English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (8 milliseconds)
English Persian
baffle پریشانی اهانت
baffled پریشانی اهانت
baffles پریشانی اهانت
baffling پریشانی اهانت
Other Matches
perturbation پریشانی
perturbations پریشانی
desolateness پریشانی
nonplus پریشانی
katzenjammer پریشانی
forlornness پریشانی
worriment پریشانی
distresses پریشانی
affliction پریشانی
distress پریشانی
non-cooperation پریشانی
depression پریشانی
depressions پریشانی
dolour پریشانی
confusion پریشانی
disconsolation پریشانی
discomposure پریشانی
disconsolateness پریشانی
uneasiness پریشانی
taking پریشانی
affiction پریشانی
woes پریشانی
deplorability پریشانی
turmoil پریشانی
woe پریشانی
dolor پریشانی
depressant عامل پریشانی
abstractedly با پریشانی خیال
bitter end اخرین پریشانی
deflection defocusing پریشانی اشعه
distressing پریشانی اور
distressingly پریشانی اور
rambles پریشانی بی هدفی
absently با پریشانی فکر
rambled پریشانی بی هدفی
remorse ندامت پریشانی
desolation دلتنگی پریشانی
stressful پراز پریشانی
ramble پریشانی بی هدفی
bother رنجش پریشانی
bothers رنجش پریشانی
bothering رنجش پریشانی
bothered رنجش پریشانی
afflictions پریشانی غمزدگی
forlornly از روی پریشانی و درماندگی
disdain اهانت
scorns اهانت
scorning اهانت
scorned اهانت
scorn اهانت
insolence اهانت
contempt اهانت
impertinence اهانت
contumely اهانت
impertinency اهانت
despite اهانت
disdains اهانت
disdaining اهانت
misprize اهانت
disdained اهانت
offence اهانت توهین
humiliatory اهانت امیز
treat with insolence اهانت کردن به
disdianful اهانت امیز
offense اهانت توهین
to badmouth اهانت زدن
hubristic اهانت امیز
floutingly ازروی اهانت
flouts اهانت کردن
flout اهانت کردن
offenses اهانت توهین
flouting اهانت کردن
disdainful اهانت اور
contemptuous اهانت امیز
disrespect بی حرمتی اهانت
scorns اهانت کردن
scorned اهانت کردن
scorn اهانت کردن
flouted اهانت کردن
contumelious اهانت کننده
contempt og court اهانت به دادگاه
asperse اهانت وارداوردن
sniffy اهانت امیز
scorning اهانت کردن
scornful اهانت امیز
offensively بطور اهانت امیز
offensiveness اهانت امیزی بدی
No offence! قصد اهانت ندارم!
No harm meant! قصد اهانت ندارم!
sniffish بطور اهانت امیز
offensive اهانت امیز تهاجمی
offensives اهانت امیز تهاجمی
injuriously بطور اهانت امیز
hubristic مغرورانه اهانت کننده
contempt of court اهانت به دادگاه [جرم جنایی]
contempt [criminal offence] اهانت به دادگاه [جرم جنایی]
Things can't remain this way. <idiom> این اهانت است ! [اصطلاح روزمره]
That's a bit much! <idiom> این اهانت است ! [اصطلاح روزمره]
smear word عنوان یا لقب اهانت امیز تهمت
scoff اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
contumeliously ازروی اهانت یابی حرمتی مغرورانه
scoffed اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
scoffing اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
scoffs اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
to look at somebody with contempt به کسی با اهانت [تحقیر آمیز] نگاه کردن
inviolability مصون بودن فرستاده دیپلماتیک ازهر نوع تعدی و اهانت
succor کمک برای رهایی از پریشانی موجب کمک
succour کمک برای رهایی از پریشانی موجب کمک
contempt در CLممکن است این جرم به وسیله جریمه یا زندان یا هردو کیفر داده شود اهانت
flouts استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
flout استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
purging a contempt of court جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
flouted استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
flouting استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
humiliates تحقیر کردن اهانت کردن به
humiliated تحقیر کردن اهانت کردن به
humiliate تحقیر کردن اهانت کردن به
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com