Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
due in suspense file
پرونده درخواستهای منتظردریافت معلق
Other Matches
suspense file
پرونده معلق
father file
پرونده بنیادی پرونده اصلی
contracts and orders outstanding
پیمانها و درخواستهای انجام نشده
customer
ول نیاز ها و سفارشات و درخواستهای مشتری است
customers
ول نیاز ها و سفارشات و درخواستهای مشتری است
demand frequency
نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
voice answer back
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
record
پرونده
dossiers
پرونده
records
پرونده ها
filed
پرونده
dossier
پرونده
file
پرونده
volatile file
پرونده فرار
file handling
پرونده گردانی
clinical record
پرونده بالینی
file processing
پرونده پردازی
file protection
حفافت پرونده
file gap
شکاف پرونده
tape file
پرونده نواری
fill gap
شکاف پرونده
card file
پرونده کارتی
filer
پرونده دار
file system
سیستم پرونده ها
file structure
ساخت پرونده
file organization
سازمان پرونده
file number
شماره پرونده
file identification
هویت پرونده
threaded file
پرونده نخی
active file
پرونده فعال
amendment file
پرونده ترمیمی
file index
فهرست پرونده
backup file
پرونده پشتیبان
file length
درازای پرونده
file maintenance
نگاهداشت پرونده ها
frame-ups
پرونده سازی
frame-up
پرونده سازی
end of file
انتهای پرونده
file management
مدیریت پرونده ها
file management
مدیریت پرونده
file mark
نشان پرونده
file name
نام پرونده
file label
برچسب پرونده
file
پرونده ستون
transaction file
پرونده تراکنش
s.c
همان پرونده
suspense file
پرونده بلاتکلیف
random file
پرونده تصادفی
document file
پرونده اسناد
test file
پرونده ازماینده
disk file
پرونده گردهای
sequential file
پرونده ترتیبی
static file
پرونده ایستا
filed
پرونده ستون
event file
پرونده رویدادها
binder
کلاسور پرونده
binder
پوشه پرونده
binders
کلاسور پرونده
binders
پوشه پرونده
end of file indicator
انتهانمای پرونده
string file
پرونده رشتهای
qualification record
پرونده خدمتی
direct file
پرونده مستقیم
master file
شاه پرونده
sysctlg
پرونده شاخص
logical file
پرونده منطقی
clinical record
پرونده بیمارستانی
target dossiers
پرونده هدفها
system catalog
پرونده شاخص
tag file
پرونده برچسب
clinical record
پرونده بهداشتی
detail file
پرونده جزئیات
file compatibility
همسازی پرونده ها
problem file
پرونده مسئلهای
fiel conversion
تبدیل پرونده
data file
پرونده داده ها
dead file
پرونده راکد
policy book
پرونده خط مشیها
dependent
معلق
chain bridge
پل معلق
cantilever bridge
پل معلق
up in the air
<idiom>
معلق
abeyant
معلق
suspender
معلق
heels over head
معلق
hypostasis
معلق
headlong
معلق
pendants
معلق
pendant
معلق
suspensory
معلق
pendent
معلق
pensile
معلق
suspensor
معلق
tumblers
معلق زن
tumbler
معلق زن
turntables
معلق
turntable
معلق
handstands
معلق
handstand
معلق
summersault
معلق
hanging
معلق
conditional
معلق
flip flap
معلق
suspension bridges
پل معلق
suspension bridge
پل معلق
suspended
معلق
suspends
معلق
jusad rem
حق معلق
suspending
معلق
suspense
معلق
suspend
معلق
qualification record
پرونده مهارت فنی
file layout
طرح بندی پرونده
policy file
پرونده خط مشیها و دستورات
pay records
پرونده لیست حقوق
multireel file
پرونده چند حلقهای
file protect ring
حلقه حفافت پرونده
labeled file
پرونده برچسب دار
file purging
پاک سازی پرونده
file activity ratio
نسبت فعالیت پرونده
automated intelligence file
پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
evocation
احالهء پرونده یادگار
evocations
احالهء پرونده یادگار
documents
پرونده ها
[اسناد]
[اوراق]
end of file mark
نشان انتهای پرونده
engineering documents
پرونده های فناوری
document file
پرونده اسناد یکان
tumbled
معلق شدن
tumble
معلق شدن
tumble
معلق زدن
lis pendens
دعوای معلق
levitative
معلق در هوا
tumbles
معلق شدن
to be up in the air
معلق بودن
tumbled
معلق زدن
somersaults
معلق پشتک
suspensive
تعلیق معلق
suspension reinforcement
ارماتور معلق
somersault
معلق پشتک
suspended load
بار معلق
somerset
معلق زدن
somerset
شیرجه معلق
suspended solids
جامدات معلق
hanging step
پله معلق
somersault
معلق زدن
somersaulted
معلق پشتک
suspensed sediment
رسوبات معلق در اب
somersaulted
معلق زدن
suspension cable
کابل معلق
somersaulting
معلق پشتک
somersaulting
معلق زدن
tumbles
معلق زدن
hanging indent
تورفتگی معلق
hanging
معلق شدن
suspends
معلق کردن
conditional contract
عقد معلق
suspension
معلق کردن
estate in remainder
تملک معلق
unconditionality
معلق نبودن
full-suspension
<adj.>
کاملا معلق
suspend
معلق کردن
somersaults
معلق زدن
suspensions
معلق کردن
suspending
معلق کردن
chained file
پرونده یا فایل زنجیر شده
partitioned file
پرونده جزء بندی شده
medical records
پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
file structure
ساخت پرونده ساختمان فایل
suspend from service
معلق کردن از کار
cable suspension bridge
پل معلق با سیم تابیده
arch-buttant
پشت بند معلق
floccule
تودههای معلق درمایع
full-suspension bike
دوچرخه کاملا معلق
pending
تازمانی که امر معلق
suspension of vouchers
معلق کردن اسناد
hang-ups
درحال معلق ماندن
hang up
درحال معلق ماندن
hang-up
درحال معلق ماندن
a bolt from the blue
مثل عجل معلق
file maintenaee
اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
to stay something
موقتا معلق کردن
[قانون]
To teach grandma to suck eggs.
جلوی لوطی معلق زدن
suspends
موقوف الاجرا کردن معلق
breakdowns
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
suspend
معلق کردن تعلیق دادن
handspring
معلق زدن بر روی دستها
policy
سند معلق به انجام شرطی
policies
سند معلق به انجام شرطی
suspending
موقوف الاجرا کردن معلق
suspend
موقوف الاجرا کردن معلق
suspending
معلق کردن تعلیق دادن
breakdown
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
settleable suspended solids
مواد معلق تهنشین پذیر
overturns
معلق شدن برگشتن وسیله
overturned
معلق شدن برگشتن وسیله
overturn
معلق شدن برگشتن وسیله
pendent lite
حکم معلق امین ترکه
suspends
معلق کردن تعلیق دادن
to revisit a criminal case
[judicial proceedings]
یک پرونده جنایی
[رسیدگی قضائی]
را بازدید کردن
to go down to the wire
<idiom>
تا آخرین لحظه با تهیج معلق ماندن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com