English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (6 milliseconds)
English Persian
ser پرورش نوغان
Search result with all words
sericulture پرورش کرم ابریشم پرورش نوغان
Other Matches
revolver نوغان
revolvers نوغان
automatic data processing system سیستم پرورش خودکاراطلاعات سیستم پرورش اطلاعات کامپیوتری
education پرورش اموزش و پرورش
rabbitry محل پرورش خرگوش اهلی پرورش خرگوش
intelligence process جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
pedagogy پرورش
training پرورش
cultures پرورش
culturing پرورش
fosterage پرورش
breeding پرورش
floriculture پرورش گل
nurtures پرورش
nurtured پرورش
nurturing پرورش
nurture پرورش
upbringing پرورش
cultivation پرورش
nourishment پرورش
culture پرورش
mental discipline پرورش ذهنی
mariculture پرورش دریازیان
germiculture پرورش میکروب
aviculture پرورش مرغ
bring up پرورش دادن
character training پرورش منش
p.exercise پرورش بدنی
unbred پرورش نیافته
swannery محل پرورش قو
silviculture پرورش جنگل
self culture پرورش نفس
self cultivation پرورش نفس
pisciculture پرورش ماهی
ostreiculture پرورش صدف
processes پرورش دادن
fostering پرورش دادن
body-building پرورش اندام
data processing پرورش اطلاعات
body building پرورش اندام
breeding پرورش حیوانات
foster پرورش دادن
fostered پرورش دادن
fosters پرورش دادن
process پرورش دادن
education اموزش و پرورش
special education اموزش و پرورش استثنایی
silviculturist ویژه گر پرورش جنگل
educationists متخصص اموزش و پرورش
ser پرورش کرم ابریشم
rosarian پرورش دهنده گل سرخ
educationalists کارشناس اموزش و پرورش
poulterer پرورش دهنده طور
educationalist کارشناس اموزش و پرورش
falconer پرورش دهنده شاهین
piscicultural مربوط به پرورش ماهی
educationists کارشناس اموزش و پرورش
educationist متخصص اموزش و پرورش
viniculture پرورش انگور شراب
educationist کارشناس اموزش و پرورش
culture of bees پرورش یا تربیت زنبور
education department اداره آموزش و پرورش
falconers پرورش دهنده شاهین
f.education پرورش واموزش دختران
guardian by nurture قیم بعلت پرورش
educational مربوط به اموزش و پرورش
comparative education اموزش و پرورش تطبیقی
child rearing practices شیوههای پرورش کودک
calf machine دستگاه پرورش عضله
animal husband پرورش جانوران اهلی
apiculture پرورش زنبور عسل
manpower development پرورش نیروی انسانی
nature nurture controversy مجادله سرشت- پرورش
apiarist پرورش دهندهء زنبور عسل
apiarian مربوط به پرورش زنبور عسل
beekeeper پرورش دهندهء زنبور عسل
incubators محل پرورش اطفال زودرس
upbringing روش اموزش و پرورش بچه
haute ecole پرورش اسب در سطح عالی
ranches در مرتع پرورش احشام کردن
ranch در مرتع پرورش احشام کردن
sericultural وابسته به پرورش کرم ابریشم
sericulturist پرورش دهنده کرم ابریشم
incubator محل پرورش اطفال زودرس
hennery مزرعه یا محل پرورش مرغ
wooler جانوری که بخاطر پشمش پرورش مییابد
apicultural مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
thremmatology علم پرورش گیاهان وجانوران اهلی
orthogenesis اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
green thumbed کسیکه در پرورش گیاهان شانس و استعدادخوبی دارد
alma mater مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
inbreed پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
foliage plant گیاهی که برای برگش پرورش دادن شود
beef cattle گله گاو که برای تامین گوشت پرورش مییابد
live stock مواشی وگاووگوسفندی که برای کشتاریافروش پرورش شود احشام
livestock مواشی وگاووگوسفندی که برای کشتاریافروش پرورش شود احشام
linebreeding پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
standard bred اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
general grant کمک دولت مرکزی به مقامات محلی به عنوان مثال کمک به اموزش و پرورش استان
automatic data processing پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
develops بسط دادن پرورش دادن
develop بسط دادن پرورش دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com