English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (8 milliseconds)
English Persian
detail file پرونده جزئیات
Other Matches
father file پرونده بنیادی پرونده اصلی
particularity جزئیات
details جزئیات
detailed : پر جزئیات
circumstantiality جزئیات
detailing جزئیات
detail جزئیات
elaboration جزئیات
paticular جزئیات
minutie جزئیات
minuitae جزئیات
particular redemption جزئیات
analysing بررسی با جزئیات
detailing جزئیات تفاصیل
detail diagram نمودار جزئیات
detail جزئیات تفاصیل
ins and outs <idiom> باتمام جزئیات
minutiae جزئیات کم اهمیت
a priori از کلیات به جزئیات
detail drawing نقشه جزئیات
detail drawing رسم جزئیات
data item جزئیات اطلاعات
detail file فایل جزئیات
detail printing چاپ جزئیات
image detail جزئیات تصویرتلویزیون
finical متوجه جزئیات
analyze بررسی با جزئیات
data element جزئیات اطلاعات
analyzing بررسی با جزئیات
analyse بررسی با جزئیات
analyzes بررسی با جزئیات
analyses بررسی با جزئیات
in great detail با جزئیات مفصل
analyzed بررسی با جزئیات
analysed بررسی با جزئیات
analyses جزئیات را مطالعه کردن
he related the particulars جزئیات را شرح داد
analyze جزئیات رامطالعه کردن
analysed جزئیات را مطالعه کردن
circumstantiate وارد جزئیات شدن
analyse جزئیات را مطالعه کردن
particulars جزئیات خصوصیات مشخصات
roughly speaking قطع نظراز جزئیات
echaustive شامل همهء جزئیات
analysing جزئیات را مطالعه کردن
detailing مشروح شرح جزئیات
analyzing جزئیات را مطالعه کردن
analyzed جزئیات را مطالعه کردن
analyzes جزئیات را مطالعه کردن
detail مشروح شرح جزئیات
detail drawing نقشه کشی جزئیات
fill (someone) in <idiom> جزئیات را به شخصی گفتن
To go into detailes. وارد جزئیات شدن
elaborate به زحمت ساختن دارای جزئیات
elaborating به زحمت ساختن دارای جزئیات
elaborated به زحمت ساختن دارای جزئیات
detail flowchart نمودار جزئیات گردش برنامه
elaborates به زحمت ساختن دارای جزئیات
punctuality توجه به جزئیات وقت شناسی
particularizing باذکر جزئیات شرح دادن
particularize باذکر جزئیات شرح دادن
particularises باذکر جزئیات شرح دادن
particularised باذکر جزئیات شرح دادن
particularized باذکر جزئیات شرح دادن
particularizes باذکر جزئیات شرح دادن
particularising باذکر جزئیات شرح دادن
appropriation language شرح جزئیات بودجه و منظوراز تخصیص ان
exhaustively چنانکه درهمه جزئیات واردشودیابحث کند
per طبق جزئیات که در مشخصات گفته شده
basket purchase خرید کلی بدون محاسبه جزئیات
records پرونده ها
filed پرونده
file پرونده
record پرونده
dossiers پرونده
dossier پرونده
file processing پرونده پردازی
file name نام پرونده
file number شماره پرونده
file protection حفافت پرونده
file structure ساخت پرونده
file system سیستم پرونده ها
filer پرونده دار
fill gap شکاف پرونده
logical file پرونده منطقی
master file شاه پرونده
file organization سازمان پرونده
policy book پرونده خط مشیها
tag file پرونده برچسب
tape file پرونده نواری
target dossiers پرونده هدفها
test file پرونده ازماینده
threaded file پرونده نخی
transaction file پرونده تراکنش
volatile file پرونده فرار
system catalog پرونده شاخص
sysctlg پرونده شاخص
suspense file پرونده بلاتکلیف
problem file پرونده مسئلهای
qualification record پرونده خدمتی
random file پرونده تصادفی
s.c همان پرونده
sequential file پرونده ترتیبی
static file پرونده ایستا
string file پرونده رشتهای
suspense file پرونده معلق
data file پرونده داده ها
fiel conversion تبدیل پرونده
frame-ups پرونده سازی
event file پرونده رویدادها
active file پرونده فعال
amendment file پرونده ترمیمی
end of file indicator انتهانمای پرونده
end of file انتهای پرونده
clinical record پرونده بیمارستانی
backup file پرونده پشتیبان
document file پرونده اسناد
card file پرونده کارتی
disk file پرونده گردهای
clinical record پرونده بالینی
direct file پرونده مستقیم
dead file پرونده راکد
clinical record پرونده بهداشتی
frame-up پرونده سازی
binder کلاسور پرونده
binder پوشه پرونده
binders کلاسور پرونده
binders پوشه پرونده
file length درازای پرونده
file label برچسب پرونده
file index فهرست پرونده
file identification هویت پرونده
file handling پرونده گردانی
filed پرونده ستون
file پرونده ستون
file maintenance نگاهداشت پرونده ها
file gap شکاف پرونده
file management مدیریت پرونده ها
file compatibility همسازی پرونده ها
file management مدیریت پرونده
file mark نشان پرونده
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
automated intelligence file پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
evocations احالهء پرونده یادگار
engineering documents پرونده های فناوری
evocation احالهء پرونده یادگار
policy file پرونده خط مشیها و دستورات
pay records پرونده لیست حقوق
file layout طرح بندی پرونده
file activity ratio نسبت فعالیت پرونده
multireel file پرونده چند حلقهای
end of file mark نشان انتهای پرونده
document file پرونده اسناد یکان
qualification record پرونده مهارت فنی
file protect ring حلقه حفافت پرونده
file purging پاک سازی پرونده
labeled file پرونده برچسب دار
medical records پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
file structure ساخت پرونده ساختمان فایل
partitioned file پرونده جزء بندی شده
due in suspense file پرونده درخواستهای منتظردریافت معلق
chained file پرونده یا فایل زنجیر شده
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
to revisit a criminal case [judicial proceedings] یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
court of record دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
target dossiers پرونده اطلاعات جمع اوری شده درمورد هدفهای منطقه
certiorari حکم فرستادن پرونده که ازمحکمه بالاتربمحکمه پایین ترابلاغ میشود
multivolume file نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
Startup folder پرونده خاص در دیسک سخت که حاوی برنامه هایی است که خودکار اجرا می شوند وقتی که کار ویندوز را آغاز میکند
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
to wipe the slate clean <idiom> شروع تازه ای کردن [تخلفات قبلی را کاملا از پرونده پاک کردن] [اصطلاح]
target folders پوشههای پرونده هدف پوشه اطلاعات هدف
record book دفترچه سوابق جنگ افزار پرونده سوابق
hinting در فن چاپ دیجیتال یا رقمی کاهش وزن یا میزان طرح حرف بطوریکه فونتهای کوچک از نظر اندازه بدون ازدست دادن جزئیات خود روی چاپگرهای dpi003 قابل چاپ باشند
tree مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returns گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returning گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returned گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
blessed folder در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
transaction file فایل تراکنش پرونده تراکنش
master file فایل اصلی پرونده اصلی
Windows Explorer امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
indexed sequential file پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com