English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
father file پرونده بنیادی پرونده اصلی
Other Matches
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master file فایل اصلی پرونده اصلی
dossiers پرونده
file پرونده
dossier پرونده
filed پرونده
records پرونده ها
record پرونده
test file پرونده ازماینده
threaded file پرونده نخی
transaction file پرونده تراکنش
backup file پرونده پشتیبان
master file شاه پرونده
frame-ups پرونده سازی
frame-up پرونده سازی
volatile file پرونده فرار
binders کلاسور پرونده
binders پوشه پرونده
direct file پرونده مستقیم
disk file پرونده گردهای
document file پرونده اسناد
file mark نشان پرونده
amendment file پرونده ترمیمی
end of file انتهای پرونده
end of file indicator انتهانمای پرونده
active file پرونده فعال
fiel conversion تبدیل پرونده
event file پرونده رویدادها
binder پوشه پرونده
target dossiers پرونده هدفها
tape file پرونده نواری
file management مدیریت پرونده ها
random file پرونده تصادفی
file management مدیریت پرونده
qualification record پرونده خدمتی
problem file پرونده مسئلهای
fill gap شکاف پرونده
filer پرونده دار
file system سیستم پرونده ها
file structure ساخت پرونده
file name نام پرونده
file number شماره پرونده
file protection حفافت پرونده
file organization سازمان پرونده
s.c همان پرونده
file maintenance نگاهداشت پرونده ها
tag file پرونده برچسب
system catalog پرونده شاخص
file processing پرونده پردازی
sysctlg پرونده شاخص
suspense file پرونده بلاتکلیف
suspense file پرونده معلق
file compatibility همسازی پرونده ها
file gap شکاف پرونده
string file پرونده رشتهای
file handling پرونده گردانی
static file پرونده ایستا
file identification هویت پرونده
file index فهرست پرونده
file label برچسب پرونده
file length درازای پرونده
sequential file پرونده ترتیبی
policy book پرونده خط مشیها
binder کلاسور پرونده
clinical record پرونده بالینی
detail file پرونده جزئیات
file پرونده ستون
dead file پرونده راکد
logical file پرونده منطقی
filed پرونده ستون
data file پرونده داده ها
card file پرونده کارتی
clinical record پرونده بهداشتی
clinical record پرونده بیمارستانی
document file پرونده اسناد یکان
automated intelligence file پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
engineering documents پرونده های فناوری
end of file mark نشان انتهای پرونده
qualification record پرونده مهارت فنی
evocations احالهء پرونده یادگار
evocation احالهء پرونده یادگار
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
file layout طرح بندی پرونده
labeled file پرونده برچسب دار
file protect ring حلقه حفافت پرونده
file purging پاک سازی پرونده
file activity ratio نسبت فعالیت پرونده
multireel file پرونده چند حلقهای
pay records پرونده لیست حقوق
policy file پرونده خط مشیها و دستورات
partitioned file پرونده جزء بندی شده
file structure ساخت پرونده ساختمان فایل
due in suspense file پرونده درخواستهای منتظردریافت معلق
chained file پرونده یا فایل زنجیر شده
medical records پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
to revisit a criminal case [judicial proceedings] یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
court of record دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
certiorari حکم فرستادن پرونده که ازمحکمه بالاتربمحکمه پایین ترابلاغ میشود
target dossiers پرونده اطلاعات جمع اوری شده درمورد هدفهای منطقه
multivolume file نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
Startup folder پرونده خاص در دیسک سخت که حاوی برنامه هایی است که خودکار اجرا می شوند وقتی که کار ویندوز را آغاز میکند
to wipe the slate clean <idiom> شروع تازه ای کردن [تخلفات قبلی را کاملا از پرونده پاک کردن] [اصطلاح]
target folders پوشههای پرونده هدف پوشه اطلاعات هدف
record book دفترچه سوابق جنگ افزار پرونده سوابق
tree مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
returning گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returned گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returns گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
blessed folder در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
transaction file فایل تراکنش پرونده تراکنش
Windows Explorer امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
indexed sequential file پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
basilar بنیادی
radical بنیادی
radicals بنیادی
structurally بنیادی
basic بنیادی
fundamental بنیادی
elementary بنیادی
climacteric <adj.> بنیادی
structural بنیادی
basics بنیادی
stroma بافت بنیادی
fundamental particles ذرات بنیادی
structural unemployment بیکاری بنیادی
base unit یکای بنیادی
fundamental unit یکای بنیادی
basic conflict تعارض بنیادی
elementray particle ذره بنیادی
elementary particles ذرات بنیادی
elementary particle ذره بنیادی
basic anxiety اضطراب بنیادی
fundamental research علم بنیادی
fundamental skill مهارت بنیادی
fundamental units یکاهای بنیادی
fundumental particle ذره بنیادی
basic research علم بنیادی
pure research علم بنیادی
fundametal بنیادی تشکیل دهنده
elementary charge بار بنیادی [فیزیک]
fundamental motor pattern انگاره بنیادی حرکت
fundamental motor pattern الگوی بنیادی حرکت
fundamental interactions نیروهای بنیادی [فیزیک]
fundamental forces نیروهای بنیادی [فیزیک]
four forces of nature چهار نیروی بنیادی طبیعت
graviton واحد بنیادی فرضی گرانش
fundamental interactions اندرکنش های بنیادی [فیزیک]
fundamental forces اندرکنش های بنیادی [فیزیک]
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
photon ذره بنیادی انرژی الکترومگنتیک که از انتقال یک
parameter ویژگی بنیادی قابل تعریف پارامتر
parameters ویژگی بنیادی قابل تعریف پارامتر
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
stressing یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stresses یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stress یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com