English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
chemical shift non equivalent protons پروتونهای با جابجایی شیمیایی نابرابر
Other Matches
chemical shift equivalent protons پروتونهای با جابجایی شیمیایی برابر
chemical shift جابجایی شیمیایی
equivalent protons پروتونهای هم ارز
rightsizing فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
task جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
tasks جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
lop sided نابرابر
unequal نابرابر
one legged نابرابر
scalene نابرابر پهلو
disparate نابرابر نامساوی
scraggly نابرابر و تنک
scraggliest نابرابر و تنک
scragglier نابرابر و تنک
incongrvent بی تناسب نابرابر
unequal distribution of income توزیع نابرابر درامد
uneven distribution of income توزیع نابرابر درامد
inequilateral [دارای پهلوی نابرابر]
chemical survey بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
v , series سری عوامل شیمیایی بی بو وبی رنگ عصبی سری عوامل شیمیایی عصبی
displacement جابجایی
displeacement of water جابجایی اب
relocation جابجایی
handling جابجایی
dislocation جابجایی
displacement ton تن جابجایی
head posisioning جابجایی هد
convection جابجایی
commutation جابجایی
deplacement جابجایی
hydride shift جابجایی هیدریدی
program relocation جابجایی برنامه
stokes shift جابجایی استوک
image shift جابجایی تصویر
materials handling جابجایی مواد
static relocation جابجایی ایستا
eluviation جابجایی خاک
field displacement جابجایی میدان
handling of goods جابجایی امتعه
dynamic relocation جابجایی پویا
shift reagent واکنشگر جابجایی
shear displacements جابجایی برشی
relocation factor ضریب جابجایی
relocation register ثبات جابجایی
handling of goods جابجایی کالا
doppler shift جابجایی دوپلر
block move جابجایی بلوک
commutative law قانون جابجایی
shifted جابجایی مرکزقوس
doppler frequency جابجایی دوپلر
commutativity جابجایی پذیری
bimolecular displacement جابجایی دو مولکولی
shifts جابجایی مرکزقوس
cost of removal هزینه جابجایی
shifts جابجایی شعاعی
displacement current جریان جابجایی
commutative جابجایی پذیر
dislocation defect نقص جابجایی
shift جابجایی مرکزقوس
shift جابجایی شعاعی
allach جابجایی بساوشی
commutation relation رابطه جابجایی
shifted جابجایی شعاعی
alkyl shift جابجایی الکیلی
angular displacement جابجایی زاویهای
associative shift جابجایی تداعی
commutation rules قواعد جابجایی
allesthesia جابجایی بساوشی
cargo handling at port جابجایی کالا در بندر
rotation جابجایی سط ر و ستون در یک آرایه .
image displacement تغییر یا جابجایی تصویرتلویزیون
output per unit of displacement توان در واحد جابجایی
drunkennes خطای جابجایی یا لغزش
modular constraint محدودیت در جابجایی تصاویر
matrixes جابجایی سط ر و ستون در آرایه
itineration ازیک جابجایی دیگر
matrix جابجایی سط ر و ستون در آرایه
sand cone method طریقه جابجایی ماسه
red shift جابجایی به سوی قرمز
commutative group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
advection جابجایی افقی هوا
free movement of capital ازادی جابجایی سرمایه
translation جابجایی [ریاضی] [فیزیک]
ammunition handler متصدی جابجایی مهمات
allochiria جابجایی بساوشی متقارن
allocheiria جابجایی بساوشی متقارن
stock handling cost هزینه جابجایی موجودی
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
blue shift جابجایی به سوی ابی
Abelian group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
hubble effect جابجایی به سوی قرمز
handling charges هزینههای جابجایی کالا
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
cartridge دیسک سخت قابل جابجایی
commutative group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
cartridges دیسک سخت قابل جابجایی
removable آنچه قابل جابجایی است
shifted جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
