Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English
Persian
saunter
پرسه زدن گردش
sauntered
پرسه زدن گردش
sauntering
پرسه زدن گردش
saunters
پرسه زدن گردش
Other Matches
constant displacement pump
پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
flowchart template
یک راهنمای پلاستیکی که حاوی بریده هایی از علائم گردش کار بوده و در تهیه یک نمودار گردش کار بکاربرده میشود
stroller
پرسه زن
strollers
پرسه زن
saunterer
پرسه زن
prowl
پرسه
prowling
پرسه
prowled
پرسه
prowls
پرسه
swan
پرسه زدن
stravage
پرسه زدن
roams
پرسه زدن
roaming
پرسه زدن
rove
پرسه زدن
roam
پرسه زدن
roamed
پرسه زدن
rambles
پرسه زدن
rambled
پرسه زدن
extrusion press
اشترانق پرسه
stravaig
پرسه زدن
scamp
پرسه زدن
hang around
<idiom>
پرسه زدن
ramble
پرسه زدن
scamps
پرسه زدن
knock about
پرسه زدن
roves
پرسه زدن
roved
پرسه زدن
truancy
پرسه زنی
swans
پرسه زدن
equation of exchange
همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
prog
پرسه زدن خزیدن
prowled
پرسه زدن تلاش
prowling
پرسه زدن تلاش
prowls
پرسه زدن تلاش
hang about
گشتن پرسه زدن
prowl
پرسه زدن تلاش
to knock about
پرسه زدن در به در بودن
stroll
پرسه زنی قدم زدن
strolled
پرسه زنی قدم زدن
potter
مصدع شدن پرسه زدن
strolls
پرسه زنی قدم زدن
potters
مصدع شدن پرسه زدن
loiterer
کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitered
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitering
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiter
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiters
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
extruding
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extruded
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extrude
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extrudes
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
hike
گردش
revs
گردش
operation
گردش
revved
گردش
hiked
گردش
excursion
گردش
excursions
گردش
meander
گردش
traversing
گردش
meandered
گردش
meandering
گردش
rev
گردش
meanders
گردش
traverse
گردش
revolutions
گردش
traverses
گردش
movement
گردش
water circulation
گردش اب
traversed
گردش
revving
گردش
stroll
گردش
run
گردش
runs
گردش
cycles
گردش
maeander
گردش
left handed rotation
گردش به چپ
itineration
گردش
cycled
گردش
race
گردش
raced
گردش
races
گردش
itineracy
گردش
cycle
گردش
cantering
گردش
nutation
گردش
on the rove
در گردش
strolled
گردش
strolls
گردش
flowine
خط گردش
flowline
خط گردش
paseo
گردش
jaunt
گردش
twirl
گردش
twirled
گردش
twirling
گردش
twirls
گردش
rotation
گردش
promenades
گردش
circulations
گردش
circuits
گردش
circuit
گردش
cantered
گردش
travels
گردش
traveled
گردش
travel
گردش
canters
گردش
flows
گردش
walking
گردش
turnover
گردش
periods
گردش
period
گردش
trip
گردش
circumrotation
گردش
flowed
گردش
trips
گردش
anticlockwise rotation
گردش به چپ
tripped
گردش
hikes
گردش
ambulation
گردش
counterclockwise rotation
گردش به چپ
perambulation
گردش
wrest
گردش
wrested
گردش
wresting
گردش
wrests
گردش
gyration
گردش
gyrations
گردش
hiking
گردش
jaunts
گردش
progresses
گردش
canter
گردش
progressed
گردش
progress
گردش
flow
گردش
revolution
گردش
promenade
گردش
circulation
گردش
progressing
گردش
turns
گردش
turn
گردش
budget cycle
گردش بودجه
capital turnover
گردش سرمایه
currency circulation
گردش پول
circulating capital
سرمایه در گردش
cash flows
وجوه در گردش
circulation of money
گردش پول
go for a walk
گردش رفتن
to go for a walk
گردش رفتن
circulating asset
دارایی در گردش
circulation capital
سرمایه در گردش
circulationg air
هوای در گردش
fractional rotation
گردش کسری
field trip
گردش علمی
eyre
گردش دورانی
cooling water circulation
گردش اب سرد
cycle of the room
گردش ماه
cycle of water
گردش اب در طبیعت
excursionist
گردش کننده
excurse
گردش کردن
daily round
گردش روزانه
control flow
گردش کنترل
flow direction
جهت گردش
flow of expenditure
گردش هزینه
continous running
گردش دائمی
clockwise rotation
گردش به راست
clockwise rotation
گردش براست
continous cycle
گردش دائمی
flow of production
گردش تولید
flow of information
گردش اطلاعات
flow of income
گردش درامد
circulative
گردش کننده
data flow
گردش داده ها
gyre
گردش دایره
turn-over
گردش معاملات
volume of sales
گردش معاملات
river trip
گردش رودخانه ای
train ride
گردش با قطار
sales
{pl}
گردش معاملات
speed of rotation
گردش بر دقیقه
rotational speed
گردش بر دقیقه
number of revolutions
گردش بر دقیقه
rev
گردش بر دقیقه
rpm
گردش بر دقیقه
revs per minute
گردش بر دقیقه
revolutions per minute
گردش بر دقیقه
rotation in a clockwise direction
گردش به راست
walkabouts
گردش پیاده
walkabout
گردش پیاده
rpm
گردش در دقیقه
raceway
حلقه گردش
promenader
گردش کننده
program flow
گردش برنامه
pleasure ground
گردش گاه
trading capital
سرمایه در گردش
operating capital
سرمایه در گردش
nyuctitropism
گردش برگ در شب
negative caster
گردش معکوس
movableness
گردش دار
money in circulation
پول در گردش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com