English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (8 milliseconds)
English Persian
blades پره توربین ابی
Search result with all words
turbo پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbo پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
turbos پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbos پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
vane پره توربین
vanes پره توربین
bucket تیغه گردنده توربین
buckets تیغه گردنده توربین
turbine توربین
turbine توربین بخار
turbines توربین
turbines توربین بخار
blade پره توربین
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
axial flow impulse turbine توربین محوری
axial flow turbine توربین محوری
axial flow turbine engine موتور توربین گاز باکمپرسور جریان خطی
back pressure turbine توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
bulb root وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
combustor سیستم احتراق توربین
free turbine توربین ازاد
gas turbine توربین گاز
head race کانال هذایت اب به توربین
high head turbine توربین فشار قوی
high pressure turbin توربین فشار قوی
impulse turbine توربین ضربهای
impluse turbine توربین فشار ضربهای
internal combustion turbine توربین گازی
low pressure turbine توربین فشار ضعیف
mismatch ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
multi chamber نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
penstock لوله ایکه اب تحت فشار را به توربین میرساند
radial flow turbine توربین با جریان شعاعی
ramjet موتور جت بدون کمپرسور و توربین که فقط با کمپرس هوا کار میکند
rated power هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
reaction turbin توربین عکس العملی
reaction turbin توربین فشار زیاد
reaction turbine توربین عکس العملی
residence time مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
retention area قسمتهایی از دیسک توربین دراطراف ریشه تیغه ها که تحت نیروی زیادی قرار دارند
reverse flow engine توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
steam turbine توربین بخار
stream turbine توربین بخار
supersonic turbine توربین مافوق صوت
tail race کانال هدایت اب از توربین به خارج
three shaft توربین گازی با سه شفت
turbin casing بدنه توربین
turbin stator استاتور توربین
turbine blade تیغه توربین
turbine blade پره توربین
turbine disc دیسک توربین
turbine governor تنظیم کننده توربین
turbine nozzle شیپوره توربین
turbine rotor رتور توربین
turbine stage طبقه توربین
turbine vane تیغه توربین
turbine wheel چرخ توربین
turbocar اتومبیل توربین دار
turbocharger موتور شارژ کننده توربین
turbofan دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
turbogenerator دستگاه مولد برق دارای توربین
turbojet هواپیمای جت توربین دار
turbojet توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
turbojet engine موتور هواپیمای دارای توربین جت
turboprop توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود
turborocket ترکیبات گوناگونی از توربین گاز و راکت در یک موتور
turboshaft توربین گاز برای دادن قدرت به شفت
vaporizing combustor سیستم احتراق توربین گاز
variable camber سطوح هادی گاز به داخل توربین
variable discharge turbine توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
variable stator توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
water turbine توربین ابی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com