Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English
Persian
bumpy
<adj.>
پر دست انداز
rough
<adj.>
پر دست انداز
Search result with all words
thundering
صاعقه انداز
deposit
پس انداز
deposits
پس انداز
ramp
پیچ دست انداز
ramps
پیچ دست انداز
panorama
چشم انداز
panoramas
چشم انداز
vista
منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
vistas
منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
scoop
خاک انداز
scooped
خاک انداز
scooping
خاک انداز
scoops
خاک انداز
save
پس انداز کردن
save
نجات دادن پس انداز کردن
saved
پس انداز کردن
saved
نجات دادن پس انداز کردن
saves
پس انداز کردن
saves
نجات دادن پس انداز کردن
view
چشم انداز قضاوت
viewed
چشم انداز قضاوت
viewing
چشم انداز قضاوت
views
چشم انداز قضاوت
landscape
چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscape
چشم انداز
landscaped
چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscaped
چشم انداز
landscapes
چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscapes
چشم انداز
landscaping
چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscaping
چشم انداز
hooker
قلاب انداز
hookers
قلاب انداز
ledge
لبه دست انداز
ledges
لبه دست انداز
scope
چشم انداز
perspective
چشم انداز
perspective
عمق نمایی چشم انداز
perspectives
چشم انداز
perspectives
عمق نمایی چشم انداز
prospect
دور نما چشم انداز
prospect
چشم انداز
prospected
دور نما چشم انداز
prospected
چشم انداز
prospecting
دور نما چشم انداز
prospecting
چشم انداز
prospects
دور نما چشم انداز
prospects
چشم انداز
bump
دست انداز جاده
bump
دست انداز
pothole
گودی یا دست انداز
pothole
دست انداز
potholes
گودی یا دست انداز
potholes
دست انداز
napkin
پیش انداز
napkins
پیش انداز
deposit account
حساب پس انداز
deposit accounts
حساب پس انداز
clearing bank
بانک پس انداز
clearing banks
بانک پس انداز
dustpan
خاک انداز
dustpans
خاک انداز
shovel
خاک انداز
shoveled
خاک انداز
shoveling
خاک انداز
shovelled
خاک انداز
shovelling
خاک انداز
shovels
خاک انداز
overlook
چشم انداز
overlooked
چشم انداز
overlooking
چشم انداز
overlooks
چشم انداز
trapper
تله انداز
trappers
تله انداز
starter
راه انداز
starters
راه انداز
bumpier
پر از دست انداز
bumpiest
پر از دست انداز
bumpy
پر از دست انداز
boot
روی یک دیسک سخت با بیشتر از یک بخش بخشی که حاوی برنامه راه انداز و سیستم عامل است
boot
دیسک خاصی که حاوی برنامه راه انداز ونرم افزار سیستم عامل است
auto
سیستم کامپیوتری که یک تابع راه انداز را پس ازشروع مقداردهی اولیه میکند
autos
سیستم کامپیوتری که یک تابع راه انداز را پس ازشروع مقداردهی اولیه میکند
rocket launcher
موشک انداز
rocket launchers
موشک انداز
bowler
توپ انداز
bowlers
توپ انداز
martinet
ادم با انضباط وسخت گیر سخت گیری وانضباط خشک منجنیق سنگ انداز
martinets
ادم با انضباط وسخت گیر سخت گیری وانضباط خشک منجنیق سنگ انداز
stevedore
کارگر بار انداز
stevedores
کارگر بار انداز
lookout
چشم انداز
lookouts
چشم انداز
fireman
سوخت انداز
firemen
سوخت انداز
catapult
سنگ انداز
catapulted
سنگ انداز
catapulting
سنگ انداز
catapults
سنگ انداز
puddle
دست انداز
Other Matches
average propensity to save
میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
saving institutions
موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
deflection board
طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
mortar report
گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
unintended saving
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
mid wicket
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
thrift
پس انداز
irrigator
اب انداز
ex post saving
پس انداز
aggregate saving
پس انداز کل
forehanded
پس انداز کن
saving
پس انداز
ex ante saving
پس انداز
saver
پس انداز کن
savings
پس انداز
fire teazer
اتش انداز
foot cloth
پای انداز
footcloth
پای انداز
fire teazer
سوخت انداز
firer
سوخت انداز
fluter
چین انداز
feller
درخت انداز
hand rail
دست انداز
mobilization of savings
بسیج پس انداز
missile man
موشک انداز
missile launcher
موشک انداز
mobilization of savings
تجهیز پس انداز
line starter
راه انداز خط
jaculator
نیزه انداز
jack ketch
طناب انداز
intriguer
پشت هم انداز
intriguant
پشت هم انداز
intrigant
پشت هم انداز
initiator terminator
راه انداز
howitzer
خمپاره انداز
grenadier
نارنجک انداز
ejector
بیرون انداز
parapets
دست انداز
parapet
دست انداز
divisive
تفرقه انداز
outlook
چشم انداز
lay-bys
پس انداز کردن
lay-by
پس انداز کردن
lay by
پس انداز کردن
scenes
چشم انداز
scene
چشم انداز
traffickers
پشت هم انداز
trafficker
پشت هم انداز
scenery
چشم انداز
abortifacient
بچه انداز
actual saving
پس انداز واقعی
ecbolic
جنین انداز
dissaving
پس انداز منفی
discobolus
دایره انداز
crapshooter
طاس انداز
forced saving
پس انداز اجباری
compulsory saving
پس انداز اجباری
cannoneer
توپ انداز
buttonhook
دکمه انداز
bumpiness
دست انداز
bank of deposit
صندوق پس انداز
bank of deposit
بانک پس انداز
ballista
سنگ انداز
drivers
راه انداز
road hole
دست انداز
save money
پس انداز کردن
salt away
<idiom>
پس انداز کردن
mouth-watering
دهان آب انداز
unsaved
پس انداز نشده
torpedo tube
اژدر انداز
to lay up
پس انداز کردن
to lay aside
پس انداز کردن
view
چشم انداز
trustee savings bank
صندوق پس انداز
penny bank
صندوق پس انداز
provident bank
صندوق پس انداز
savings bank
صندوق پس انداز
thrift institutions
موسسات پس انداز
theory of saving
نظریه پس انداز
the t.
