Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
red flag
پرچم قرمز اتومبیل رانی
Other Matches
storm warning
پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
motoring
اتومبیل رانی
drive way
مسیر اتومبیل رانی
auto drome
پیست اتومبیل رانی
auto racing
مسابقه اتومبیل رانی
sprinting
مسابقه اتومبیل رانی
car passenger
مسافر خودرو
[اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger
مسافر خودرو
[اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger
سرنشین خودرو
[اتومبیل رانی]
car passenger
سرنشین خودرو
[اتومبیل رانی]
starter
راه انداز
[استارتر]
[اتومبیل رانی ]
starter motor
راه انداز
[استارتر]
[اتومبیل رانی ]
starting motor
راه انداز
[استارتر]
[اتومبیل رانی ]
under
در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
under-
در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
icekhana
اتومبیل رانی روی سطح یخ بسته دریاچه
tirm oval
پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
protest flag
پرچم قرمز کوچک بعلامت اعتراض راننده قایق
tracks
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
lap money
جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
track
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
tracked
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
small craft warning
پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
pits
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pit
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
diver's flag
پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
blue flag
پرچم ابی برای علامت دادن بکسی که اتومبیل دیگری بدنبال و نزدیک اوست تا راه بدهد
booster cable
[jumper cable]
کابل باتری به باتری
[اتومبیل رانی ]
dump
شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
carminic acid
اسید کارمینیک
[عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
flag
پرچم دار کردن پرچم زدن به
flags
پرچم دار کردن پرچم زدن به
orthodromy
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
slingshots
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshot
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
hot rod
اتومبیل شکاری وسریع السیر اتومبیل مسابقهای
stock-car
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
stock car
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
stock-cars
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
field colors
پرچم رزمی پرچم یکانی
halyard
ریسمان پرچم طناب پرچم
color salute
سلام پرچم احترام به پرچم
windscreens
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
automobile
اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
windscreen
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
automobiles
اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
floatable
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
infrared line scan
ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared imagery
عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs
فرش های ترکمن
[اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
flag semaphore
سیستم مخابره با پرچم سیستم علایم پرچم
infrared ray
اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
guiden
پرچم یکان پرچم نماینده یکان
ranee
رانی
femoral
رانی
crural
رانی
rani
رانی
d. of a speech
سخن رانی
salaciousness
شهوت رانی
salacity
شهوت رانی
ejection
بیرون رانی
voluptuously
باشهوت رانی
oratorship
سخن رانی
repression
واپس رانی
inguinal
کشاله رانی
yachting
قایق رانی
wheelchairs
ویلچر رانی
wheelchair
ویلچر رانی
voluptuousness
شهوت رانی
canoe
قایق رانی
extrusion
روزن رانی
canoes
قایق رانی
oarsmanship
کرجی رانی
extrudate
محصول روزن رانی
ox goad
نیزه گاو رانی
harness racing
ارابه رانی تک اسبه
nautically
از لحاظ کشتی رانی
seaworthy
قابل کشتی رانی
shippable
قابل کشتی رانی
shipping company
شرکت کشتی رانی
harness race
مسابقه ارابه رانی
salaciously
از روی شهوت رانی
sailing orders
دستور کشتی رانی
funeral oration
سخن رانی برسرجنازه
magnetic potential
نیروی مغناطیس رانی
loxodromics
کشتی رانی در خط مایل
libidinously
از روی شهوت رانی
pultrusion process
فرایند کشش رانی
inland navigation
کشتی رانی در رودخانه ها
ease all
درکرجی رانی ایست
pawn roller
پیاده رانی شطرنج
platforms
سخن رانی کردن
pawn push
پیاده رانی شطرنج
platform
سخن رانی کردن
innavigable
غیرقابل کشتی رانی
to give a lecture
سخن رانی کردن
lectureships
سمت سخن رانی
to gratify ones passions
شهوت رانی کردن
to go on the stump
سخن رانی کردن
boat
قایق رانی کردن
regatta
مسابقه کرجی رانی
regattas
مسابقه کرجی رانی
boats
قایق رانی کردن
cabotage
کشتی رانی ساحلی
lectureship
سمت سخن رانی
aerostation
کشتی رانی هوایی
trialling
مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
effective electromotive force
نیروی برق رانی موثر
contact electromotive force
نیروی برق رانی مجاورتی
drag racing
مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت
row a race
مسابقه کرجی رانی دادن
active emf
نیروی برق رانی موثر
loxodromic
وابسته به کشتی رانی در خط مایل
navigation river
رودخانه قابل کشتی رانی
oceanshipping
روشهای کشتی رانی دراقیانوس
moto
بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
matinee
مسابقه ارابه رانی در روز
matinees
مسابقه ارابه رانی در روز
coasting
کشتی رانی در طول ساحل
ride
[American E]
سواری
[گردشگری]
[خودرو رانی]
harness horse
اسب مخصوص ارابه رانی
lift
سواری
[گردشگری]
[خودرو رانی]
matinTes
مسابقه ارابه رانی در روز
Carpool
هم سفری
[گردشگری]
[خودرو رانی]
portolano
راهنمای کشتی رانی با شرح بنادر
circumnavigate
دورتادورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی کردن
eloge
سخن رانی بافتخارکسیکه درگذشته است
kite track
مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
to row a race
در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
sapphic vice
شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
to pander any one's lust
وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
circumnavigation
کسیکه دورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
speedway
مسابقه موتورسیکلت رانی بین تیمهای 4 نفره درمسیرهموارخاکی
circumavigator
کسی که دور گیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
off road racing
مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل
redheads
مو قرمز
redder
قرمز
reddest
قرمز
gules
قرمز
vermilion
قرمز
rubric
خط قرمز
rubrics
خط قرمز
red
<adj.>
قرمز
reds
قرمز
redhead
مو قرمز
laky a
قرمز
red line
خط قرمز
bloodshot
قرمز
raddle
گل قرمز
aka
قرمز
vinaceous
قرمز
sanguineous
قرمز
vermeil
قرمز
vermillion
قرمز
ponceau
قرمز
erythrean
قرمز
coralline
قرمز
erythroid
قرمز
cramoisy
قرمز
whiff
پرچم
color
پرچم
blazon
پرچم
vexillum
پرچم
flag bridge
پل پرچم
flag
پرچم
banner
پرچم
flags
پرچم
stamina
پرچم
anandrous
بی پرچم
emblazonry
پرچم
oriflamme
پرچم
stamens
پرچم
ensign
پرچم
stamen
پرچم
ensigns
پرچم
banners
پرچم
body brick
اجر قرمز
bright red
قرمز روشن
cochineal
قرمز شراب کش
congo red
قرمز کنگو
angry
قرمز شده
gorcock
با قرقره قرمز
crimson
قرمز سیر
angrier
قرمز شده
angriest
قرمز شده
Cayenne
فلفل قرمز
cresol red
قرمز کرزول
reddens
قرمز شدن
reddens
قرمز کردن
reddening
قرمز شدن
reddening
قرمز کردن
reddened
قرمز شدن
reddened
قرمز کردن
redden
قرمز شدن
redden
قرمز کردن
ruddy
قرمز رنگ
first class brick
اجر قرمز
elm
نارون قرمز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com