English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
downtime پریودی که تجهیزات موردنظردراثر نقص فنی از فعالیت بازمانده است
Other Matches
remanent بازمانده
surviver جاوید بازمانده
surviving dependent فرد بازمانده
survivor باقیمانده بازمانده
hindering بازمانده کردن مانع شدن
hinders بازمانده کردن مانع شدن
hinder بازمانده کردن مانع شدن
hindered بازمانده کردن مانع شدن
snow bound بازمانده از زفتن بواسطه برف
benefits payable to surviving dependents مزایای قابل پرداخت به وابستگان بازمانده
adopted types انواع تجهیزات مورد قبول انواع تجهیزات قبول شده
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
rigs تجهیزات
rigged تجهیزات
rig تجهیزات
accouterments تجهیزات
appliances تجهیزات
appliance تجهیزات
parrot تجهیزات ای اف اف
materiel تجهیزات
parrots تجهیزات ای اف اف
parroting تجهیزات ای اف اف
parroted تجهیزات ای اف اف
acoutrement تجهیزات
devices تجهیزات
equipments تجهیزات
accouterment تجهیزات
device تجهیزات
instrumentation تجهیزات
fixture تجهیزات
equipment تجهیزات
transfer equipment تجهیزات
mechanical equipment تجهیزات مکانیکی
electric equipment تجهیزات الکتریکی
equipment logbook دفتر تجهیزات
machine equipment تجهیزات ماشین
illuminating device تجهیزات روشنایی
extra equipment تجهیزات اضافی
handling equipment تجهیزات بار
garage equipment تجهیزات گاراژ
cryptoequipment تجهیزات رمز
accessory equipment تجهیزات یدکی
ancillary equipment تجهیزات اضافی
mobilization تجهیزات قوا
individual aquipment تجهیزات انفرادی
ancillary equipment تجهیزات جانبی
ancillary equipment تجهیزات پیرامونی
assembly fixture تجهیزات مونتاژ
auxiliary equipment تجهیزات کمکی
auxiliary equipment تجهیزات جانبی
capital equipments تجهیزات سرمایهای
critical materials تجهیزات مهم
outfits تجهیزات حفاری
radar equipment تجهیزات رادار
outfit تجهیزات حفاری
protective equipment تجهیزات حفافتی
plants تجهیزات کارگاه
plant تجهیزات کارگاه
output equipment تجهیزات خروجی
war material تجهیزات جنگی
ventilating equipment تجهیزات تهویه
turning attachment تجهیزات تراشکاری
technical equipment تجهیزات فنی
peripheral equipment تجهیزات جنبی
telephone equipment تجهیزات تلفن
switching device تجهیزات سوئیچینگ
standby equipment تجهیزات جانشینی
die sinking attachment تجهیزات فرز حدیده
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
data terminal equipment تجهیزات ترمینال داده
accoutre با تجهیزات اماده نمودن
data communications equipment تجهیزات ارتباطات داده ها
peripheral equipment operator متصدی تجهیزات جانبی
core blowing equipment تجهیزات دمیدن هسته
table of organization and equipment (toe جدول سازمان و تجهیزات
shuttled بردن افرادو تجهیزات
cam turning attachment تجهیزات تراش بادامک
basic end item تجهیزات ووسایل اولیه
precision measuring equipment تجهیزات سنجش دقیق
producer durable equipment تجهیزات با دوام تولیدی
x ray equipment تجهیزات اشعه رونتگن
pattern milling attachment تجهیزات فرز مدل
induction melting equipment تجهیزات ذوب القائی
ingot conveying device تجهیزات انتقال شمش
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
shuttles بردن افرادو تجهیزات
shuttle بردن افرادو تجهیزات
measuring device تجهیزات اندازه گیری
mobile lubricating equipment تجهیزات روغنکاری متحرک
mold making equipment تجهیزات قالب سازی
nitriting equipment تجهیزات ازت دهی
plant records امار تجهیزات کارگاه
honing equipment تجهیزات سنگ زنی
panoply تجهیزات و ارایش کامل
original equipment manufacturer سازنده تجهیزات اصلی
