Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (9 milliseconds)
English
Persian
nurse of liberty
پرورشگاه یا مهد ازادی
Other Matches
emancipation proclamation
اعلامیه ازادی بردگان اعلامیهای که در اول ژانویه 3681 به وسیله ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکاصادر و به موجب ان به بردگان سیاهپوست امریکایی ازادی اعطا شد
nidus
پرورشگاه
nursery
پرورشگاه
nurseries
پرورشگاه
orphanages
پرورشگاه
almamater
پرورشگاه
orphanage
پرورشگاه
nurse
مهد پرورشگاه
nurses
مهد پرورشگاه
orphan asylum
پرورشگاه یتیمان
pheasantry
پرورشگاه قرقاول
protectory
پرورشگاه یتیمان
orphanages
پرورشگاه یتیمان
seminary of vice
پرورشگاه فسادوشرارت
snailery
پرورشگاه حلزون
nursed
مهد پرورشگاه
fish farm
پرورشگاه ماهی
oyster farm
پرورشگاه صدف
oyster beds
پرورشگاه صدف
oyster bed
پرورشگاه صدف
nidus
پرورشگاه تخم
oyster bank
پرورشگاه صدف
orphanage
پرورشگاه یتیمان
sealery
پرورشگاه خوکان ابی
farms
پرورشگاه حیوانات اهلی
swinery
پرورشگاه یا جایگاه خوکان
farm
پرورشگاه حیوانات اهلی
farmed
پرورشگاه حیوانات اهلی
ostrich farm
پرورشگاه شتر مرغ
heronry
پرورشگاه مرغ ماهیخوار دسته ماهیخواران
liberation
ازادی
liberties
ازادی
liberty
ازادی
liberals
ازادی
emancipation
ازادی
liberal
ازادی
enfranchisement
ازادی
openness
ازادی
freeness
ازادی
freedom
ازادی
releases
ازادی
released
ازادی
release
ازادی
freedoms
ازادی
option
ازادی
options
ازادی
manumission
ازادی
indpendence
ازادی
insubjection
ازادی
large n
ازادی
liberticide
ازادی کش
looseness
ازادی
independence
ازادی
immunity
ازادی
catholicity
ازادی فکر
emancipatory
ازادی بخش
statue of liberty
مجسمه ازادی
elbow room
ازادی عمل
conditional discharge
ازادی مشروط
degree of freedom
درجه ازادی
the champion of liberty
مدافع ازادی
degrees of freedom
درجات ازادی
economic freedom
ازادی اقتصادی
edict of emancipation
منشور ازادی
freedom of trade
ازادی تجارت
liberty party
حزب ازادی
manumission
ازادی برده
liberty of the press
ازادی مطبوعات
manumit
ازادی بخشیدن
market freedom
ازادی بازار
freedom of the press
ازادی نگارش
freedom of the press
ازادی مطبوعات
freedom of seas
ازادی دریاها
freedom of experssion
ازادی بیان
market freedom
ازادی تجاری
freedom of enterprise
ازادی تجارت
freedom of choice
ازادی انتخاب
freedom of belief
ازادی عقیده
medal of freedom
مدال ازادی
probational
ازادی بقیدالتزام
freedom to choose
ازادی در انتخاب
advantages accruning from
ازادی مطبوعات
parole
ازادی مشروط
liberators
ازادی بخش
laissez-faire
ازادی تجارت
liberator
ازادی بخش
free enterprise
ازادی اقتصادی
freehand
ازادی در تصمیم
free will
ازادی اراده
civil liberty
ازادی مدنی
civil liberties
ازادی مدنی
freehand
ازادی عمل
liberally
ازادی خواهانه
probation
ازادی مشروط
probation
ازادی بقیدالتزام
relief
فراغت ازادی
habeas corpus
حکم ازادی
paroling
ازادی مشروط
elbowroom
ازادی عمل
toleration
ازادی ازادگی
paroles
ازادی مشروط
paroled
ازادی مشروط
laissez-faire
ازادی کسب و کار
probationary period
دوره ازادی مشروط
laissez-faire
ازادی صادرات وواردات
libertarian
طرفدار ازادی اراده
liberal school
مکتب ازادی اقتصادی
laissez faire
ازادی مطلق اقتصادی
libertarianism
طرفداری از ازادی فردی
liberty of conscience
ازادی عقیده یا فکر
overindulgence
ازادی بیش از حد دادن
the champion of liberty
سنگ بسینه زن ازادی
libertarians
طرفدار ازادی اراده
liberalism
اصول ازادی خواهی
free movement of capital
ازادی جابجایی سرمایه
declaration of indulgence
اعلام ازادی دینی
free thought
ازادی فکر لامذهب
franchise
ازادی حق انتخاب امتیاز
latitudes
ازادی عمل وسعت
latitude
ازادی عمل وسعت
free thinking
ازادی از قیود مذهب
freedom of entry and exit
ازادی ورود و خروج
franchises
ازادی حق انتخاب امتیاز
liberal
ازادی خواه زیاد
liberals
ازادی خواه زیاد
four freedoms
ازادی در نطق و بیان عقیده
scope
میدان دید ازادی عمل
nationalist
ملی گرا ازادی طلب
jubilees
روز ازادی سال ویژه
jubilee
روز ازادی سال ویژه
nationalist
ازادی خواه واستقلال طلب
ransom
ازادی کسی یاچیزی راخریدن
nationalists
ملی گرا ازادی طلب
edict of emancipation
ازادی بی قید و شرط اعطا شد
nationalists
ازادی خواه واستقلال طلب
disestablished
کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablishes
کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablish
کلیسا را از ازادی محروم کردن
Soc
ازادی دراخذ تصمیم قضایی
the liberal party
حزب یا دسته ازادی خواه
freewheels
با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheeled
با ازادی حرکت وجنبش کردن
illiberal
متعصب مخالف اصول ازادی
freewheel
با ازادی حرکت وجنبش کردن
ransoms
ازادی کسی یاچیزی راخریدن
disestablishing
کلیسا را از ازادی محروم کردن
individualism
اصول ازادی فردی در سیاست واقتصاد
liberalism
اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
gold palm
نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
piscary
ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
manchester school
مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
parole
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroled
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroles
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroling
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
four freedoms
دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
the open door
ازادی ورود بیگانگان به کشوری برای بازرگانی
mr. and mrs billiards
بیلیارد کیسه دار بین زن ومرد که زن ازادی ضربه دارد
convertibility
قابلیت تبدیل پول و اسعار ازادی خرید و فروش ارز درممالک مختلف
ticket of leave
سند ازادی مشروط زندانی محکوم به حبس ابد که ازطرف وزارت کشور صادر میشود
necessity
درCL به حالاتی اطلاق میشودکه عامل عمل به علت عدم ازادی اراده مسئول اعمال خود نیست
serf
درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serfs
درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
front de liberation national
جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
phyrgian cap
یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
magna carta
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna charta
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
rate integration gyro
ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
resistance force
جنبش مقاومت یا جنبش ازادی بخش انقلابی
freedom of seas
ازادی رفت وامد کشتی ها در خارج ازابهای ساحلی کشور مجاوردر زمان صلح بدون اینکه کسی بتواند به نحوی از انحامعترض انها بشود
economic liberalism
مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
liberalparty
حزب ازادی خواه یا ترقی خواه
individualism
فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
optional claiming race
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
authoritarainism
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
guild socialism
سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com