English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
active file پرونده فعال
Other Matches
father file پرونده بنیادی پرونده اصلی
active هدف فعال خط مشی فعال
record پرونده
dossier پرونده
file پرونده
records پرونده ها
filed پرونده
dossiers پرونده
string file پرونده رشتهای
static file پرونده ایستا
file management مدیریت پرونده ها
file maintenance نگاهداشت پرونده ها
sequential file پرونده ترتیبی
tape file پرونده نواری
tag file پرونده برچسب
file length درازای پرونده
system catalog پرونده شاخص
sysctlg پرونده شاخص
suspense file پرونده بلاتکلیف
suspense file پرونده معلق
file organization سازمان پرونده
file management مدیریت پرونده
s.c همان پرونده
filer پرونده دار
file protection حفافت پرونده
master file شاه پرونده
logical file پرونده منطقی
file structure ساخت پرونده
fill gap شکاف پرونده
frame-up پرونده سازی
file processing پرونده پردازی
random file پرونده تصادفی
file mark نشان پرونده
qualification record پرونده خدمتی
file system سیستم پرونده ها
problem file پرونده مسئلهای
file name نام پرونده
policy book پرونده خط مشیها
file number شماره پرونده
frame-ups پرونده سازی
target dossiers پرونده هدفها
amendment file پرونده ترمیمی
end of file انتهای پرونده
card file پرونده کارتی
binder کلاسور پرونده
file پرونده ستون
document file پرونده اسناد
disk file پرونده گردهای
direct file پرونده مستقیم
file label برچسب پرونده
detail file پرونده جزئیات
dead file پرونده راکد
data file پرونده داده ها
clinical record پرونده بهداشتی
clinical record پرونده بالینی
backup file پرونده پشتیبان
end of file indicator انتهانمای پرونده
binders پوشه پرونده
volatile file پرونده فرار
transaction file پرونده تراکنش
threaded file پرونده نخی
test file پرونده ازماینده
file identification هویت پرونده
file index فهرست پرونده
binder پوشه پرونده
binders کلاسور پرونده
file handling پرونده گردانی
fiel conversion تبدیل پرونده
filed پرونده ستون
file gap شکاف پرونده
file compatibility همسازی پرونده ها
clinical record پرونده بیمارستانی
event file پرونده رویدادها
automated intelligence file پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
file layout طرح بندی پرونده
end of file mark نشان انتهای پرونده
file purging پاک سازی پرونده
document file پرونده اسناد یکان
evocations احالهء پرونده یادگار
evocation احالهء پرونده یادگار
file protect ring حلقه حفافت پرونده
qualification record پرونده مهارت فنی
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
engineering documents پرونده های فناوری
policy file پرونده خط مشیها و دستورات
pay records پرونده لیست حقوق
multireel file پرونده چند حلقهای
labeled file پرونده برچسب دار
file activity ratio نسبت فعالیت پرونده
file structure ساخت پرونده ساختمان فایل
chained file پرونده یا فایل زنجیر شده
due in suspense file پرونده درخواستهای منتظردریافت معلق
medical records پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
partitioned file پرونده جزء بندی شده
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
to revisit a criminal case [judicial proceedings] یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
court of record دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
active فعال
efective فعال
commissioned <adj.> فعال
astir فعال
active cell سل فعال
energetic فعال
smacker فعال
smacking فعال
go-ahead فعال
strenuous فعال
snell فعال
light footed فعال
sthenic فعال
operational فعال
up فعال
upped فعال
light foot فعال
upping فعال
certiorari حکم فرستادن پرونده که ازمحکمه بالاتربمحکمه پایین ترابلاغ میشود
target dossiers پرونده اطلاعات جمع اوری شده درمورد هدفهای منطقه
activator فعال ساز
active force نیروی فعال
active window پنجره فعال
active site موضع فعال
active sonar سونار فعال
active sonar ردیاب فعال
active stock موجودی فعال
active therapy درمان فعال
actuator فعال کننده
actual output بازداده فعال
active vocabulary واژگان فعال
adrenergic فعال شونده
out of action غیر فعال
semiactive نیمه فعال
hot money پول فعال
spirituous فعال سرزنده
come alive <idiom> فعال ماندن
whip up <idiom> فعال کردن
enthalpy حرارت فعال
spiritous فعال زنده
operating personnel پرسنل فعال
activate فعال کردن
cycle stock موجودی فعال
optically active فعال نوری
activates فعال کردن
activation فعال کردن
activation barrier سد فعال سازی
activate فعال کردن
active absorption جذب فعال
active aircraft هواپیمای فعال
active analysis تحلیل فعال
active area ناحیه فعال
activate فعال کردن
active avoidance اجتناب فعال
active carbon کربن فعال
activating فعال کردن
activation فعال سازی
active فعال کنشی
actinic rays اشعه فعال
activated فعال کردن
inactive غیر فعال
acting فعال کاری
trig فعال سرحال
passive غیر فعال
passives غیر فعال
active cell سلول فعال
kinetic energy نیروی فعال
active site محل فعال
active file فایل فعال
active balance مانده فعال
active hydrogen هیدروژن فعال
active index ایندکس فعال
active index شاخص فعال
active installation تاسیسات فعال
active installation قسمت فعال
active lines خطهای فعال
active mine مین فعال
active program برنامه فعال
active element عنصر فعال
active centers مراکز فعال
active center مرکز فعال
active device دستگاه فعال
multivolume file نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
go-getter شخص فعال و زرنگ
pragmatic فعال واقع بین
reactive current جریان غیر فعال
reactivated دوباره فعال کردن
reactivates دوباره فعال کردن
reactivating دوباره فعال کردن
pragmatics فعال واقع بین
reactivate دوباره فعال کردن
go-getters شخص فعال و زرنگ
activities فعال یا مشغول بودن
reactive power توان غیر فعال
idle money پول غیر فعال
inactivate غیر فعال کردن
surface active agents مواد فعال در سطح
overactive فوق العاده فعال
deactivated غیر فعال کردن
surfactants مواد فعال در سطح
deactivate غیر فعال کردن
passive element یکان غیر فعال
deactivates غیر فعال کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com