English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (8 milliseconds)
English Persian
ostreiculture پرورش صدف
Search result with all words
cultivation پرورش
nurture پرورش
nurtured پرورش
nurtures پرورش
nurturing پرورش
upbringing پرورش
upbringing روش اموزش و پرورش بچه
develop بسط دادن پرورش دادن
develops بسط دادن پرورش دادن
nourishment پرورش
educationalist کارشناس اموزش و پرورش
educationalists کارشناس اموزش و پرورش
education اموزش و پرورش
education پرورش اموزش و پرورش
educationist کارشناس اموزش و پرورش
educationist متخصص اموزش و پرورش
educationists کارشناس اموزش و پرورش
educationists متخصص اموزش و پرورش
pedagogy پرورش
data processing پرورش اطلاعات
livestock مواشی وگاووگوسفندی که برای کشتاریافروش پرورش شود احشام
ranch در مرتع پرورش احشام کردن
ranches در مرتع پرورش احشام کردن
training پرورش
culture پرورش
cultures پرورش
culturing پرورش
falconer پرورش دهنده شاهین
falconers پرورش دهنده شاهین
body building پرورش اندام
body-building پرورش اندام
beef cattle گله گاو که برای تامین گوشت پرورش مییابد
incubator محل پرورش اطفال زودرس
incubators محل پرورش اطفال زودرس
educational مربوط به اموزش و پرورش
breeding پرورش
breeding پرورش حیوانات
foster پرورش دادن
fostered پرورش دادن
fostering پرورش دادن
fosters پرورش دادن
process پرورش دادن
processes پرورش دادن
animal husband پرورش جانوران اهلی
apiarian مربوط به پرورش زنبور عسل
apiarist پرورش دهندهء زنبور عسل
beekeeper پرورش دهندهء زنبور عسل
apicultural مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
apiculture پرورش زنبور عسل
automatic data processing پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
automatic data processing system سیستم پرورش خودکاراطلاعات سیستم پرورش اطلاعات کامپیوتری
aviculture پرورش مرغ
bring up پرورش دادن
calf machine دستگاه پرورش عضله
character training پرورش منش
child rearing practices شیوههای پرورش کودک
comparative education اموزش و پرورش تطبیقی
culture of bees پرورش یا تربیت زنبور
f.education پرورش واموزش دختران
floriculture پرورش گل
foliage plant گیاهی که برای برگش پرورش دادن شود
fosterage پرورش
general grant کمک دولت مرکزی به مقامات محلی به عنوان مثال کمک به اموزش و پرورش استان
germiculture پرورش میکروب
green thumbed کسیکه در پرورش گیاهان شانس و استعدادخوبی دارد
guardian by nurture قیم بعلت پرورش
haute ecole پرورش اسب در سطح عالی
hennery مزرعه یا محل پرورش مرغ
inbreed پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
intelligence process جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
linebreeding پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
live stock مواشی وگاووگوسفندی که برای کشتاریافروش پرورش شود احشام
manpower development پرورش نیروی انسانی
mariculture پرورش دریازیان
mental discipline پرورش ذهنی
nature nurture controversy مجادله سرشت- پرورش
orthogenesis اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
p.exercise پرورش بدنی
piscicultural مربوط به پرورش ماهی
pisciculture پرورش ماهی
poulterer پرورش دهنده طور
rabbitry محل پرورش خرگوش اهلی پرورش خرگوش
rosarian پرورش دهنده گل سرخ
self cultivation پرورش نفس
self culture پرورش نفس
ser پرورش کرم ابریشم
ser پرورش نوغان
sericultural وابسته به پرورش کرم ابریشم
sericulture پرورش کرم ابریشم پرورش نوغان
sericulturist پرورش دهنده کرم ابریشم
silviculture پرورش جنگل
silviculturist ویژه گر پرورش جنگل
special education اموزش و پرورش استثنایی
standard bred اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
swannery محل پرورش قو
thremmatology علم پرورش گیاهان وجانوران اهلی
unbred پرورش نیافته
viniculture پرورش انگور شراب
wooler جانوری که بخاطر پشمش پرورش مییابد
alma mater مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
Other Matches
education department اداره آموزش و پرورش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com