regular
پرسنل کادر منظم
evacuees
پرسنل تخلیه شده
nonoperating strength
پرسنل غیر فعال
evacuee
پرسنل تخلیه شده
staff
پرسنل ستاد ستادی
regulars
پرسنل کادر منظم
military pay order
لیست حقوقی پرسنل
proceed time
زمان انتقال پرسنل
station complement
پرسنل ثابت یک پایگاه
service number
شماره خدمتی پرسنل
station complement
پرسنل خدماتی پایگاه
staffed
پرسنل ستاد ستادی
carreer personnel
پرسنل کادر ثابت
blinds
بدون دید مستقیم پرسنل
blinded
بدون دید مستقیم پرسنل
overhead personnel
پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
airman
پرسنل نیروی هوایی هوانورد
airmen
پرسنل نیروی هوایی هوانورد
enlisted personnel
پرسنل سرباز و درجه دار
safeguard
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
transport area
منطقه حمل و نقل پرسنل
replacement factor
ضریب جایگزینی پرسنل ووسایل
safeguards
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
debarkation net
تور پیاده شدن پرسنل
retrofit action
بهبودسازی وسایل وتجهیزات و پرسنل
release denial
جلوگیری از ترخیص پرسنل یاکالا
military pay order
جدول تغییرات حقوقی پرسنل
battlefield evacuation
تخلیه پرسنل اسیب دیده
reimbursable personnel
پرسنل حقوق بگیر نظامی
safeguarded
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarding
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
debarkation net
پل تخلیه پرسنل ازکشتی به ساحل
blind
بدون دید مستقیم پرسنل
administrative acceptees
پرسنل قبول شده از نظر اداری
air tropping
ترابری هوایی غیر تاکتیکی پرسنل
conus residents
پرسنل ارتشی مقیم قاره امریکا
station bill
لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
army deposit fund
سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
quarantining
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantine
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantined
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantines
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
constructive school credit
بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
stages
سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
stage
سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
regulating station
پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
triage
سیستم ارزیابی خدمات پزشکی و نیازهای درمانی پرسنل
escape line
مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
rest and recuperation
عقب بردن پرسنل برای استراحت و تجدید قوا
manning level
درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
staged crews
پرسنل هوایی یا دریایی مستقر درپایگاههای مسیر ناو یاهواپیما
blockhouse
ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
manning the rail
گماردن پرسنل به دور ناو یاوسیله برای انجام تشریفات
rail loading
سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
bareboat charter
ضمانت نامه تضمین حرکت کشتی و پرداخت مخارج پرسنل ان
dispatch route
جاده تحت کنترل خودی درزمان مشخص مسیر اعزام پرسنل
salvage group
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
technical escort
پرسنل فنی متخصصی که همراه یک وسیله برای نصب یا اموزش یا کار انداختن ان حرکت می کنند
transit area
منطقه ترانزیت یا پیاده وسوار کردن بار یا سوار کردن پرسنل
staging
سوار شدن یا سوار کردن پرسنل در ناو یا هواپیما استقرار موقت
combined staff
ستاد مختلط ستاد متشکل از پرسنل نظامی چند کشور در عملیات
staging area
منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
complements
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complementing
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complemented
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complement
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
active status
وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
service records
سوابق خدمتی پرسنل خلاصه وضعیت خدمتی
air force personnel with the army
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
manning table
جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
leave area
منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
holdees
پرسنل یا خودروها یا هواپیمایا کشتی که به طور موقت دریک پادگان توقف کرده ومنتظر دستور یا وسایل حرکت به سمت محل ماموریت باشد
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
replacement demand
نیازمندیهای جایگزینی تقاضای جایگزینی پرسنل
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
location audit
تصدیق دقت تعیین محل هدف به وسیله رادار تصدیق محل سکنی پرسنل یامحل اجناس درانبار
tour of duty
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
allotment advice
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
link lift vehicle
حمل و نقل بار و پرسنل به صورت یکپارچه حمل یکپارچه
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com