صاعقه انداز
releaser
راه انداز
saving rate
نرخ پس انداز
rate of saving
نرخ پس انداز
propensity to save
گرایش به پس انداز
procrastinator
تعویق انداز
private saving
پس انداز خصوصی
postponer
تاخیر انداز
personal saving
پس انداز شخصی
permanent saving
پس انداز دائمی
paysage
چشم انداز
paradox of thrift
تناقض پس انداز
net saving
پس انداز خالص
negative saving
پس انداز منفی
retardant
عقب انداز
reverberative
طنین انداز
stoker
سوخت انداز
springer
کمند انداز
splitter
نفاق انداز
spearman
نیزه انداز
savings bank
صندوق پس انداز
savings account
حساب پس انداز
saving ratio
نسبت پس انداز
saving motive
انگیزه پس انداز
saving function
تابع پس انداز
saving equation
معادله پس انداز
saving bank
بانک پس انداز
saving account
حساب پس انداز
national saving
پس انداز ملی
driver
راه انداز
mortars
خمپاره انداز
mortar
خمپاره انداز
sonorous
طنین انداز
bombers
بمب انداز
bomber
بمب انداز
ringers
طنین انداز
ringer
طنین انداز
puddles
دست انداز
party parpet
دست انداز مشترک
passbook
دفترچه حساب پس انداز
shedder
جانور پوست انداز
net business saving
پس انداز خالص شرکتها
sock away
پول پس انداز کردن
saving and loan associations
شرکتهای پس انداز و وام
starting box
رئوستای راه انداز
releasing factors
عاملهای راه انداز
steam shovel
خاک انداز بخاری
starter motor armature
ارمیچر راه انداز
rheostatic starter
راه انداز رئوستایی
primary coil
پیچک راه انداز
resonantly
بطور طنین انداز
starter coil
کویل راه انداز
saveable
پس انداز کردنی اندوختنی
theory of saving
نظریه مربوط به پس انداز
three phase starter
راه انداز سه فاز
petarder
سرباز بمب انداز
soldier's deposits
حسابهای پس انداز سربازان
starting rheostat
رئوستای راه انداز
motor starter
موتور راه انداز
counter mortar
اتش ضد خمپاره انداز
air pocket
دست انداز هوایی
folly
چشم انداز ساختمان
cat-stones
دست انداز پلکانی
dissave
بدون پس انداز ماندن
exciter
مولد راه انداز
floorer
ضربت زمین انداز
saving
رستگار کننده پس انداز
trust fund
وجوه پس انداز شده
antitank launcher
موشک انداز ضد تانک
army deposit fund
پس انداز انفرادی افراد
bootstrap
خود راه انداز
foot starter
راه انداز پایی
grenadier
یکان نارنجک انداز
lay aside
پس انداز کردن انداختن
very pistol
طپانچه فشفشه انداز
lancer
تشر زن نیزه انداز
wealth saving relationship
رابطه ثروت و پس انداز
lever stater
راه انداز اهرمی
nest egg
<idiom>
پول پس انداز شده
mangonel
منجنیق سنگ انداز
kick starter
راه انداز پایی
jounce
دست انداز داشتن
missile destroyer
ناوشکن موشک انداز
gun bus
هواپیمای توپ انداز
hand rail
دست انداز نرده
infernal machine
ماشین اتش انداز
intended saving
پس انداز مورد انتظار
marginal propensity to save
میل نهائی به پس انداز
starting torque
گشتاور پیچشی راه انداز
to save for retirement
برای بازنشستگی پس انداز کردن
his equitable savings and loan building
[پس انداز عادلانه و ساختمان وام
foot operated starting switch
کلید راه انداز پایی
uppish
باد در خیشوم انداز فوقانی
blocking oscillator driver
راه انداز اوسیلاتور انسدادی
bootstrap
راه انداز بند کفشی
missile crusier
رزم ناو موشک انداز
mid on
توپگیر طرف توپ انداز
fast bowler
توپ انداز پرتاب سریع
bootstrap loader
بارکننده خود راه انداز
bootstrap routine
روال خود راه انداز
bowler's thumb
درد شست توپ انداز
bowling average
میانگین امتیازهای توپ انداز
discobolus
وزنه پرت کن حلقه انداز
magnet type starter
راه انداز نوع مغناطیسی
granadier
درخت انار نارنجک انداز
guided missile destroyer
ناو شکن موشک انداز
rail
دست انداز کمرکش در و پنجره
planned saving
پس انداز برنامه ریزی شده
self asserting
خود را جلو انداز خودبیانگر
savings and loan association
صندوق پس انداز تعاونی ورهنی
saving function
صورت مقدار پس انداز درامدشخص
separately excited
مولد با راه انداز جداگانه
printer driver
برنامه راه انداز چاپگر
bootstrap loader
باز کننده خود راه انداز
starting motor
راه انداز
[استارتر]
[اتومبیل رانی ]
starter motor
راه انداز
[استارتر]
[اتومبیل رانی ]
jolt
دست انداز داشتن تکان خوردن
jolted
دست انداز داشتن تکان خوردن
database driver
برنامه راه انداز پایگاه داده
chuckhole
دست انداز یا جای چرخ درجاده
jolting
دست انداز داشتن تکان خوردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com