Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (18 milliseconds)
English
Persian
punching press
پرس سوراخ کننده
Search result with all words
gimlet
سوراخ کننده گردبر
gimlets
سوراخ کننده گردبر
cylinder block boring machine
دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
lancinating
سوراخ کننده
perforative
سوراخ کننده
puncher
سوراخ کننده
reperforator
ماشینی که نوار کاغذی را سوراخ میکند ارسال کننده نوارپانچ شده متصل به هم
wood boring
سوراخ کننده چوب
Other Matches
centers
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
to pink out leather
چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
dilly bag
کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
perforation
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
sights
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sight
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
fenestration
چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
float stone
سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
cancellate
سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
thirl
سوراخ سوراخ کردن دریدن
pinkest
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
gruyere cheese
پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
foraminate
ثقبه دار سوراخ سوراخ
pink
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
grids
دریچه سوراخ سوراخ
grid
دریچه سوراخ سوراخ
cancellous
سوراخ سوراخ اسفنجی
riddles
سوراخ سوراخ کردن
cancellate
سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellated
سوراخ سوراخ اسفنجی
millepore
مرجان سوراخ سوراخ
swage block
قالب سوراخ سوراخ
riddle
سوراخ سوراخ کردن
breaches
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
fenestra
سوراخ
cribriform
سوراخ سوراخ
eyelets
سوراخ
foraminated
سوراخ سوراخ
pigenhole
سوراخ
foramen
سوراخ
mure
سوراخ
leak
سوراخ
piercer
سوراخ کن
broacher
سوراخ کن
finger hole
سوراخ
pertusion
سوراخ
foraminiferous
سوراخ سوراخ
pitting
سوراخ سوراخ
puncture
سوراخ
punctured
سوراخ
boring
سوراخ
punctures
سوراخ
puncturing
سوراخ
waterhole
سوراخ
waterholes
سوراخ
pinking
سوراخ
overtures
سوراخ
columbarium
سوراخ
spy hole
سوراخ
punctulate
سوراخ سوراخ
borehole
سوراخ
pumiceous
سوراخ سوراخ
pecker
سوراخ کن
perforation
سوراخ
boreholes
سوراخ
outages
سوراخ
outage
سوراخ
overture
سوراخ
openings
سوراخ
opening
سوراخ
leaked
سوراخ
peep hole
سوراخ
leaks
سوراخ
perforator
سوراخ کن
imperforate
بی سوراخ
awl
سوراخ کن
taphole
سوراخ
tap
سوراخ
tapped
سوراخ
loop
سوراخ
looped
سوراخ
loops
سوراخ
lace
پر از سوراخ
drill hole
سوراخ
slots
سوراخ
holing
سوراخ
punches
سوراخ کن
laces
پر از سوراخ
edge perforated
لب سوراخ
abroach
سوراخ
punched
سوراخ کن
slotting
سوراخ
broaching
سوراخ کن
punch
سوراخ کن
thirl
سوراخ
orifice
سوراخ
broached
سوراخ کن
mesh
سوراخ
eyelet
سوراخ
meshes
سوراخ
meshing
سوراخ
holed
سوراخ
hole
سوراخ
broaches
سوراخ کن
broach
سوراخ کن
orifices
سوراخ
holes
سوراخ
tapping
سوراخ
slot
سوراخ
alveolar
سوراخ سوراخ
gore
سوراخ کردن
boring
سوراخ کردن
gored
سوراخ کردن
gores
سوراخ کردن
slotting
درج یک شی در سوراخ
goring
سوراخ کردن
incising
سوراخ کردن
pool
سوراخ کردن
delve
سوراخ کردن
delved
سوراخ کردن
slots
درج یک شی در سوراخ
delves
سوراخ کردن
delving
سوراخ کردن
boreholes
سوراخ مته
borehole
سوراخ مته
pools
سوراخ کردن
pooled
سوراخ کردن
drills
سوراخ کردن
drilled
سوراخ کردن
drill
سوراخ کردن
spiracle
سوراخ تنفس
spile
سوراخ گیری
the eye of the needle
سوراخ سوزن
nostril
سوراخ بینی
snuffer
سوراخ بینی
anuses
سوراخ کون
steek
سوراخ کردن
nostrils
سوراخ بینی
perforating
سوراخ کردن
stab
سوراخ کردن
diameter of bore
قطر سوراخ
sprocket hole
سوراخ زنجیری
stabbed
سوراخ کردن
tuyere
سوراخ هوا
grout hole
سوراخ تزریق
foot hole
سوراخ پائینی
stabs
سوراخ کردن
Every nook and corner.
هر سوراخ سنبه ای
drilled grout hole
سوراخ تزریق
drill hole
سوراخ مته
shrink hole
سوراخ انقباض
perforate
سوراخ کردن
perforates
سوراخ کردن
slots
سوراخ طویل
to punch a hole in
سوراخ کردن
feed hole
سوراخ پیش بر
perforated
سوراخ شده
perforated
سوراخ دار
tunneled
سوراخ کوه
ticket punch
بلیت سوراخ کن
tunnel
سوراخ کوه
thumbhole
سوراخ شستی
keyholes
سوراخ کلید
keyhole
سوراخ کلید
the two nostrils
دو سوراخ بینی
cross hole
سوراخ عرضی
foraminate
سوراخ کردن
wear a hole in
سوراخ کردن
tunneling
سوراخ کوه
tunnelled
سوراخ کوه
to drill through
سوراخ کردن
to pick a hole in
سوراخ کندن در
to poke a hole in any thing
سوراخ کردن
to set abroach
سوراخ کردن
deep hole drilling
سوراخ عمیق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com