Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
phonograph connection
پریز مخصوص پیکاپ
Other Matches
pickup
پیکاپ
scratch filter
صافی پیکاپ
variable reluctance pickup
پیکاپ مغناطیسی
reluctance pickup
پیکاپ مغناطیسی
magnetic cartridge
پیکاپ مغناطیسی
needling
سوزن پیکاپ
crystal pickup
پیکاپ بلورین
needles
سوزن پیکاپ
needled
سوزن پیکاپ
phone cartridge
پیکاپ گرامافون
phono pickup
پیکاپ گرامافون
magnetic pickup
پیکاپ مغناطیسی
needle
سوزن پیکاپ
cartridge
پیکاپ گرامافون
cartridges
پیکاپ گرامافون
phonograph pickup
پیکاپ گرامافون
piezoelectric pickup
پیکاپ بلورین
lutes
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
plug connector
پریز
plug box
پریز
wall sockets
پریز ها
receptacles
پریز ها
outlets
پریز
outlets
پریز ها
electric sockets
پریز ها
outlet
پریز
receptacle
پریز
electrical outlets
پریز ها
power outlets
پریز ها
receptacles
پریز
socket
پریز
plug socket
پریز
sockets
پریز
electrical outlet
پریز دیواری
plug in
به پریز زدن
plug connection
کنتاکت پریز
socket box
جعبه پریز
plug and socket
دوشاخه و پریز
sockets
پریز برق
point
[wall socket]
[British]
پریز دیواری
power outlet
پریز دیواری
external socket
پریز بیرونی
power socket
پریز برق
socket coupler
پریز اتصال
wall socket
پریز دیواری
earth socket
پریز زمین
wafer socket
[پریز صفحه ای]
socket
[wall socket]
پریز دیواری
socket
پریز برق
network socket
پریز شبکه
[کامپیوتر]
timer socket
[پریز زمان سنج]
flush receptacle
پریز توی کار
flush socket
[پریز زیر کار]
utensil socket
[پریز دستگاه برقی]
wall socket
پریز روی دیوار
electrical outlet
پریز روی دیوار
point
[wall socket]
[British]
پریز روی دیوار
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
electrical outlets
پریز های دیواری
electric sockets
پریز های دیواری
wall sockets
پریز های دیواری
power outlet
پریز روی دیوار
power outlets
پریز های دیواری
outlet
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
The socket is broken.
پریز برق شکسته است.
electrical outlets
پریز های روی دیوار
electric sockets
پریز های روی دیوار
power outlets
پریز های روی دیوار
wall sockets
پریز های روی دیوار
socket
[wall socket]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
point
[wall socket]
[British]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
electrical outlet
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
convenience outlet
[American]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
power outlet
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
power point
[British]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
receptacle
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
numeric coprossor socket
[پریز کمک پردازنده عددی]
registering
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dispersal airfield
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
favorites
مخصوص
particulars
مخصوص
franc
حق مخصوص
vest pocket
مخصوص
franchise
حق مخصوص
specifics
مخصوص
particular
مخصوص
favourites
مخصوص
favourite
مخصوص
extra special
مخصوص
specific
مخصوص
especial
مخصوص
franchises
حق مخصوص
special
مخصوص
francs
حق مخصوص
selective signalling
ارتباط مخصوص
resistivity
مقاومت مخصوص
bluck density
وزن مخصوص
specifics
مخصوص معین
special troops
یکانهای مخصوص
aide-de-camp
اجودان مخصوص
specific
مخصوص معین
chorea
تشنج مخصوص
aides-de-camp
اجودان مخصوص
aide de camp
اجودان مخصوص
terminology
اصطلاح مخصوص
bolt
پیچ مخصوص قفل کردن در
terminologies
اصطلاح مخصوص
proper
مخصوص مقتضی
specific gravity
ورن مخصوص
specific gravity
وزن مخصوص
idoneous
مختص مخصوص
idiocrasy
حالت مخصوص
habiliments
لباس مخصوص
deffered maintenance
نگهداری مخصوص
g man
بازرس مخصوص
dry gap bridge
پل مخصوص اب بریدگی
exempted station
یکان مخصوص
favorite
مخصوص سوگلی
favourite or vor
ویژه مخصوص
special
مخصوص خاص
low resistivity
مقاومت مخصوص کم
built in jack
جک مخصوص نصب
specific gravities
وزن مخصوص
parts peculiar
قطعات مخصوص
idiosyncrasy
حال مخصوص
marque
مدل مخصوص
marque
علامت مخصوص
idiosyncrasies
حال مخصوص
maid in waiting
پیشخدمت مخصوص
heavy duty
مخصوص کارسنگین
specific gravities
ورن مخصوص
heavy-duty
مخصوص کارسنگین
special corrections
تصحیحات مخصوص
special passport
پاسپورت مخصوص
special services
خدمات مخصوص
valetdechambre
پیشخدمت مخصوص
Afro pick
شانه مخصوص فر
special session
جلسه مخصوص
densities
جرم مخصوص
specific capacity
فرفیت مخصوص
density
جرم مخصوص
specific search
شناسایی مخصوص
generals
معمولی و نه مخصوص
specific energy
انرژی مخصوص
specific resistivity
مقاومت مخصوص
game
کامپیوتر مخصوص
specific weight
وزن مخصوص
unit weight
وزن مخصوص
specially
مخصوص خاص
special drawing right
حق برداشت مخصوص
special sheaf
مروحه مخصوص
special damage
خسارت مخصوص
general
معمولی و نه مخصوص
red carpet
علامت پذیرایی مخصوص
registers
1-محل مخصوص درCPU
registering
1-محل مخصوص درCPU
register
1-محل مخصوص درCPU
spud
تیشه مخصوص کندن یخ
ducks
کد مخصوص درگیریهای هوایی
cuisse
زره مخصوص ران
insulativity
مقاومت ایزولاسیون مخصوص
spuds
تیشه مخصوص کندن یخ
conductibility
ضریب هدایت مخصوص
crewel
نخ تابیده مخصوص قلابدوزی
cuish
زره مخصوص ران
hollers
صدای مخصوص هر حیوان
hollering
صدای مخصوص هر حیوان
cycle spanner
اچار مخصوص تعمیردوچرخه
dry density
وزن مخصوص خشک
dump box
فرف مخصوص زباله
subcaliber range
میدان تیر مخصوص
lectern
میز مخصوص قرائت
lecterns
میز مخصوص قرائت
harrier
تازی مخصوص شکارخرگوش
freestone
سنگ مخصوص تراش
duckings
کد مخصوص درگیریهای هوایی
fisherman's bend
گره مخصوص قایقرانی
finishing limes
اهک مخصوص اندود
significance
معنای مخصوص دارد
a special menu
صورت غذای مخصوص
duck
کد مخصوص درگیریهای هوایی
exception reporting
گزارش گیری مخصوص
effective unit weight
وزن مخصوص موثر
ducked
کد مخصوص درگیریهای هوایی
jemmies
دیلم مخصوص دزدان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com