English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (5 milliseconds)
English Persian
A bogus professor . پروفسور قلابی
Other Matches
Pope, Arthur Upham آرتور پوپ [که در ایران به پروفسور پوپ معروف می باشد یک کاشف و منتقد آمریکایی استکه در زمینه های مختلف هنر ایران سال ها تحقیق نموده.]
pasteboard قلابی
quacked قلابی
hamous قلابی
quacks قلابی
hamate قلابی
false <adj.> قلابی
bogus قلابی
adulterated قلابی
quack قلابی
false قلابی
adulterate قلابی
adulterates قلابی
adulterating قلابی
sham قلابی
shams قلابی
quacking قلابی
quackish قلابی
rip-off کالای قلابی
simular قلابی صوری
rip-offs کالای قلابی
False coin . سکه قلابی
Rigged elections . انتخابات قلابی
cheap copy بدل قلابی
pale [poor] imitation بدل قلابی
a fake doctor پزشک قلابی
shamateur اماتور قلابی
spurious قلابی الکی
uncinus زائده قلابی
fulham طاس قلابی
kake uke دفاع قلابی
forges تهیه جنس قلابی
forge تهیه جنس قلابی
unciform سرکج قلابی چنگکی
frog-adjustment screw پیچ قلابی تنظیم کننده
crook ادم قلابی کلاه بردار
crooks ادم قلابی کلاه بردار
setline رسن چند قلابی ماهیگیری
crooking ادم قلابی کلاه بردار
The whole story was faked up . تمام داستان قلابی وساختگه بود
weedless قلابی که به علفهای زیر اب گیر نمیکند
To fake an oil – painting . یک تابلوی نقاشی قلابی درست کردن
quacked صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacking صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quack صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacks صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
ringthe bull بازی ای که دران حلقهای راپرتاب میکنندتابه قلابی بیاویزد
arresting gear قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
Inevitably it invites/evokes comparison with the original, of which the remake is merely a pale shadow. این به ناچار مقایسه با نسخه اصلی را مجبور می کند که بازسازی فیلمش کاملا قلابی است.
steeve خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
mare's nest چیز خوش فاهر وبد باطن چیز قلابی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com