global تابع جابجایی که یک قطعه متن
Abelian group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
shift جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
globally تابع جابجایی که یک قطعه متن
shifts جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
chemical شیمیایی
chemicals شیمیایی
chemical biological and radiological شیمیایی
chemic شیمیایی
chemical sense حس شیمیایی
shifted جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shifts جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shift جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shifts جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
right جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
righted جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
shifted جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
displacement جابجا شدن جابجایی تغییر مکان
shift جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
righting جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
chemical defense پدافند شیمیایی
chemical herbicide علف کش شیمیایی
chemical analysis تجزیه شیمیایی
organic compound مواد شیمیایی
chemical injection تزریق شیمیایی
chemical grouting تزریق شیمیایی
chemical consolidation تزریق شیمیایی
chemical bond پیوند شیمیایی
chemical combination ترکیب شیمیایی
chemical compound ترکیب شیمیایی
chemical deposits نهشتهای شیمیایی
chemical element عنصر شیمیایی
chemical reactor واکنشگاه شیمیایی
chemical research پژوهش شیمیایی
chemical security تامین شیمیایی
compounds ترکیب شیمیایی
compounded ترکیب شیمیایی
chemical survey تجسس شیمیایی
chemical weathering هوازدگی شیمیایی
chemiluminescence نورتابی شیمیایی
chemism خاصیت شیمیایی
chemisorption جذب شیمیایی
chemoreceptor گیرنده شیمیایی
chemotropism گرایش شیمیایی
chemical reaction واکنش شیمیایی
chemical equilibrium تعادل شیمیایی
chemical equivalent هم ارز شیمیایی
chemical exchange تبادل شیمیایی
chemical fuel سوخت شیمیایی
chemical species گونههای شیمیایی
chemical industries صنایع شیمیایی
chemical kinetics سینتیک شیمیایی
chemical munition سلاح شیمیایی
chemical operations عملیات شیمیایی
chemical physics فیزیک شیمیایی
chemical pollution الودگی شیمیایی
chemical properties خواص شیمیایی
cloud attack تک با ابر شیمیایی
chemical analyse تجزیه شیمیایی
precipitate رسوب شیمیایی
fertilizers کود شیمیایی
proportioner مخلوط کن شیمیایی
electrochemical برقی- شیمیایی
galvanic cell پیل شیمیایی
quasichemical شبه شیمیایی
compound ترکیب شیمیایی
precipitated رسوب شیمیایی
precipitates رسوب شیمیایی
precipitating رسوب شیمیایی
homolysis تجزیه شیمیایی
decomposition هوازدگی شیمیایی
narcosis خواب شیمیایی
fertilizer کود شیمیایی
fertilisers کود شیمیایی
man-made fiber الیاف شیمیایی
chemical agent عامل شیمیایی
chemical ammunition مهمات شیمیایی
chemical agent ماده شیمیایی
biochemical زیستی- شیمیایی
mulch ماده شیمیایی
mulches ماده شیمیایی
chemical energy انرژی شیمیایی
centure of pressure travel جابجایی خطی مرکز فشار درامتداد وتر
data leakage جابجایی غیر قانونی داده ازامکانات کامپیوتری
immunochemistry علم ایمنی شیمیایی
cloud attack تک شیمیایی با مواد سمی
chemical alarm اعلام خطر شیمیایی
chemical feedstock مواد اولیه شیمیایی
chemical weapon جنگ افزار شیمیایی
chemosynthesis سنتز باکتری شیمیایی
nerve agent عامل شیمیایی عصبی
oxides ماده شیمیایی از اکسیژن
photochemical smog دود مه فتو شیمیایی
photochemical smog دود مه نور شیمیایی
nuclear biological chemical شیمیایی میکربی هستهای
oxide ماده شیمیایی از اکسیژن
thermolysis تجزیه شیمیایی در اثرحرارت
vesicant agent عامل شیمیایی تاول زا
acid equivalent معادل شیمیایی اسید
urinalysis تجزیه شیمیایی ادرار
toxic agent عامل شیمیایی سمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com