paint spraying equipment تجهیزات رنگ پاشی
equipment logbook دفترچه خدمتی تجهیزات
oil reclamation equipment تجهیزات احیا روغن
forming attachment تجهیزات تراش پروفیل
grinding attachment تجهیزات سنگ سمباده
arsenal ساختمان تجهیزات نظامی
emergency brake equipment تجهیزات ترمز اضطراری
activation فعالیت
activeness فعالیت
acting فعالیت
stir فعالیت
functions فعالیت
function فعالیت
stirrings فعالیت
actuality فعالیت
stirred فعالیت
functioned فعالیت
activities فعالیت
activity فعالیت
stirs فعالیت
exercise فعالیت
exercised فعالیت
exercises فعالیت
unisys یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
cam grinding attachment تجهیزات سنگ زنی قوسی
well-appointed دارای تجهیزات یا اثاثیهی خوب
deadlined equipment لوازم و تجهیزات از کار افتاده
component end item قطعات و اقلام تجهیزات عمده
dead storage انبار وسایط نقلیه و تجهیزات
honeywell یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
assets ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
stack ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacks ردیف کردن وسایل و تجهیزات
back drilling attachment تجهیزات سوراخ کردن از پشت
stacked ردیف کردن وسایل و تجهیزات
ventured فعالیت اقتصادی
venture فعالیت اقتصادی
events عمل یا فعالیت
ventures فعالیت اقتصادی
event عمل یا فعالیت
activated به فعالیت پرداختن
activates به فعالیت پرداختن
venturing فعالیت اقتصادی
activating به فعالیت پرداختن
low activity فعالیت پایین
reactivation فعالیت مجدد
somatotonia فعالیت گرایی
somatotonic فعالیت گرا
activate به فعالیت پرداختن
turn over عایدی فعالیت
optical activity فعالیت نوری
politicking فعالیت سیاسی
operating level سطح فعالیت
operant فعالیت کننده
on stream درحال فعالیت
hey day روز پر فعالیت
off year سال کم فعالیت
operational environment محیط فعالیت
auxiliary activity فعالیت فرعی
inactivity عدم فعالیت
inaction بدون فعالیت
random activity فعالیت تصادفی
activity analysis تحلیل فعالیت
activity of soil فعالیت خاک
activity wheel گردونه فعالیت
business activity فعالیت بازرگانی
activity coefficient ضریب فعالیت
activity light چراغ فعالیت
critical activity فعالیت بحرانی
cerebration فعالیت مغزی
activation به فعالیت دراوردن
activity time زمان هر فعالیت
advertising campaign فعالیت تبلیغاتی
publicity drive فعالیت تبلیغاتی
activity rate نرخ فعالیت
activity ratio نسبت فعالیت
activity quotient بهر فعالیت
activity chart نمودار فعالیت
activity drive سائق فعالیت
activity cycle چرخه فعالیت
motorola سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
integrated revision بررسی نهایی جداول سازمان و تجهیزات
cutter grinding attachment تجهیزات سنگ زنی قلم تراش
control data corporation یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
equipment تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
friendly interface ترکیب تجهیزات ترمینالی وبرنامههای کامپیوتری
orbits دور حدود فعالیت
class ii activity فعالیت امادی طبقه 2
class i activity فعالیت امادی طبقه 1
seismism فعالیت لزرشی وارتعاشی
self activity فعالیت خود بخود
orbited دور حدود فعالیت
business cycle دور فعالیت بازرگانی
sphere مرتبه حدود فعالیت
efficiency فعالیت مفید بازده
pickup تجدید فعالیت چیدن
orbit دور حدود فعالیت
byway کار یا فعالیت جنبی
trade cycle دوره فعالیت تجاری
spheres مرتبه حدود فعالیت
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
activity sampling نمونه گیری از فعالیت
byways کار یا فعالیت جنبی
slumped کاهش فعالیت رکود
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com