Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 173 (9 milliseconds)
English
Persian
prolixity
پرگویی روده درازی
Other Matches
long windedness
روده درازی
yack
روده درازی
yak
وراجی کردن روده درازی
yaks
وراجی کردن روده درازی
I´m as hungry as a horse.
آنقدر گشنه هستم که روده بزرگ روده کوچک را بخورد.
hungry as a hunter
<idiom>
آنقدر گشنه که روده بزرگ روده کوچک را بخورد
longways
از درازی
endlong
از درازی
lankness
درازی
lengthiness
درازی
verbalization
پرگویی
logomania
پرگویی
verbiage
پرگویی
loquacity
پرگویی
loquaciousness
پرگویی
volubility
پرگویی
hyperlogia
پرگویی
hyperphrasia
پرگویی
lalorrhea
پرگویی
garrulousness
پرگویی
pleniloquence
پرگویی
logorrhea
پرگویی
long windedness
پرگویی
violence
دست درازی
interference
دست درازی
multiple length
با درازی چندگانه
lankiness
درازی و لاغری
interminableness
درازی زیاد
longish
متمایل به درازی
longevity
درازی عمر
aggression
دست درازی
to launchout
پرگویی کردن
prattling
پرگویی کردن
prattles
پرگویی کردن
prattled
پرگویی کردن
prate
وراجی پرگویی
prattle
پرگویی کردن
encroached
دست درازی کردن
from way back
<idiom>
مدت خیلی درازی
longevity
درازی عمر دیرپایی
encroaches
دست درازی کردن
reacher
دست درازی کننده
the legth of a rope
درازایا درازی طناب
encroach
دست درازی کردن
verbosity
دراز نویسی پرگویی
delirium verborum
روان اشفتگی پرگویی
gift of the gab
طلاقت لسان پرگویی
entellus
یکجورعنترکه ریش ودم درازی داردودرنزدهندوهاارجمنداست
communicativeness
امادگی برای رساندن خبر پرگویی
prolixly
ازروی دراز نفسی یا پرگویی با اطناب
long haul
<idiom>
مدت درازی بین کاری که ادامه داد
gut
روده
gutting
روده
guts
دل و روده
gill
روده
guts
روده
garbage
روده
gutting
دل و روده
enteron
روده
ileum
چم روده
bowels
روده
bowel
روده
in a tangle
روده
gut
دل و روده
large intestine
روده بزرگ
jejunum
تهی روده
viscerate
روده در اوردن از
enterology
روده شناسی
tormina
قولنج روده
small intestine
روده باریک
small intestine
روده کوچک
saburra
اخلاط روده
purtenance
دل و روده متعلقات
hysterical
روده بر کننده
mesentery
روده بند
hysterically
روده بر کننده
coecum
روده کور
intestine
روده امعاء
intestinal
روده دار
enterography
شرح روده ها
disembowelling
روده دراوردن از
enterotomy
روده شکافی
enterotomy
عمل روده
disembowelled
روده دراوردن از
disemboweling
روده دراوردن از
disemboweled
روده دراوردن از
enterocele
فتق روده
enteritis
اماس روده
cecum
روده کور
caecum
روده کور
embowel
روده در اوردن از
embowel
در روده گذاردن
ascarid
کرم روده
screaming
روده برکننده
intestines
روده امعاء
enteralgia
درد روده
enterectomy
روده بری
disembowel
روده دراوردن از
gutting
روده دراوردن از
guts
روده دراوردن از
rectum
راست روده
knuckle
قرحه روده
rectums
راست روده
hindgut
روده خلفی
colons
ستون روده
gut
روده دراوردن از
colon
ستون روده
ileum
روده دراز
disembowels
روده دراوردن از
haruspex
روده بین
helminth
کرم روده
knuckles
قرحه روده
mesenterical
وابسته به روده بند
chatterbox
ادم روده دراز
chatterboxes
ادم روده دراز
windbag
نطاق روده دراز
octopus
روده پای هشت پا
octopuses
روده پای هشت پا
windbags
نطاق روده دراز
to roar with laughter
<idiom>
از خنده روده بر شدن
chitlins
روده کوچک خوک
chitterlings
روده کوچک خوک
chitlings
روده کوچک خوک
ileac
وابسته به روده دراز
hookworm
نوعی کرم روده
large intestine
قولون روده فراخ
gastrointestinal
مربوط به معده و روده
mesenteric
مانند روده بند
proctoptosis
سقوط روده راست
eventration
بیرون ریختگی روده
peritoneum
برون شامه روده ها
mesenteritis
اماس روده بند
jejunal
وابسته به روده تهی
invagination
پیچ خوردن روده
mesenteric
وابسته به روده بند
ileitis
اماس روده دراز
in wards
شکمبه و روده واردات
to die of laughing
ارخنده روده برشدن
to set in a roar
از خنده روده برکردن
duodenitis
اماس روده اثناعشر
sidesplitting
روده براز خنده
ileal
وابسته به روده دراز
endamoeba
امیب انگل روده
to split one's sides
از خنده روده برشدن
eventration
جنین بی شکم یابی روده
eviscerate
روده یا چشم و غیره رادراوردن
colitis
ورم مخاط روده بزرگ
ileus
انسداد روده قولنج الیاوسی
prolix
خسته کننده روده دراز
duodenum
روده اثنی عشر دوازدهه
He hasnt got a single straight intestine.
<proverb>
یک روده راست در شکمش نیست .
proctoscope
الت معاینه روده راست
duodenums
روده اثنی عشر دوازدهه
intussusception
دخول بخشی از روده در بخش دیگر
introsusception
دخول بخشی از روده در بخش دیگر
sausages
روده محتوی گوشت چرخ شده
typhlitis
اماس روده کور ورم اعور
sausage
روده محتوی گوشت چرخ شده
roundworm
انواع کرم های گرد انگل روده
entozoa
انگلهای داخلی بطور اعم وبخصوص کرمهای روده
laparectomy
برش بخشی از روده که درپهلوی ادمی واقع است
pinworm
کرم ریزسنجاقی انگل روده انسان ازدسته نماته ها
how long is the rope
درازی طناب چقدر است طناب چند متر است
wind bag
سخنران پرگو نطاق روده دراز کیسه باد سینه
catgut
روده گربه وغیره که برای بخیه زدن درجراحی بکارمیرود
colons
نشان دونقطه دونقطه یعنی این علامت : روده بزرگ
colon
نشان دونقطه دونقطه یعنی این علامت : روده بزرگ
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
anthelmintic
دافع کرم روده مربوط بداروی ضد کرم
helminthiasis
ابتلاء به کرم روده ناخوشی کرم
invermination
دچاری به کرم روده ناخوشی کرم
appendicitis
اماس ضمیمه روده اماس اپاندیس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com