Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (6 milliseconds)
English
Persian
electrical outlets
پریز های دیواری
electric sockets
پریز های دیواری
power outlets
پریز های دیواری
wall sockets
پریز های دیواری
Search result with all words
wall socket
پریز دیواری
electrical outlet
پریز دیواری
point
[wall socket]
[British]
پریز دیواری
power outlet
پریز دیواری
socket
[wall socket]
پریز دیواری
Other Matches
outlets
پریز ها
plug box
پریز
wall sockets
پریز ها
receptacles
پریز ها
power outlets
پریز ها
plug connector
پریز
plug socket
پریز
electrical outlets
پریز ها
electric sockets
پریز ها
outlets
پریز
receptacles
پریز
receptacle
پریز
socket
پریز
outlet
پریز
sockets
پریز
wall
دیواری
parietal
دیواری
mural
دیواری
walls
دیواری
murals
دیواری
sockets
پریز برق
wafer socket
[پریز صفحه ای]
plug in
به پریز زدن
socket coupler
پریز اتصال
plug and socket
دوشاخه و پریز
earth socket
پریز زمین
external socket
پریز بیرونی
plug connection
کنتاکت پریز
power socket
پریز برق
socket box
جعبه پریز
socket
پریز برق
phonograph connection
پریز مخصوص پیکاپ
network socket
پریز شبکه
[کامپیوتر]
flush receptacle
پریز توی کار
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
power outlet
پریز روی دیوار
timer socket
[پریز زمان سنج]
point
[wall socket]
[British]
پریز روی دیوار
wall socket
پریز روی دیوار
electrical outlet
پریز روی دیوار
utensil socket
[پریز دستگاه برقی]
flush socket
[پریز زیر کار]
covered forge
کوره دیواری
extra-mural
فرا دیواری
chimney
بخاری دیواری
fire grate
اجاق دیواری
wall tie
بست دیواری
fire place
بخاری دیواری
mural
نقش دیواری
wall paper
کاغذ دیواری
affiche
اعلان دیواری
grates
بخاری تو دیواری
hangings
کاغذ دیواری
grated
بخاری تو دیواری
grate
بخاری تو دیواری
mural
نقاشی دیواری
banks
کرانه دیواری
bank
کرانه دیواری
wallpaper
کاغذ دیواری
wallpapers
کاغذ دیواری
wall painting
نقاشی دیواری
wall mounting cabinet
قفسه دیواری
murals
نقش دیواری
outlet box
جعبه دیواری
chimneys
بخاری دیواری
paper hangings
کاغذ دیواری
transparency
اسلاید دیواری
transparencies
اسلاید دیواری
rung
پله ی دیواری
sconce mirror
ایینه دیواری
murals
نقاشی دیواری
fresco
نقاشی دیواری
wall mounted switch
کلید دیواری
fire side
بخاری دیواری
frescoes
نقاشی دیواری
intermural
میان دیواری
wall clock
ساعت دیواری
side board
میز پا دیواری
wall hanging
تزئینات دیواری
socket
[wall socket]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
receptacle
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
power outlets
پریز های روی دیوار
wall sockets
پریز های روی دیوار
electric sockets
پریز های روی دیوار
electrical outlets
پریز های روی دیوار
power point
[British]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
power outlet
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
The socket is broken.
پریز برق شکسته است.
point
[wall socket]
[British]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
numeric coprossor socket
[پریز کمک پردازنده عددی]
convenience outlet
[American]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
electrical outlet
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
outlet
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
wallpaper adhesive
چسب کاغذ دیواری
to batter awall
کوبیدن یافروریختن دیواری
lean to roof
بام سینه دیواری
witch hazel
موچسب پیچک دیواری
pitch and toss
بازی بیخ دیواری
paper hanger
کاغذ دیواری چسبان
paper stainer
سازنده کاغذهای دیواری
fractable
[کتیبه دیواری سنتوری]
lean-to proof
بام سینه دیواری
tablature
نقاشی دیواری یا سقفی
inclosure
چهار دیواری حصار
gas bracket
لوله دیواری که دارای گازسوزباشد
wallpaper
با کاغذ دیواری تزئین کردن
wallpapers
با کاغذ دیواری تزئین کردن
countermure
دیواری که برای پشتیبان دیواردیگربسازند
to panel a wall
دیواری را تخته کوبی کردن
The clock has stopped.
ساعت دیواری خوابیده است
paperhanger
کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
krantz
خاره هایی که دیواری ازانهادرست شود
dyke
دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
The clock is fast (gaining).
ساعت دیواری تند کار می کند
dykes
دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
dikes
دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
frameworks
استخوان بندی قالب چهار دیواری
framework
استخوان بندی قالب چهار دیواری
to peck down a wall
دیواری را با الت نوک تیزخراب کردن
Does this clock keep good time?
این ساعت دیواری درست کار می کند ؟
hanging
[فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
cuckoo clocks
ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
cuckoo clock
ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
parpen
سنگ تراشی مه از توی دیواری گذر کرده و ازدوسوی ان نمایان باشد
This is a self - winding clock .
این ساعت دیواری کوک لازم ندارد ( اتو ماتیک است )
branch cutoff
دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
quadrangles
چهار گوش چهار دیواری
quadrangle
چهار گوش چهار دیواری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com