English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (8 milliseconds)
English Persian
apiarist پرورش دهندهء زنبور عسل
beekeeper پرورش دهندهء زنبور عسل
Other Matches
apiculture پرورش زنبور عسل
culture of bees پرورش یا تربیت زنبور
apiarian مربوط به پرورش زنبور عسل
apicultural مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
sericulture پرورش کرم ابریشم پرورش نوغان
baptizer دهندهء غسل تعمید
acidic تشکیل دهندهء اسید
diagnostician تشخیص دهندهء مرض
automatic data processing system سیستم پرورش خودکاراطلاعات سیستم پرورش اطلاعات کامپیوتری
education پرورش اموزش و پرورش
rabbitry محل پرورش خرگوش اهلی پرورش خرگوش
intelligence process جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
wasps زنبور
humble bee زنبور
wasp زنبور
apiphobia زنبور هراسی
I was stung by a wasp. زنبور نیشم زد
honeybees زنبور عسل
hive دسته زنبور
honey bee زنبور عسل
bee-keepers زنبور پرور
bee-keeper زنبور پرور
humble bee زنبور درشت
yellow jacket زنبور زرداجتماعی
vespiary لانه زنبور
vespal وابسته به زنبور
bumble bee زنبور درشت
honeybee زنبور عسل
hornets زنبور سرخ
drone زنبور عسل نر
droned زنبور عسل نر
drones زنبور عسل نر
droning زنبور عسل نر
hornet زنبور سرخ
bee مگس انگبین زنبور
bees مگس انگبین زنبور
apiculturist پرورنده زنبور عسل
carpenter bee زنبور چوب سوراخ کن
vespid زنبور درشت و سرخ
waspishness زنبور وار نیش دار
mason wasp زنبور غیر اجتماعی لانه زی
apian وابسته به زنبور عسل یامگس
bee-keeper متصدی نگهداری از زنبور عسل
vespiary اجتماع زنبوران دستهای زنبور
waspish زنبور وار نیش دار
bee-keepers متصدی نگهداری از زنبور عسل
apivorous زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
foulbrood بیماری میکربی ومهلک نوزادکرم زنبور عسل
clochan [ساختمان مدور ایرلندی که شبیه کندوی زنبور عسل بود.]
breeding پرورش
cultivation پرورش
nurturing پرورش
cultures پرورش
culture پرورش
nurtures پرورش
floriculture پرورش گل
fosterage پرورش
nurtured پرورش
nurture پرورش
nourishment پرورش
upbringing پرورش
culturing پرورش
pedagogy پرورش
training پرورش
silviculture پرورش جنگل
mariculture پرورش دریازیان
unbred پرورش نیافته
ostreiculture پرورش صدف
p.exercise پرورش بدنی
pisciculture پرورش ماهی
self cultivation پرورش نفس
swannery محل پرورش قو
ser پرورش نوغان
self culture پرورش نفس
process پرورش دادن
body building پرورش اندام
bring up پرورش دادن
body-building پرورش اندام
mental discipline پرورش ذهنی
aviculture پرورش مرغ
breeding پرورش حیوانات
character training پرورش منش
data processing پرورش اطلاعات
fostered پرورش دادن
fosters پرورش دادن
education اموزش و پرورش
processes پرورش دادن
fostering پرورش دادن
germiculture پرورش میکروب
foster پرورش دادن
educational مربوط به اموزش و پرورش
animal husband پرورش جانوران اهلی
viniculture پرورش انگور شراب
education department اداره آموزش و پرورش
educationalists کارشناس اموزش و پرورش
educationist کارشناس اموزش و پرورش
educationist متخصص اموزش و پرورش
educationists کارشناس اموزش و پرورش
educationists متخصص اموزش و پرورش
falconer پرورش دهنده شاهین
falconers پرورش دهنده شاهین
educationalist کارشناس اموزش و پرورش
nature nurture controversy مجادله سرشت- پرورش
ser پرورش کرم ابریشم
calf machine دستگاه پرورش عضله
rosarian پرورش دهنده گل سرخ
child rearing practices شیوههای پرورش کودک
piscicultural مربوط به پرورش ماهی
comparative education اموزش و پرورش تطبیقی
f.education پرورش واموزش دختران
manpower development پرورش نیروی انسانی
poulterer پرورش دهنده طور
guardian by nurture قیم بعلت پرورش
special education اموزش و پرورش استثنایی
silviculturist ویژه گر پرورش جنگل
incubator محل پرورش اطفال زودرس
ranch در مرتع پرورش احشام کردن
ranches در مرتع پرورش احشام کردن
sericulturist پرورش دهنده کرم ابریشم
haute ecole پرورش اسب در سطح عالی
hennery مزرعه یا محل پرورش مرغ
sericultural وابسته به پرورش کرم ابریشم
incubators محل پرورش اطفال زودرس
upbringing روش اموزش و پرورش بچه
orthogenesis اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
thremmatology علم پرورش گیاهان وجانوران اهلی
wooler جانوری که بخاطر پشمش پرورش مییابد
foliage plant گیاهی که برای برگش پرورش دادن شود
green thumbed کسیکه در پرورش گیاهان شانس و استعدادخوبی دارد
inbreed پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
alma mater مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
linebreeding پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
live stock مواشی وگاووگوسفندی که برای کشتاریافروش پرورش شود احشام
beef cattle گله گاو که برای تامین گوشت پرورش مییابد
livestock مواشی وگاووگوسفندی که برای کشتاریافروش پرورش شود احشام
standard bred اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
general grant کمک دولت مرکزی به مقامات محلی به عنوان مثال کمک به اموزش و پرورش استان
automatic data processing پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
develops بسط دادن پرورش دادن
develop بسط دادن پرورش دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com